بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد گرانقدر محمود فيروزي : چه عاشقاني که با شتاب ، مرز زمان را پيمودند و خود را به کاروان عشاق رساندند و هستي را به ساربان سپردند ... محمود در تاريخ 1348 در شيراز متولد شد ، زندگي او به سرعت سپري شد و تا هفت سالگي در شيراز به سر برده بود و بعد با خانواده به استهبان آمد و راهي دبستان شد . جواني پاک و آيينه صفت بود که تواضع و فروتني به او ياد داده بود که در کارهاي منزل ياري گر مادر باشد تمام کارهايش رنگ خدا داشت . محمود تحصيلاتش را تا سوم دبيرستان گذراند و در تمام صحنه هاي انقلاب حاضر بود يک روز هنگام فرار از دست مأمورين رژيم ، پاي راستش شکست و 45 روز در بيمارستان بستري شد . محمود 19 سال داشت که در هنگام جنگ تحميلي قدم به سرزميني نهاد که روياهاي عاشقانه را به حقيقتي شيرين پيوند داد . او چندين بار به جبهه اعزام شد و در يکي از عمليات ها نيز مجروح شد هفده روز از رفتنش به شلمچه مي گذشت که شب مادرش در خواب مي بيند محمود با لباسي سفيد به خانه آمده و يک طرف صورتش کبود است از خواب بيدار مي شود بي قرار و پريشان است . دل خبر از شهادت جگر گوشه اش مي دهد و محمود در تاريخ 4/3/1367 به شهادت رسيد مادر کنار جسد محمود ضجه مي زد چنان گونه که در خواب ديده بود يک طرف صورتش کبود شده و خنده اي بس زيبا و دلنشين بر لبش نقش بسته . نگاه ملکوتي اش به مادر بود و با نگاهش او را به صبر دعوت مي کند . پيکر پاک اين شهيد عزيز را در گلزار شهداي استهبان به خاک سپردند . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .