کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
09:21
محسن مهدی علمدارلو

محسن مهدی علمدارلو

فرزند عوض

تاریخ تولد
1346/09/07
تاریخ شهادت
1365/06/14
محل شهادت
جزیره مجنون
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد محسن مهدي علمدارلو : شهيد محسن مهدي علمدارلو به نام مستعار آقا حسين فرزند عوض در تاريخ 7/9/1346 در شهرستان فراشبند و در منطقه اي سرسبز و عشايرنشين در سياه چادر به دنيا آمد . خانواد? محسن عشاير و از راه دامداري کسب درآمد مي کردند و دوران کودکي شهيد در شهر فراشبند و در سياه چادرهاي عشاير سپري شد تا اين که به سن 7 سالگي رسيد دوران تحصيل ابتدايي خود را در مدارس عشايري با موفقيت پشت سر گذاشت و براي ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر در مدرسه شبانه روزي عشايري شهيد بهشتي شيراز نام نويسي کرد و مشغول تحصيل شد در دبيرستان رشته تجربي را انتخاب کرد و تا دوم دبيرستان ادامه داد با شروع جنگ تحميلي درس و مدرسه را رها کرد و دفاع از خاک ميهن را وظيفه خود دانست . در زمان پيروزي انقلاب شهيد 11 سال بيشتر نداشت اما بعد از پيروزي انقلاب پا به پاي مردم در تظاهرات و راهپيمايي ها شرکت مي کرد او عاشق امام و انقلاب بود نمازهايش را سر موقع مي خواند و در اکثر نماز جمعه ها حضور پر رنگ داشت در فعاليت هاي فرهنگي بسيج و مسجد نيز حضور چشمگير داشت . در محيط خانه و خانواده نيز خيلي دلسوز و مهربان بود به پدر و مادر خود بسيار احترام مي گذاشت و صله رحم و سرکشي به اقوام و خويشان را در رأس کارهاي خود قرار داده بود . شغل خاصي نداشت محصل بود و در مواقع بيکاري به پدر در کارهاي کشاورزي و دامداري کمک مي کرد با آغاز جنگ ترک تحصيل کرد و از طريق بسيج براي شرکت و رفتن به جبهه نام نويسي کرد او در سال هاي 1364 و 1365 سه بار به جبهه اعزام شد و جمعاً 6 ماه در جبهه هاي حق عليه باطل حضور داشت و سرانجام در تاريخ 14/6/1365 در جزيره مجنون در عمليات بدر از ناحيه سر و کمر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به شهادت رسيد يک هفته بعد از شهادتش جسد پاکش تشييع و در گلزار شهداي محله شهريار زرقان دفن و به خاک سپرده شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .

وصيت نامه شهيد محسن مهدى علمدارلو بسم الله الرحمن الرحيم الذى خلق الموت و الحياء ليسلوكم ايكم احسن عملا اوست خدايى كه مرگ و زندگى را آفريد تا بيازمايد شما را در صحنه پيكار حق عليه باطل كدامين نيكوكارتر است. با درود و سلام بر يگانه منجى عالم بشريت امام زمان (عج ) و نائب برحقش ابراهيم زمان پير جماران امام خمينى چند كلمه بعنوان وصيت حضور شما برادران و خواهران عر ض مى نمايم. قبل ازاينكه وصيت نامه ام را شروع كنم يادآورى مى نمايم كه بنده حقير از شهيد شدن خودم كاملا اطلاع داشتم و منتظر روز موعود بودم زبان اين حقير قاصر است كه بتواند امت شهيد پرور كه ما پرورده اين امت غيور هستيم وصيتى داشته بودم براى اينكه به منافقان و افراد بى تفاوت نشان دهم كه خودم اين راه را آگاهانه و دور از فك‌مادى انتخاب نموده ام اجبارا دست به قلم بردم اميدوارم كه مورد پسند همه شما قرار بگيرد پركشيدن على اكبر گونه ها - اكبرى ها - جمشيدى ها - در حالى بود كه تمامى غافلان اين قافله را به فكر واداشت از خون اين عزيزان شرم نمودم كه در خانه بمانم و در كوچه ها پرسه بزنم و در خانه و شهرماندن را بر خود ننگ دانستم تا شايد قسمت كوچكى از رسالت ادامه راه شهيدان را ادا كرده باشم شخصيتهاى برجسته اى در راه شهادت قدم نهادند و به ملكوت اعلى پيوستند و در راه شهيدانى كه در جهت حفظ و ضيانت انقلاب اسلامى از هيچ كوششى فروگذار نكردند و در مقابل مشكلات و سختى ها سرتعظيم فرود نياورند و جهت عمل نمودن به وصاياى شهيدان عزيزمان كه همانا پاسدارى از انقلاب اسلامى است اين راه را انتخاب نموده ام به نحو احسن عمل نمايم در حفظ اين رگ حياتى جوانان بزرگوارى به شهادت رسيده اند اينك نوبت ؟؟؟ بما رسيده است كه با لبيك به پيام امام به جبهه ها هجوم برده و سنگر ياران شهيدمان را پاسداريم و از طولانى شدن جنگ و درنتيجه طولانى شدن عمر حزب بعث جلوگيرى نمائيم و با پر كردن جاى خالى دوستانمان با دسته هاى گل چون سروهاى بلند قامت و استوار جاى خالى گلهاى سرخ پرپر شده انقلاب را در سنگر رزم پر كنيم زمانى كه جوانان همانند اسماعيل بقربانگاه مى شتابند بر ما ننگ است كه نظاره گر اين ايثارگريها باشيم بايد پيروزمندانه از جان بگذريم بسوزيم تا با كفر نسازيم ميرويم تا ايمان نرود ميميريم تا چراغ توحيد خاموش نگردد ما بايد در برابر شهداى عزيزمان كه خونشان بزمين ريخته شده وظايفى را انجام دهيم از يك سو بمانيم تا شهيد شويم و از سوى ديگر بايد شهيد شويم تا آينده بماند هم بايد شهيد شد تا فردا بماند و همه بايد بمانيم تا فردا را بسازيم ما از مردن هراسى نداريم اما مى ترسيم كه بعد از ماايمان را سرببرند و اگر بسوزيم هم روشنايى ميرود و جاى خود را دوباره بتاريكى مى سپارد ما بايد شهيد شويم تا غبار جهل ونادانى از چهره زمان زدوده گردد اى خداى بزرگ ترا شكر ميگويم كه راه شهادت را بما گشودى و درجه پر افتخار از اين دنياى خاكى بسوى آسمانها باز كردى. خانواده عزيزم بدانيد كه هيچكس مرا دراين امر مهم مجبور نكرد و اينراهى است كه بايد رفت و با لبيك گفتن به امام على زمان من اين راه را انتخاب كردم و در آخر مى گويم كه مرا حلال كنيد و چنانچه حوصله نداريد كه گريه نكنيد پس به امام و انقلاب بدبين نشويد و خداى نكرده به امام و اين انقلاب توهين ننمائيد. و چنانچه گريه مى كنيد نمازهايتان را فراموش نكنيد برايم لباس سياه نپوشيد گريه بر گناهانم بكنيد و بدانيد كه انسان هر چه سبكتر برود بهتر است خون من از خون شهيدان عزيزى چون جمشيدى و اكبرى و غيره رنگين تر نيست شهدايى بودند كه وقتى شهيد شدند مادر نداشتند كه برايشان گريه كند ماشاء الله ما كه برادر و خواهر و والدين داريم بگذاريد كه يكى از آنان در راه خدا شهيد شده باشند مرا حتما در كنار قبر شهيد محمد حسين جمشيدى دفن نمائيد ميدانم كه راه دور مى باشد ولى چه كنم كه خيلى دلم مى خواهد كه در كنار دوست عزيزم بسيجى عارف شهيد جمشيدى مسرور باشم تا خدا بخاطر عظمت اين شهيد مرا هم ببخشد و از دور بودن راه مرا ببخشيد و عكسهايم را بهر كس ندهيد فقط به كسى بدهيد كه حزب الله باشد و رهبر كبير را قبول داشته باشيد و ولايت فقيه را تاكيد كنيد مادر و پد رگراميم ميدانم كه برايم زياد زحمت كشيده ايد و اميد زيادى بمن داشتيد اما زمانه مهلت نداد جبران زحمات شما را بكنم بدانيد كه شهادت خدمت بزرگى است به شما اميدوارم كه خداوند صبر و استقامتى به شما عطا فرمايد. در تربيت برادرانم و خواهرانم حداكثر سعى را بنمائيد. و آنها را طورى تربيت نمائيدكه اسلحه خونين بزمين افتاده ام را در اين دو بدوش بگيرند. برادرم و برادرانم بياييد و از اين انسانهاى وارسته زمان كه نه تنها امروز بلكه از آغاز خلقت بشر رسالت ومسئوليت را بدوش كشيده اند با خوشنان پيامها را مخابره نموده اند درس زندگى و آزادى بياموزيد وبدانيد كه تنها راهى كه ميتواند شما را از گرداب هولناك حاكم بر دنياى مادى نجات دهد رفتن به راه اين عزيزان كه همان راه اسلام و راه خداست مى باشد و د رمواقع ضرورى با عشق و ايثار به يارى دين بشتابيد و امام امت را تنها نگذاريد و با اخلاص و عاشقانه و با صداقت راه شهيدان را ادامه بدهيد و در اين راه خون بدهيد تا اسلام بماند خط امام كه استمرار خط خونين تشييع است در جامعه حاكميت پيدا كند. خواهر و خواهرانم حجاب اسلامى را هميشه رعايت نمائيد و سعى نمائيد در عنفوان جوانى منحرف نشويدو هميشه با منكرات مخالفت نمائيد و با رعايت حجاب خود مشت محكمى بدهان جوانهاى ولگرد و سوسول بزنيد تا پوزه آنان به خاك ماليده شود و ديگر از جاى بلند نشوند. هميشه پيام شهدا كه خواهرم حجاب تو كوبنده تر از خون من است مدنظر داشته باشيد و در ذهنتان مجسم نمائيد سخنى چند با دانش آموزان گرامى در سنگر مدرسه براى نبردهاى آينده به سلاح دانش مسلح شويد به سلاحى كه در حراست انقلاب اسلامى دستاوردهاى آن بسيار موثر است. براى خلع سلاح فكرى شما برادران گرامى زمينه سازى زيادى كرده بودند مدرسه نيز يك جبهه است كه محل تعليم و تربيت است و با سلاح خود كه قلم است از تماميت ارضى و حيثيت و شرف دفاع نمائيد. در كنار دروس درسيتان جبهه ها را فراموش نكنيد و مطالعه غير درسى و قرآن و رساله داشته باشيد و در اوقات بيكارى قرآن مطالعه كنيد. در جبهه ها كه تشريف مى بريد با يك دست تفنگ و با يك دست ديگر قلم علم بر ستيز بادشمن مطالعه هم در كنارش داشته باشيد. دانش آموزان و جوانان نيكو خصال و نيكو راى فروتنى و تواضع د رمقابل معلم آنقدرمهم است كه حضرت على عليه السلام فرمودند من علمى حرفا فقد صيرنى عبدا هليما تو كه مرا حرفى بيامزد مرا بنده خويش قرار داده است در تعطيلات تابستان طبق گفته شهيد با هنر مدرسه تعطيل نميشود اما تربيت تعطيل نمى شود. لذا از اوقات خود به نحو احسن استفاده نمائيد چون حيف است كه اوقاتمان بدون استفاده بگذرد. مادرم از رفته قلم هيچ دگرگون نشود وزخوردن غم جز جگر خون نشود گرد رهمه عمر خويش خونابه خورى يك قطره از آنچه همت افزون نشود از همه برادران و والدينم عاجزانه استدعا دارم كه با تعاون و بنياد شهيد همكارى لازم را مبذول فرمايند و مرا د ركنار قبر شهيد جمشيدى دفن نمائيد برادران تعاون و بنياد شهيد در اين امر كوتاهى ننمائيد. از همه شما التماس دعا دارم. برادر عزيزم كتابهايم را به خودت هديه ميدهم تا با مطالعه آن به ميهن اسلامى خدمت كنى. كوچك شما محسن مهدى علمدارلو
26/5/ 65 خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار