بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد مهدي نجفي
شهيد مهدي نجفي در سال 1339 در خانواده متوسطي در شهر صغاد چشم به جهان گشود روزها و سال ها را سپري کرد تا به سن 6 سالگي در همان شهر مشغول به تحصيل شد بعد از به پايان رساندن دوران ابتدايي نامبرده علاقه زيادي به شغل رانندگي داشت هميشه دوست مي داشت با خودروهاي سنگين و پر کار سر و کار داشته باشد وي از اخلاق و رفتار مؤدبانه اي برخوردار بود.در سن 19 سالگي به خدمت مقدس سربازي خوانده شد و در پادگان لويزان تهران مشغول انجام وظيفه گرديد.در دوران سربازي دو ماه ماموريت يافت در کردستان براي سرکوبي ضد انقلاب و اشرار مسلح شرکت کند.بقيه دوران سربازي را در مرکز اسناد انقلاب اسلامي ايران(کميته باغ مهران) با کمال جديت و علاقه مندي به انقلاب اسلامي انجام وظيفه نمود شهيد مهدي به ورزش علاقه زيادي داشت و مي گفت داشتن زور و بازوي قوي بايد در راه اسلام و قرآن و ميهن مصرف شود و خود نيز ورزشکاري بود که از مرگ و هجرت در راه خدا هراسي نداشت و مشتاقانه راه خدا را با توکل بر او مي پيمود.او در بهار سال 1362 به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام شد و مدت سه ماه در جبهه انجام وظيفه نمود و بار دوم در اسفند ماه 1362 به مدت سه ماه به جبهه رفت تا اين که در ماه خرداد سال 1363 برادرش هادي در جبهه زبيدات به درجه رفيع شهادت نائل آمد مهدي مي گفت من بايد انتقام خون برادرم را بگيرم و بدين سبب وقتي که مراسم اربعين شهادت هادي برگزار شد بلافاصله عازم جبهه گرديد.و بعد از چهار ماه که 15 روز مرخصي داشت به صغاد آمد و در همين مدت گواهينامه پايه يکم رانندگي را گرفت اما هر چه به او پيشنهاد کار مي شد نمي پذيرفت و فقط به فکر جنگ و جبهه بود مي گفت شما دعا کنيد که جنگ به نفع اسلام پايان پذيرد وگرنه تا هر موقعي که جنگ است من در جبهه مي مانم و حتي اگر ماشين هم داشته باشم حتماً بايد در جبهه ها کار کنم و لذا دوباره عازم جبهه شد و مدت 4 ماه طول کشيد او روز شماري مي کرد که حمله آغاز شود تا اين که روز موعود فرا رسيد و عمليات غرور آفرين بدر آغاز گرديد.مهدي که خود مي دانست اين بار خط مقدم عمليات مشهد اوست و ديگر تا اوج ملکوت پر کشيد دست هايش را خضاب نمود و با بي صبري همراه دلير مردان و حماسه سازان همرزمش در تيپ المهدي در شب 24/12/1363 عزم رزمي ديگر نمود و در قلب دشمن يورش برد و به گفته همرزمانش با رشادتي فوق العاده که در جبهه از خصوصيات بارز و دائمي اش بود جنگيد و سرانجام در تاريخ 25/12/1363 در شرق دجله به آرزويش رسيد و دين خود را به اسلام و وطن اسلامي ادا نمود و از دست سرور شهيدان و آزادگان شهد گواراي شهادت نوشيد که پيکر مطهر او هم به دست خانواده اش نرسيد و اين شمه کوچکي بود از زندگي يک انسان بزرگ به بزرگي يک رزمنده اسلام به بزرگي يک شهيد،يک شهيد بي پيکر،شهيد مهدي نجفي که زندگي اش در راه خدا و براي خدا و شهادتش نيز چنين بود.روحش شاد و يادش گرامي باد