بسم الله الرحمن الرحیم بسیجی شهید اباصلت رستمی در نخستین روز فروردین ماه سال 1348 در روستای "کندرشیخ" از توابع شهرستان لامرد در خانواده ی متوسط و عاشق ولایت چشم به جهان گشود . در ششمین بهار زندگی قدم به محیط تعلیم و تربیت گذاشت دوره ی ابتدایی را در دبستان شهید انصاری کندر شیخ و دوره ی راهنمایی را در مدرسه ی ابوذر غفاری سیگار با موفقیت به پایان رساند . با شروع جنگ تحمیلی به پیروی از قافله سالار انقلاب ، تن به امواج خروشان عشق و ایثار سپرد و با سرپرستی گروه مقاومت شهید انصاری ، دوستان را آماده ی دفاع از انقلاب نمود . سپس در عنفوان جوانی با چشم پوشی از همه تعلقات زمینی ، راهی جولانگاههای خون و آتش شد . آموزشهای دشوار غواصی را در لشکر 19 فجر پشت سر نهاد و در عملیات والفجر 8 شرکت کرد در اولین ساعات عملیات در حالیکه شهر فاو به تصرف رزمندگان اسلام درآمده بود ، دعوت حق را لبیک گفت و به دیار حق شتافت . روحش شاد و یادش گرامی باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد بزرگوار اباصلت رستمي
اکنون پس از حمد و سپاس بيکران چند کلمه اي وصيتنامه که شايد وظيفه هر شخص رزمنده اي باشد که قبل از رفتن به نبرد بايد بنويسد مي نويسم.اکنون که وصيتنامه خود را مي نويسم درسنگري هستم که عشق به شهادت در چهره تمام هم رزمندانم ديده مي شود که تنها اين عشق به لقا الله است که بنده هم سهمي در آن دارم. بارالها اگر مرا دوست ميداري به شهداي خود بپيوندان و شهادت در راهت را نصيب من گردان.بارپروردگارا تا آخرين لحظه زندگيم آزاد مگردان چون اگر شما مرا آزاد کنيد شيطان مرا خواهد گرفت و به گمراهيم خواهد کشاند.بار خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار من دوست دارم که در راه تو کشته شوم.من دوست دارم با گلوله و ترکش کشته شوم چو "ما زنده از آنيم که آرام نگيريم...موجيم که آسودگي ما عدم ماست"پدر عزيزم از کشته شدن من نگران نباش چون من راه حق را پيشه کرده ام چون اين راه را نائب امام زمان عجل الله و تعالي فرجه شريف به ما گفته است پس نگران مباش و هميشه قامتتان را راست بگيريد چون شهيد مظلوم دکتر بهشتي مي فرمايد:ما راست قامتان جاودانه تاريخ خواهيم ماند.پدر و مادر مهربانم نگران اين نباشيد که من کشته شده ام چون همين کشته هابود که اسلام را پيروز کرده است و مي کندگرچه اين خون ناپاک من در راه خدا قابلي ندارد امام نثار مي کنم.پدر و مادرم مرا حلال کنيد اگرچه من براي شما فرزند خوبي نبوده ام و ديگر اينکه در تريت برادرانم کوشا باشيد و آنها را ياري نمائيد تا بتوانند درسشان را ادامه دهند وئ تنها خواهشي که از شما دارم اين است که مرا با لباس دفن نمائيد با همين لباس خون آلود به سوي معبود بشتابم و مرا در قبرستان عالي آباد بخاک بسپاريد و از تمام کساني که از من بدي ديده اند حلاليت مي طلبم.و در آخر به شما مردم مي گويم واي بر روزي که شما امام را تنها بگذاريد و ياري نکنيد آن روز پشت پا بخون هزاران شهيد بخون خفته زده ايد.تمام عمر من فداي يک لحظه عمر امام هرگز امام را تنها نگذاريد خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار والسلام عليکم و رحمه الله و برکاتهو11/10/1364 اباصلت رستمي