کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
21:42
غلام حسین سلیمانی

غلام حسین سلیمانی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
1337/02/10
تاریخ شهادت
1363/12/23
محل شهادت
مجنون
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
مرکزی - اراک - اراک
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد غلام حسين سليماني
هر سحر با آواي اذان روح بخش آن پدر،جان ها رو به قبله محبوب مي کردند و محمد سليماني(پدر شهيد)هم آواي قرآن دلنشيني داشت و هم در محرم ها با نوحه هاي دلنواز و جانسوزش عاشقان حسيني را حال و هواي سوگواري مي داد و هم با اذانش بوي سحر را در خانه ها جاري مي کرد و آن ها را به صبح دل انگيز نويد مي داد غلام حسين بهار1337 در اين خانه و در قريه صغاد پاي به اين دنيا گذاشت پدر عاشق مسجد بود و در آن جايگاه رفيع عشق ورزي ها مي کرد پدر و مادر شهيد هر دو اهل راز و نياز و عاشق اهل بيت(ع) بودند آزدگي و شجاعت خصلت مشترک اين پدر و مادر بود که اين سرمايه بزرگ هم به فرزندانشان منتقل شد.غلام حسين بزرگ شد و بزرگ شد تا روزي که پاي به مدرسه گذاشت اين کودک بازي گوش خيلي به درس و مدرسه روي خوش نشان داد و از همان ابتدا معلوم بود که از استعداد سرشاري برخوردار است او درس و مدرسه را ادامه داد تا اين که در رشته علوم انساني موفق به دريافت مدرک ديپلم گرديد غلام حسين وارد بسيج شد و از طرف اين ارگان مقدس پاي به جبهه ها گذاشت قدم هاي غلام حسين هميشه گرماي خودش را داشت و در کوچه و بازار به نترسي و تهور شهره بود در جبهه که ظهور مي کرد دليرانه به کار مردان خدا مي آمد کارهاي سخت را به عهده مي گرفت و بي محابا آن را به پايان مي برد.آخرين باري که غلام حسين به جبهه عزيمت نمود دي ماه 1363 بود با اشتياقي فزاينده سفر را آغاز کرد.آتش عشق وجودش را در التهابي روشن فرو برده بود و مي خواست که در اين بوته محکش بزند او همه ناراستي ها و کاستي ها را از عيار تن زدوده بود و پاکيزه چون چشمه در محضر محبوب قدم بر مي داشت.صبح 23 اسفند 1363 شمسي تن خاکي غلام حسين در حله اي از خون پيچيده شد و در بستر دشت عاشق کش مجبوب قرار گرفت.دشتي که صدها گل را در ميان گرفته بود و حاضر نبود از يکي دل بکند مدام تنشان را در زير آتش دشمن به نمايش مي گذاشت و باز هم به ميزبانيشان افتخار مي کرد.پيکر غلام حسين در کنار ديگر ياران شهيدش در گلزار شهداي صغاد قرار گرفت.روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد غلام حسين سليماني
ومن به خاطر آن به جبهه رفتم تا به جهانيان ثابت کنم که اسلام فرزنداني دارد که از مکتبش وناموسش دفاع مي کند بله من فردي بودم مانند سرباز کربلا که پرچم اسلام را در سراسر جهان به اهتزاز در آورد تا با خون خود اين مزدوران آمريکايي را بيرون کنم چون مولاي من علي مي فرمايد: ؟؟؟ کساني هستند که ؟؟؟ بر کوچه وخيابان آنها تاخت وناز کند. من هم امروز فرمايشات مولا وصاحبمان ولي عصر(عج) ورهبر کبير انقلاب امام خميني را تا پاي جان انجام مي دهم چون مکتبي که شهادت دارد اسارت ندارد. مادرم مانند کوه استوار باش واستقامت کن لحظه اي از ياد ونام خدا غافل نباش در راه دين خداوند کوشا باش که هر چه بکوشي باز کم است پدرومادر وخواهران وبرادر گريه نکنيد بخنديد وخوشحال باشيد زيرا در هدف مقدس بزرگي گام برداشتم وجان باختم مادر نکند اين که در تشييع جنازه من گريه کني ودشمنان را شاد کنيد تا دشمنان گريه کنند مادرم برخود ببال که چنين فرزندي داشتي که با خون ما نهال نوپاي انقلاب اسلامي را بارور کند با شهادت ما موجب آگاهي ورشد فکري جامعه ؟؟؟ اسلام گردد من از شما مردم قهرمان مي خواهم که پشتيبان روحانيت مبارز ومتعهد اسلام باشيد که هستيد. به قول امام عزيزمان روحانيت است که اسلام را نگه داشته است. مردم لبنان به امام خميني وبه لشکر اسلام اميد بسته اند. جنگ تحميلي يکي از عوامل وسدهاي مهم لشکر اسلام در راه رسيدن به لبنان وآزاد سازي قدس بود. خداوندا در اين دنيا که نتوانستم آن طور که تو مي خواهي زندگي کنم پس مرگم را آن چنان قرار ده که لااقل بدين گونه کفاره گناهان کبيره وصغيره را ادا کرده باشم خدايا تو مي داني که براي همين عازم جبهه جنگ کفر وايمان و اسلام وشرک و حق وباطل شدم عازم جبهه شدم تا شايد بتوانم قدمي در راه رضاي تو بردارم و پاک شوم واذن دخول کسب کنم شايد از روي کرم ولطف مهربانيت مرا از بندگان خود قرار دهي برادران عزيز هميشه وفقط وفقط براي رضاي خدا ؟؟؟ کنيد بدانيد که اگر حتي به اندازه ذره اي انحراف داشته باشيد در روز قيامت جوابي براي خدا نخواهيد داشت.مي خواهم خون ناقابل خود را بپاي درخت آزادي واستقلال وجمهوري اسلامي بريزم.
وصيتم را بنام الله پيروزگر تمام مسلمين برمستکبرين آغاز مي کنم هم اکنون که راهي جبهه نبرد حق عليه باطل مي شوم وتنها اميدي را که در دل دارم وآن اين است که با پيروزي لشکر اسلام برکفر صدامي به خاک خود باز گرديم وديگر اميدي که در دل دارم تمام برادران رزمنده دارند اين است که به هدف نهايي خودم برسم وخون ناقابل خود را در اين راه هديه کنم وبپاي درخت آزادي و استقلال وجمهوري اسلامي بريزم وآن را آبياري کنم ومن که نتوانستم با فکرم کمکي به اين انقلاب ادا کنم مادر جان من در جبهه آزاد بودم آزاد از هر نوع وابستگي وهمه چيز را کنار زده بودم وفقط مي خواستم کاري کنم که به معشوقم نزديک شوم وبه تو گفته بودم که من عاشق خدا هستم واينک آمده ام تا در اين جا که توسط توپ وموشک هاي دشمن اين گونه سرزمين را هموار کرده از خون خود دريايي سازم ودر اين بازار گرم وبا صفا آمده ام تا کالاي خود را تقديم مولايم کنم گرچه کالايم را نمي پذيريد ولي من آرزويم اين بوده واما اگر پذيرفت ؟؟؟ مرا پس چند جمله مي گويم که راجع به خود من است مرا غسل ندهيد چون ننگ است براي کسي که معلمش حسين(ع) را غسل ندادند خودش را غسل بدهند ونکند اين که جنازه ام را گلباران کنيد چون که خمپاره امام حسن(ع) را کفار تيرباران مي کردند. وبرايم با صداي بلند نگريد ودشمن را شاد کنيد اگر هم مي خواهيد گريه کنيد آهسته و يا در پنهاني چون که شهيد شدن اولاد گريه ندارد شکست اسلام گريه دارد بهوش باشيد که اسلام عزيز شکست نخورد گريه کردن با صداي بلند روح مرا آزار مي دهد براي من لباس سياه نپوشيد که امت اسلام هيچ وقت سياه پوش نمي شود وبراي من تبليغ نکنيد از شهادتم فقط براي اسلام تبليغ کنيد. والسلام
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید