بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدالکريم فرخي
زمان همه همت خود را به کار مي گرفت تا در آفرينش عصاره اي از پاکي ها،صداقت ها و راد مردي ها سهمي داشته و به آن ببالد زمين بال هايش را آماده مي کرد تا فرش قدم هاي نمونه اي از زيبايي ها کند.و تاريخ قلم به دست،انتظار مي کشيد که تصوير فرزانه اي را بر پيشاني تقويمش تصوير نمايد و ثانيه ها بي قراري مي کردند تا اين که عبدالکريم آمد و همه را به آرزوي خود رساند.عبدالکريم در سال1334 جمال دل آرايش را به دوربين زمان هديه کرد و زيبايي هاي خلقت را با کمال ميل در پيش چشم ها گذاشت.عبدالکريم در روستاي عنايت آباد،آباده ديده بر خاک انداخت و از اصل خود جدا شد او آمد تا چون خاري در چشم ؟؟؟ تاريخ جاي گيرد و آرامش دروغين را از آن ها بگيرد و چون گلي بزم دوستان را بيارايد.عبدالکريم پاي به مدرسه نهاد تا کمالاتش را با انوار معرفت به نهايت برساند اين فرزند بزرگ درس و بحث را در مدارس تا پايان ششم ابتدايي پي گرفت.خداوند اراده کرده بود که سروي بلند قد برافرازد و به انقلاب درون و برون بپردازد اين خود ساخته با روح پرداخته خود به اجتماع پاي نهاد تا شکوه زيستن را به ديگران بياموزد.او در آغاز جواني بهصف دلاور مردان مبارز پيوست و تا لحظه شهادت ثانيه اي از پاي ننشست گرچه تربيت خانوادگي عبدالکريم او را عاشق مردم کرده بود و او همهرا تا سر حد عشق دوست مي داشت عبدالکريم به راستي بنده خدا بود.عبدالکريم در سن 17 سالگي با دختري پاکدامن و صبور ازدواج کرد و داراي دو فرزند شد.انقلابي که سال ها پيش خود را به ديدگان بصير عبدالکريم نشان داده بود و وجود او را از عشق امام لبريز کرده بود در پايان سال 1356 جان دوباره گرفته بود و همه مردم خوب ايران را به ميدان آورده بود.اين موهبت از يک سو اميدهاي تازه تر به عبدالکريم مي داد و از سوي ديگر آرام و قرار را از او مي گرفت.عبدالکريم که ديگر يک پاسدار بود و براي دفاع از ميهن آماده در سال 1360 روزها و شب ها خود را براي حضور در محضر مولا آماده تر مي کردنيروهاي نظامي و انتظامي در برابر نستوهي و استواري اين کوه پايداري به ستوه آمده بودند و هر يک در انتظار بودند که اين نخل بلند را از پاي افتاده ببينند اين بار فرشتگان بشارت تازه اي را به عبدالکريم مي دادند و او را براي پرواز آماده مي کردند.عبدالکريم غرق در خون در محور آبادان،ماهشهر به رستگاري ابدي رسيد و بر اثر اصابت گلوله شهري را در ماتم خود نشاند.روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه پاسدار شهيد اسلام عبدالکريم فرخي
انا لله و انا اليه راجعون ما همه از پيش خدا آمده ايم و بسوي او باز خواهيم گشت.
درود بروان پاک پيامبران راستين که انسان را براه راست هدايت مي کنند درود بروان تابناک امامان معصوم از امام علي تا فرزند برومندش مهدي(عج) عزيز که چراغ هدايت و کشتي نجات انسان هايي هستند که راه نجات و سعادت را خواهانند.درود و سلام بر نائب امام زمان(عج)خميني عزيز و اميد مستضعفان جهان درود بر روان پاک شهيدان راه حق و حقيقت که انقلاب اسلامي ما مرهون خونهاي پاک و نوراني آنهاست اين سخن از يک پاسدار ناقابل و حقير است بسوي همسرش:همسر مهربانم من که خود را يک پاسدار انقلاب اسلامي مي دانم آيا سزاوار است که برادران و پدران ما مدتي است که در جبهه ها عليه کفار بعث و آمريکايي جنايت کار جنگ مي کنند و به شهادت مي رسند ولي سزاوار است که من هم مانند افرادي که از خودشان صلب مسئوليت مي کنند من هم حس مسئوليت نکنم و در خانه بنشينم و نظاره گر موضوع باشم مگر خون ناقابل من رنگين تر از خون عزيزان ديگر است هيهات،هيهات. همسر عزيز و مهربان:من در اين راه حرکت کرده ام و قدم گذاشته ام و خود راوقف اسلام کرده ام اگر خدا خواست من شهيد شدم ابداً ناراحت مباش و گريه مکن خوشحال باش و سرافراز باش که اين رفتار اسلامي تو بود که به من قدرت داد که قدم در اين راه پر مسئوليت بگذارم تو هم در اعمال من شريک هستي عزيزم تو را و دو فرزندم رضا و رضيه را به خداي بزرگ مي سپارم و اين زندگي بي وفا و بي ارزش را با دو فرزندم بسر ببر و آنها را تنها مگذار و در تربيت آنها کوشا باش هميشه و در همه حال خودت ودو فرزندت بياد اسلام و قرآن و صاحب اسلام و قرآن باش براي ياري شما تنها خدا کافي است.در پناه اسلام موفق باشي.ديدار در سراي آخرت و ابدي.همسرت عبدالکريم فرخي 3/4/1360 مطابق 22 شعبان المعظم