بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد عباس علي در سال 1344 در روستاي ملک آباد رامجرد در يک خانواده مذهبي ديده به جهان گشود . پدر شهيد با شغل کشاورزي و کارگري امرا معاش مي کرد و بنابراين شهيد نيز به طبع آن هميشه در کنار آن و با رابطه صميمي و تنگاتنگ همکاري و تربيت شد . تا اين که زمان 6 سالگي در همان روستا مشغول تحصيل شد .تحصيلات دوران ابتدايي و راهنمايي خود را سپري کردن . شايان به ذکر است که به لحاظ فقر مالي خانواده ايشان در تمام دوران تحصيل ناچار اوقات بيکاري و تعطيلات تابستان را کنار پدر خود يا کارگري کشاورزي مي کردند .ايشان به دليل احساس مسئوليت شديد که نسبت به خانواده داشتند بعد از تحصيل در دوره راهنمايي قادر به ادامه تحصيل نشد تا اين که بتواند تمام وقت کار کشاورزي کند و جواب گوي وضعيت مالي خانواده باشد. شهيد از نظر اخلاق و مرام زبان زد خاص و عام بودند و قلبي مهربان و رئوف داشتند و طوري که ايشان نماز و روزه را در اولويت کليه کارها مي گذاشتند و انس عجيب ايشان به مسجد از ديگر ويژگي ها شهيد بود طوري که کليه کارهاي فرهنگي و کارگري مسجد را وظيفه خود مي دانستند و هميشه اعلام مي داشتند که مسجد منشاء خير و برکت است و هر کس از مسجد فاصله بگيرد انگار برکت از خانه او رفته است و ايشان هميشه همسن و سال خود را به مسجد و نماز و روزه دعوت مي کرد و آنان را به سوي انجام واجبات و ترک محرمات سوق مي داد و تعصب عجيي نسبت به اصول عقايد و دين اسلام داشت . از خصوصيات بارز شهيد اين بود که هيچ گونه دلبستگي به دنيا و مال دنيا نداشت و هميشه اعلام مي داشتد که دنيا براي من مثل قفس است . همين امر باعث شد که ايشان در سال 1361 به عنوان بسجي مخلص و سرباز امام زمان در سپاه پاسداران شهرستان مرودشت نام نويسي نمود و به دوره آمو زشي عازم شد پس از گذارندن دروان آموزشي در لشکر 19 فجر مشغول به خدمت و نهايتا به جبه حق عليه باطل اعزام گرديد اين روند همين طور ادامه داشت و چون در اين مدت خدمت رضايت مسئولان و فرماندهان و اطرافيان را جلب کرده بودند ايشان را به عنوان عضو رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دعوت مي کردند و شهيد در واحد يکان درياري سپاه پاسداران مشغول خدمت شدند . جالب اين جا است که شهيد در تمام دوران خدمت در منطقه حضور داشت و هر چه به ايشان پيشنهاد مي شد که مدتي هم در ستاد شهرستان حضور داشته باشند علاقه اي نشان نمي دادند که شهرستان بمانند و حتي براي حق الزحمه و حقوق خود هم مراجعه نمي کرد و اعلام کرده بودند که اگر حق الزحمه اي براي اينجانب در نظر گرفته ايد و آن را به پدرم پرداخت نمايد . بالاخره در عمليات پر شور بدر در منطقه جنگي دجله و فرات با اصابت گلوله توپ به ناحيه سر به درجه رفيع شهادت نائل شدند و افتخار مقام عظماي شهيد را به خانواده خويش بخشيد .راهشان پر رهرو و جاويد باد.
نسأل الله منازل الشهدا از خداوند مسألت دارم كه مرا در وصف شهيدان قراردهد زمانى فرارسيده كه رسالت خودرا نسبت به خدا وخلق خدا ادا نمايم و اميد بر اينكه با توسل به خداوند متعال بتوانم بيارى پروردگار بزرگ دسمنان اسلام و مسلمين را از خاك ايرا ن اسلامى بيرون كنم البته نه تنها من اين كلمه را وظيفه خود دانستم بلكه وظيفه شرعى هر فرد مسلمان است كه بايد در مقابل تجاوز گران ايستادگى كند تا آخرين نيروى آنان را نابود و از كشورايران اسلامى خارج كرد برادران اسلام و مسلمين دنيا را فراموش نكنيد واى برادران وخواهران گرامى هم اكنون كه بنده گفته و عرايضم را براى هشدارى شما به روى كاغذ مى آورم مدركى است كه در آخرت برشما نمايا ن خواهد شد و وعده هاى شمارا به اثبات مى رساند و برشما امت محمد (ص) باد كه اسلام را يارى دهيد و يارا ن رسول اكرم را درموقع لزوم تنها نگذاريد بخصوص امام عزيزمان خمينى اين بزرگ مرجع تقليد تمام شيعيان جهان ونائب برحقش امام زمان (عج) را تنها نگذاريد بلكه به نداى ايشان لبيك گفته و با او ميثاق بنديد و دستورات اورا موبه مو اجرا نماييد سخنى با پدر و مادر عزيز و مهربانم پدرومادر عزيز از اينكه از بودن من در جبهه رضايت داريد آرامش خاطر دارم و اين را بدانيد كه من فرزندى امانات از طرف خداوند در نزد شما هستم به وسيله رضايت خود اين امانت را به خدا پس ميدهيد و ناگفته نماند كه فرزند ان وسيله آزمايش شما هستند و چقد ر مفيد كه از اين آزمايش قبول شديد عزيزان من خداى نكرده فكر نكنيد كه اگر من به جبهه نمى رفتم كشته نمى شدم خير زيرا خداوند بزرگ مى فرمايد انما تكونوا يدركتم الموت يعنى هر كجا باشيد مرگ شمافرا مى گيرد و اين را بدانيد كه من اگر الان ازميا ن شما رفته ام زياد طول نمى كشد كه دوباره همديگر را خواهيم ديد بنابراين زياد خودرا ناراحت نكنيد كه انشا ء الله دربهشت پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع ) با سر بلندى و افتخار همديگر را ملاقات خواهيم كر دپدر و مادر و برادران وخواهران گرامى ميدانيد كه من از اول جنگ تاكنون با برادران ديگر شوق به جبهه رفتن وجنگيدن در ركاب آن اما م بزرگوار را داشتم و فكرمى كنم كه آن روز فرارسيده كه بروم و امتحان پس بدهم و اكنون كه توفيق شهادت نصيبم گرديده زبانم لال شده است نكند كه از اين راه مغرور وبدر شويد و بگوييد اورا بردند و كشتند و توجه داشته باشيد كه خيلى وقت بود منتظر اين فرصت بودم و بدانيد كه شما آزمايش مى شويد و اين گفته قرآن مجيد است كه مى فرمايد ولبنا ونكم بشى ء من الخوف و لجوع و نقص من الاموال ولانفس والثمرات و بشر الصابراين الذين اذا اصابتهم مصيبه قالو اانا لله وانا عليه راجعون پدرومادر عزيز فرزند در ميان شما امانت است و شما بدانيد كه بايد امانت دار باشيد و من در بين شما امانتى بودم كه مى بايست مى رفتم و مرگ حق است هر چه زودتر بهتر است بعضى از افراد دعا مى كردند كه اى كاش درزمان پيغمبر و امامان بوديم و در ركاب آنها مى جنگيديم اكنون زمان آن فرارسيده زمان لبيك گفتن است اين حق است و آن باطل هر كه دارد هوس كربلا
بسم الله خداوندا اگر بدنم را قطعه قطعه كنند با تك تك سلولها بدنم اين شعاررا خواهم نوشت و باخون خودم آن را رنگين خواهم كرد و در قيد حيات هميشه با ياد تو همراه بودم خدايا هنگامى كه مرابه خاك مى سپارند يادم باش چراكه درزنده بودنم و در قيد حيات هميشه به ياد تو بوده ام خدايا خدايا شهادت را نصيبم بگردان و دل پر درد كسانى را كه از اسلام حراست و پاسدارى مى كنند با عطاى فتح و پيروزى برايشان آنان را دربرابر كافران خوشحال و خشنود و سرافراز بگر دان آمين والسلام سربازوظيفه عباس على زارعى . خدا حافظ