بسمه تعالي
زندگينامه شهيد بزرگوار عبدالحسين نظر
در تاريخ 10/ 5/ 1339شهيد عبدالحسين(نورالدين)نظر در شهرستان داراب به دنيا آمد.مردي با صفتهاي والاي اخلاقي ومعرفتي بسيار متواضع ودوست داشتني دوران تحصيلي خود تا سوم راهنمايي گذراند با عشق و شور فراوان وبا احساس مسئوليتي که داشت به کسوت مقدس پاسداري در آمد در دفعات مکرر به جبهه هاي حق عليه باطل جهت دفاع از ميهن اسلامي مي رفت.تا بالاخره در تاريخ 28/ 11/ 64 در منطقه اروند کنار به شهادت رسيد وعاشقانه پرواز نمود.روحش شاد وراهش پررهروباد.
بسم الله الرحمن الرحيم
الذين آمنو يقاتلون في سبيل الله والذين کفرو يغاتلون في سبيل الطاغوت فقاتلو اولياءالشيطان ان کيد شيطان کان صفيغا
آنانيکه ايمان آوردند ودر راه خدا جهاد کردند وکساني که کافر شدند ودر راه طاغوت وشيطان به مبارزه بر عليه ياران خدا برخاستند پس بجنگيد با دوستان شيطان که حيله و مکر شيطان بسيار ضعيف است.(قرآن کريم سوره نساء)
وصيتنامه بنده حقير خدا سيد نورالدين نظري
اشهد ان لا اله الا الله واشهد ان محمد الرسول الله واشهد ان عليا ولي الله
با سلام به حضرت بقية الله اعظم ونايب برحقش امام خميني وسلام بر روح شهداي صدر اسلام مخصوصا شهيدان جنگ تحميلي باري برادران سفري رفتيم که قافله کاروانش سالار شهيدان است گرچه نبوديم يا حسين به فدايت لبيک گوييم اما در ياري فرزندت امام خميني لبيک گويان برخاستيم سپاس خداوند که ما را به اين راه امام هدايت کرد واز ضلالت وگمراهي دنيايي که مردمانش غوطه ورند بحره افراد صالح نجات داد سعي کردم همانطور که نامم عبدالحسين است در جبهه بنده حسين(ع)باشم نمي دانم چه انگيزه اي باعث شد که خداوند توفيق شرکت در عمليات به من داد هر چند لايق نبودم من علاقه زيادي به خدمت در سپاه پاسداران داشتم وراضي نبودم استعفا دهم ويا کار ديگري برگيرم اما هر چند شيطان پليد با وسوسه اش مي خواست من را از سربازخانه ولي عصر(عج)بيرون کند ومورد نيول جلوه گاهي براي علاقه مندان به دنيا وکمين گاهي براي شيطان است وجب دنيا راس تمام خطاها است واما در اصل بگويم که در هر زمان پيشوايان دين امامان معصوم(ع)با طاغوتيان در نبرد بودند وبايد دفاع کرد براي اسلام چنانچه سالار شهيدان با خون خود و72نفر وکودک شيرخوارش اسلام را بيمه کرد وهيچ يک از ائمه دين به مرگ خدايي نمردند وتمام به دست ستمگر زمان خود؟؟؟شدند ودرسي به ما دادند که فراموش شدني نيست ودر زمان ما امام امت تداوم قيام خونين حسين بوده وهست خدايا من لياقت پاسداري نداشتم تو به من کرامت کردي پس ناتوانم ياريم کن من نمي توانستم زياد به گلزار شهدا بروم اظهار تظاهر نيست بلکه و.اقعيتي است که در دل خود شرمنده بودم که عکسهاي شهدا را ببينم ومادري که قبر جوانش را در بغل گرفته وهاي هاي گريه مي کند خدايا تو را به مقربانت قسم مي دهم که مرگ در بستر نصيبم نکني ودر اين عمليات از تو مي خواهم که مرا شهيد گرداني واگر مصلحت نبود قسمتي از بدنم بردار تا در روز محشر دين خود را ادا کرده باشم ومدرکي باشد واز پدر و خواهرانم وبرادرم و همسرم وخانواده شان واقوام و تمام دوستان واقوام دور و نزديک مي خواهم مرا حلال کنند واز همسرم مي خواهم مرا حلال کند وصبر کند که خداوند با صابرين است ويک سفارشي که دارم اين است که فرزندم فاطمه را تربيت اسلامي بکند ونگذارد با افراد منحرف تماس بگيرد که راضي نيستم .يک چيز مهمي که بايد بگويم اين است که پيرو ولايت فقيه وروحانيت اصيل و آيت الله العظمي منتظري باشد ومخالفت کن با ضد خط امام وروحانيت اصيل هستند رشد و نفوذ کنند.با دعا به جان امام خاتمه مي دهم.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي کنار مهدي خميني را نگهدار
يکي از برادران سپاه وصيتنامه را بخواند.