کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
20:40
محمد عیسائی

محمد عیسائی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمدمهدی

تاریخ تولد
1346/06/15
تاریخ شهادت
1363/02/25
محل شهادت
مجنون
محل تولد
فارس - آباده - صغاد
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
خفگی درآب
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسمه تعالي : بيوگرافي برادر شهيد محمد عيسايي از قول ابوي محترم ايشان : با سلام بر امام امت و فقيه عالي قدر آيت الله العظمي منتظري و شهيدان به خون خفته انقلاب اسلامي : شهيد محمد عيسايي فرزند سوم محمد مهدي عيسايي داراي شماره شناسنامه 4901 صادره از صغاد حوزه 6 آباده در مورخه 15/6/1346 در خانواده اي کاملاً مذهبي و طرفدار روحانيت متولد شده و رشد يافت تا اين که در 6 سالگي به دبستان راه يافت دوران تحصيلات ابتدايي را در دبستان هاي انوري ، غفاري و نبوت گذراند به تحصيل مشغول شد و پس از طي دوره ابتدايي وارد دوره راهنمائي گرديد و مدت يک سال در مدرسه راهنمايي ابن سينا به تحصيل اشتغال يافت و بالاخره با مدرک تحصيلي پنجم ابتدائي ترک تحصيل نموده در سال 61 از طريق بسيج پايگاه مقاومت صغاد بعنوان امدادگر حدود 5/2 ماه در جبهه هاي جنوب و باز در همان سال بعنوان بازسازي به مدت 2 ماه در آبادان خدمت نمود . عشق و علاقه او به اسلام و امام چنان در او رسوخ يافته که براي اعزام به جبهه سر از پا نمي شناخت و ايشان علاقه وافري به سپاه داشت و اين علاقه درونيش را عملاً نشان مي داد . موضوعي را که بايد متذکر شوم اين است که قبل از شروع انقلاب با سن کمي که داشت با نوشتن شعارهائي عليه شاه و رژيم سلطنتي روي ديوار خانه همسايگاني که ابراز علاقه به شاه مي نمودند چندين بار مورد اعتراض همسايگان قرار گرفت . در سال 62 يک بار به مدت 2 ماه به جبهه زبيدات و يک بار ديگر به مدت حدوداً 2 ماه در جبهه هاي غرب به سر برد و با مزدوران کافر بعث عراق به مبارزه بي امان خود ادامه داد . و در اواخر سال 62 به هنگامي که از طرف سپاه پاسداران اعلام شد که نيروهاي طرح لبيک فتح يک خود را براي اعزام به جبهه هاي حق عليه باطل مهيا کنند ايشان هم با کمال ميل و علاقه فراوان و خوشحالي زياد به همراه حدود 50 نفر از رزمندگان صغادي عازم جبهه هاي جنوب شدند و در عمليات دلاورانه خيبر شرکت نموده و در جبهه طلائيه حدود 8 نفر از اين برادران هم رزمش بنام هاي حاج سيد حسن ابراهيمي ، غلامحسين خورشا ، حاج محمد رضا نيري عنايت اله حسني ، محمود رعيتي ، عوضعلي رعيتي ، غلامعلي صفاري و خسرو حيدري بفيض شهادت نائل آمده و پس از 2 ماه مبارزه با دشمن بعثي سالم به صغاد برگشت . و در تاريخ 20/1/63 به همراه حدود 27 تن از برادران صغادي همراه با نيروهاي طرح لبيک فتح 2 عازم جبهه هاي جنوب شد و مدت 35 روز در دشت عباس به آموزش هاي نظامي خود افزود تا اين که در تاريخ 25/2/63 از دشت عباس عازم جزيره مجنون شدند و در همان روز در جبهه جزيره مجنون بفيض عظمي شهادت نائل آمدند . آن چه که قابل تأمل مي باشد آن است که از قول هم رزمان وي در فتح 2 بيان شده است آن چنان که برادران هم رزمش بيان مي کردند مي گفتند از روزي که از صغاد به طرف جنوب حرکت کرديم . برادر شهيد عيسايي مدام مي گفت من ديگر به صغاد برنمي گردم . من چندين بار ديگر هم به جبهه آمده ام هيچ وقت اين حالت دروني اين دفعه را نداشته ام . اين دفعه دلم شکسته است . خلاصه رفتار و گفتار اين شهيد عزيز در طول مدت 35 روزي که در دشت عباس مستقر بودند نشان دهنده آن بود که شهادت بقلب او الهام شده که دائماً آن را اظهار مي کرد . و هم چنين نامه هائي که از دشت عباس بخانواده شان مي فرستاد خصوصاً در اين اواخر محتواي ديگري داشت از شهادت و حلاليت طلبيدن از پدر و مادر و دوستان و همسايگان سخن مي گفت که اين خود بيان گر الهام شدن شهادت به قلب وي بود . موضوع ديگري که يادم هست طرفداري ايشان از مرحوم شهيد بهشتي بود . ايشان در مدرسه همواره با طرفداران بني صدر خائن درگيري داشت و مي گفت که فلاني و فلاني به مرحوم بهشتي بد مي گويند و از اين بابت رنج بسيار مي کشيد وصيت نامه پرمحتوا و عبرت آميز و آموزنده اين شهيد عزيز موجود است که همراه زندگي نامه ايشان تحويل خواهد شد . چند کلمه اي از سخنان حاج محمد مهدي عيسايي پدر شهيد محمد عيسايي : اين جانب محمد مهدي عيسايي پدر شهيد محمد عيسايي به شهادت فرزندم در راه اسلام افتخار نموده و باعث سرافرازي من و خانواده ماست . من بالشخصه معتقدم اگر خانواده اي شهيدي در راه اسلام و قرآن نداده باشد آن خانواده در مقابل خون شهدا و اسلام عزيز که هدف مقدس شهداست احساس حقارت مي کند . و شهادت در راه اسلام را رستگاري مي دانم و آرزو مي کنم نه تنها خودم بلکه فرزندان ديگرم لايق و شايسته شهادت در راه خدا باشم . والسلام عليکم و رحم? الله و برکاته . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي کنار مهدي خميني را نگهدار خدايا خدايا ، منتظري نستوه براي نصر اسلام محافظت بفرما خدايا خدايا ، رزمندگان اسلام پيروزشان بگردان .
بسم الله الرحمن الرحيم : وصيت نامه شهيد محمد عيسائي : و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون : با سلام و درود به پيشگاه مقدس امام زمان ( عج ) و نايب بر حقش خميني کبير اين اسطوره مقاومت و تقوي که روحش در قلب ملت ايران جاي گرفت و همه عاشق مهدي شدند و به جبهه ها شتافتند . و با سلام و درود به تمامي رزمندگان اسلام که هر کدام از آن ها پر مي کشند و به سوي لقاء الله مي روند و با سلام و درود نثار ارواح پاک شهدا که با نثار خون مطهر خويش درخت تنومند اسلام را آبياري و با از جان گذشتگي خويش نشان دادند که اسلام هميشه پايدار است و پيروز . و با سلام به ملت شهيد پرور ايران که فرزندان خويش را براي اسلام هديه کردند و با سلام به شما پدر و مادر عزيزم . مادرم سلام و آفرين بر تو . من از شما خيلي تشکر مي کنم . چون که تا به حال هر موقع مي خواستم به جبهه بيايم . اصلاً نه در کار نياوردي و با شجاعت مرا به جبهه ها فرستادي آفرين بر تو اميدوارم که تمام مادران کشور مانند تو فرزندانشان را فداي اسلام کنند . هر چند که من لياقتش را ندارم . اما آن قدر مي روم تا شهيد شوم . چون عشق امام زمان بر دلم بالا گرفته و مرا از جبهه ها مرخص نمي کند مادر نيايد روزي که يک وعده نمازت و نيايد روزي که يادتان از جبهه ها برود . پدر و مادرم اگر هر بدي از من ديديد حلالم کنيد زيرا شايد که شهيد شوم . زيرا که دفعات قبلي که به جبهه رفته بودم سعادت پيدا نکردم . شايد اين دفعه سعادت پيدا کنم از شما مي خواهم به تمام برادرانم بگوييد که همگي مرا حلال کنند و بر سر قبرم زياد گريه و زاري نکنند و اشک نريزند به خصوص تو مادرم بر سر قبرم زياد گريه نکن . از شما پدر و مادرم مي خواهم که نگذاريد خونم پاي مال شود و همه مردم را تشويق کنيد تا بيشتر به جبهه ها بيايند و شر صدام و همراهانش را به زودي زود بکنند . و از تو خواهر عزيزم مي خواهم که حجابت را حفظ کني زيرا حجابت سنگر محکمي است و مشت کوبنده اي است بر دهان آمريکا و تا مي تواني در پشت جبهه ها به رزمندگان کمک کن و در پايان از کليه دوستان و آشنايان و قوم و خويشانم مي خواهم که از کودکي تا به حال هر بدي و ناراحتي از من ديده اند مرا حلال کنند . خدايا اين چه عيدي است که از هر کجا بگذري عکس شهيدي است . در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خو را نکشند گر عاشق صادقي زمردن مهراس مردار بود هر آن که او را نکشند . محمد عيسايي 7/12/62 .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید