کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
00:03
مهران صمیمی

مهران صمیمی

فرزند ناصر

تاریخ تولد
1347/11/17
تاریخ شهادت
1364/12/20
محل شهادت
فاو
محل تولد
خوزستان - آبادان - آبادان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
حملات هوائی یاموشکی
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
مختصري از زندگي نامه شهيد مهران صميمي : شهيد مهران صميمي در تاريخ 17/11/47 در خوزستان در يک خانواده مذهبي ديده به جهان گشود وي از همان دوران کودکي تمام فرائض ديني را به جا مي آورد و به نماز علاقه زيادي نشان مي داد . در سال دوم دبيرستان تصميم گرفت رهرو راه برادرش باشد و براي دفاع از ملتش به جبهه برود اطرافيانش خيلي سعي کردند که او را از اين کار منصرف کنند ولي موفق نشدند . محل تحصيل مهران هنرستان کشاورزي بود دوم دبيرستان را مي خواند و در درس هم بسيار موفق بود که گفت مي خواهم به جبهه بروم . اما معلمانش مي گفتند مهران پدرت يک شهيد داده تو ديگر نرو او تحمل دوري تو را ندارد اما او با قاطعيت تمام مي گفت هر کسي سهم خودش برادرم براي خودش و من هم به نوبه خودم . مهران يک فرد با ايمان و خداپرست بود که نادر برادرش را سرلوحه راه خويش کرده بود و هميشه مي گفت خوشا به حال برادرم که با افتخار پيش امام حسين ( ع ) مي رود . مهران نيز با عشقي که به ابا عبد الله داشت وارد جبهه جنگ حق عليه باطل شد تا در محل فاو براثر اصابت ترکش به بدنش در روز 20/12/64 به جوار ملکوتي حق پيوست .
بسم الله الرحمن الرحيم : وصيت نامه مهران صميمي : و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون : مرگ با عزت اگر خونين است - بهتر از زندگي ننگين است . به نام الله پاسدار حرمت خون شهداء و با درود بر يگانه منجي عالم بشريت مهدي موعود و با سلام و دورد بر امام امت و امت امام و با سلام بر تمامي شهداي راه حق و حقيقت . آري به نام خدايي که انسان را آفريد و در او همه گونه گرايشي قرار داد خداوندي که راه حق و باطل را براي ما مشخص کرد و صلاح ما بندگان را به ما گفته است ، بله امشب که اين چند کلمه را مي نويسم مورخ 13/12/64 است ساعت حدود 10 است بله در عصر امروز به ما خبر دادند که انشاء ا... چند روز ديگر به خط مقدم در جبهه هاي والفجر 8 مي رويم به وا... قسم قلم از نوشتن احساسات برادران بسيجي بعد از شنيدن اين خبر ناتوان است من در آن حال خدا را شکر گفتم که اين توفيق را به من داده که بتوانم مانند قطره اي در سيل و انبوه سيل خروشان و خونين اين بسيجيان غرق شوم بله در اين جاست که انسان معني واقعي عبادت معنويت ايثار و بالاخره همه صفات شايسته را درک مي کند بله شايد اگر خدا مرا قبول کرد اين سخنان از من برجا بماند . تنها سفارشي که به اين امت کبير و دلاور و شهيد پرور دارم اين که اولاً گذشت زمان باعث بي توجهي آنان نسبت به انقلاب و جنگ و ساير مسايل حياتي کشور نشود انشاء ا... آرزو دارم که اگر خدا مصلحت ديد و ما را از اين دنياي فاني برد اين ملت انشاء ا... کربلا و قدس را آزاد گردانند و با ياري امام زمان پرچم عدل و دادگستري را بر سرتاسر کاخ ها ظلم و ستم به اهتزاز درآورند و سفارشي که براي هم سن و سال هاي خودم دارم اين که اگر توانايي رفتن به جبهه ها را دارند و جبهه ها نياز دارد ، همت کنند و جبهه ها را با حضور خود گرم و محکم نگه داريد و اگر در پشت جبهه ها هستيد به والله قسم با اشخاص ضد انقلاب و اشخاصي که مي خواهند از موقعيت جنگ سوء استفاده کنند مبارزه کنيد چون که اگر در جامعه کاري را مشاهده کنيد که برخلاف منافع اسلام و انقلاب است اگر سکوت کنيد خون تمام شهدا را زير پا گذاشته و در آخرت مسئول .