بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد حبيب الله رجبي
در شبي از شب هاي ستاره باران سال 1342 در خانه اي نور قدم هاي نوزادي جلوه تازه اي يافت اين کودک همه را به شادي و سرور به ميهماني نشاند.پدر و مادر اين گل نوشکفته و پسنديده را به نام حبيب اله زيبايي بيشتر بخشيدند و شادمان به پرورش دل سپردند.حبيب الله مردم شهر سورمق را نيز با وجودش به آرامش رساند.اين دلاور بزرگ ما در کودکي زمزمه هاي قرآني آشنا شد و به آيه هاي نور دل داد حبيب درس و مدرسه را شروع کرد و وارد دبستان شد و تا پنجم ابتدايي بيشتر ادامه نداد.حبيب الله جلوه اي تمام داشت.شيرين و دوست داشتني بود و کم حرف،پر لبخند و در جمع حاضر مي شد نگاهش معصوميت خودش را داشت.به پاکي و صفا شهره بود و با نماز و دعا حال خوشي پيدا مي کرد.حبيب الله به رنگ اجتماع همه متولدين 1342 بود.محبت امام(ره) در همه جانش جاري بود و او را دلباخته خود کرده بود.انقلاب چراغ به دستش داده بود و او را به کوچه و بازار کشانده بود و شب هاي بهتر از روز را به او هديه مي کرد.صبوري و وقارش به کار بچه هاي انقلاب مي آمد و شجاعتش همه را دلگرمي مي بخشيد.حبيب الله وارد سپاه شد و در همين زمان با دختري پاکدامن و صبور ازدواج کرد و ثمره ازدواج آنها يک پسر و يک دختر مي باشد. اواخر تابستان از راه رسيد و خزان هاي جنوب به پاي حبيب بوسه زدند و به عظمتش افتخار کردند و در برابر بزرگي او همه زيبايي هاي خود را نثارش نمودند و حبيب الله را آماده کرده و منتظر ماندند تا در دل سرزمين سبز جنوب گل هاي سرخ وجودش را با شکوفايي مهربان تر کند و يک باره همه شکوفائيش را در ميدان به پاي دوست بريزد.16/6/1365 شمسي آخرين جلوه هاي خود را به حبيب الله نشان داد و با رسيدن شبانگاهان براي هميشه با او وداع کرد حبيب الله در شبي بهشتي در آتش عشق سوخت و خورشيد را چهره افروزي آموخت.در سحر خوش اين شب عاشق کش در جزيره مجنون حبيب جان را به بازي گرفت و بي واهمه همه هستي را در پيش پاي محبوب جاري کرد و جلوه گر شد.حبيب بر عرش سعادت پاي نهاد و در يک کلمه شهيد شد.حبيب الله نيز در بهشت و گلزار شهداي سورمق به سلسله ياراني پيوست که خود را براي ميزباني از قامت دل آرايش آماده کرده بودند.روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد حبيب الله رجبي
در راه خدا با آن که بجنگ و دشمني شما برخيزند جهاد کنيد ولي ستمکار نباشيد که خداوند ستمگر را دوست ندارد.(قرآن کريم)
چند کلمه به عنوان وصيت نامه مي نويسم و از خداي خود مي خواهم که مرا ببخشد و مرا به درگاه خود قبول کند هر چند که نامه اعمالم پر از گناه هست.اي خدا اي جسم و جانم اي روح و روانم اي اميد و آرزويم اي که باکلامت جسم را روحي تازه مي بخشي و از مردن به حيات ابدي مي بري اين که من مي آيم به سوي تو و در راه تو جهاد مي کنم و با قطره خونم رنگ سياه ظلمت را از صفحات تاريخ پاک کنم چه باک در صورتي که خريدارم تو هستي.خدايا من به سوي تو مي آيم تا در راه تو شهيد شوم و بسا سال هاست در آرزويم و به حدي در اين دنياي تاريک خيانت ها و زورگوئي ها ديده ام که مي خواهم با شهادتم حداقل در قبر خندان و شاداب باشم حسين جان ما آنقدر در راه فرزندت روح الله مي جنگيم تا آنجا که جان بي ارزش خود را در راه خداي تو تقديم کنيم و به سوي حق تعالي بشتابيم.خدايا به خاطر تو و اسلام تو به هر کجاي دنيا براي مبارزه سفر خواهيم کرد خدايا کاش تو خون بودي در بدن من تا همه سلول هاي بدنم تو را پرستش مي کرد،خدايا بخاطر رسيدن تو عشق به تو از همه چيزمان حتي از جان وپدر و مادر و زن و فرزند خود گذشته و به سوي تو مي آئيم و همان طوري که در قرآن کريم آمده است بازگشت همگي به اوست خدا وعده کرده است او نخست خلق مي کند و سپس خلق خويش را باز مي برد پس مردم فکر فرداي خود باشيد و براي دو روز زندگي به يکديگر خيانت نکنيد و دروغ نگوئيد و بدانيم که ما براي مال و مقام دنيا به جبهه نرفته ايم و ما را به زور به جبهه نبرده اند و ما فقط براي رضاي خدا و پاسداري از اسلام عزيز به اين راه قدم برداشته ايم و دنيا بداند که اگر ما را محاصره اقتصادي کنند ما فرزند رمضانيم و رهبرمان علي(ع) است و اگر دنيا ما را محاصره نظامي کند ما فرزند محرميم و رهبرمان حسين(ع) است.مافرزندان شهادتيم و در مکتبي به رشد رسيده ايم که سالار شهيدان آن سيد الشهدا حسين(ع) است و خون ما در برابر خون آقايمان حسين قطره ناچيزي است و اي مردم مسلمان نه شرقي و نه غربي باشيد فقط خواهان اسلام اصيل باشيد همه چيز تحت رهبري امام براي شما ارزش دارد و ما مديون اسلام هستيم و بايد دينمان را به سراسر دنيا صادر کنيم و اثري از ظلم نگذاريم.مرد و زن پير و جوان در برابر خدا مسئوليد و در آخرت باسد جوابگو باشيد و دست از ياري نايب مهدي(عج) برنداريد و به جبهه از نظر مادي و از نظر نيرو کمک کنيد و نگذاريد جاي ما خالي بماند مخصوصا شما جوانان.و اي پدران و مادران شما در برابر خدا مسئوليد اگر جلو فرزندانتان را بگيريد بايد جوابگو باشيد شماها که مي گوئيد ما مسلمانيم اسلام مسلمان واقعي مي خواهد نه مسلمان حرفي.بيشتر عمل کنيد و کمتر بگوئيد و شما جوانان دل از ماديات بکنيد و به سوي جبهه حرکت کنيد که خداي نکرده در مسير ذلت از دنيا برويد و همچون حسين در ميدان جنگ شهيد شويد و در خواب غفلت نميريد که علي در محراب عبادت شهيد شد و بي تفاوت به اسلام نباشيد که علي اکبر حسين در راه حسين و با هدف شهيد شد و شماها براي من گريه نکنيد و دلتان براي من نسوزد و من نمي خواهم که بيائيد و بگوئيد بدبخت شد و فرزندش ديگر پدر ندارد نه اين طور نيست شهدا زنده هستند و به قول آيه کريمه نزد خدا روزي مي خورند شماها دلتان براي خودتان بسوزد و من بسي افتخار مي کنم که در جبهه و در راه حق شهيد شوم.امر خداوند متعال مرا قبول کند و مرا از اين همه گناهي که در اين دنيا مرتکب شدم مرا ببخشيد و در آخر چند کلمه با شما پدر و مادرم البته من کوچکتر از آنم که به شما وصيت کنم و اما وظيفه خود مي دانم که بکنيم. شما پدر عزيز که واقعاً در روي شما خجالت مي کشم و از اين که تاکنون جز رحمت استفاده ديگري براي شما نداشتم و بخاطر من هر سختي را تحمل کرديد و بر جان خريديد و موقعي هم که مي خواستم به جبهه بروم شما نگفتيد نرو حال که من شهيد شده ام شما ناراحت نباشيد و مواظب باشيد که چيزي مگوئيد و از شما مي خواهم که مرا حلال کنيد و ببخشيد و اگر من شهيد واقعي بودم بتوانم انشاءالله در آخرت شما را شفاعت کنم و از خداوند مي خواهم به شما صبر عطا کند و شما مادر جان در حقيقت من فرزند خوبي براي شما نبودم و شما همچون شمع هميشه براي من سوختيد و شب ها تا صبح در کنار بالينم بيدار بوديد تا مرا بزرگ کرديد اما من امانتي بودم دست شما حال خداوند امانت خود را دريافت کرده پس شما همچون ديگر مادران شما صابر باشيد من ديگر زنده نيستم که جبران زحمت هاي شما را بکنم ولي از خداوند مي خواهم که هم در دنيا و هم در آخرت اجر عظيمي به شما عطا کند و با زينب محشورتان کند انشاءالله و از شما حلاليت مي طلبم و اميدوارم که مرا ببخشيد و تو اي همسرم ؟؟؟ ايجاب کرد که من وظيفه الهي خود را انجام دهم و به جبهه بروم و با دشمن اسلام و قرآن بجنگم و حال که در راه محبوب خود شهيد شده ام شما ناراحت نباشيد و افتخار کنيد و مقاوم و استوار در برابر منافقين بايستيد و صبور و استوار باشيد و گريه مکنيد که خداي نکرده دشمنان اسلام خوشحال شوند و هم اين که من در محضر خدا رو سياه نباشم و هر چند که من همسر خوبي براي شما نبودم و نتوانستم در قبال وظيفه اي که نسبت به شما داشتم انجام دهم اميدوارم که مرا حلالم کنيد و در اين مدت کوتاه اگر شما را از دست خود ناراحت کردم مرا ببخشيد و در ضمن فرزندم را به گونه اي تربيت کنيد که در جامعه اسلام مفيد باشد و انشاءالله ادامه دهنده راه من باشد هر چند که من پدري بحق او نکردم. والسلام