کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
00:35
اسداله کشکوئی جهرمی

اسداله کشکوئی جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند امراله

تاریخ تولد
1342/01/10
تاریخ شهادت
1361/04/31
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
فرمانده دسته
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد اسدالله کشکولي . شهيد اسدالله کشکولي در سال 1342 در خانواده اي مذهبي و عاشق اهل بيت متولد شد . وي از کودکي همراه با پدر خود به مجالس روضه مي رفت . در سن 6 سالگي وارد دبستان شد دوران ابتدايي را در مدرسه اوحدي گذراند . کلاس اول و دوم راهنمايي را در مدرسه امير کبير درس خواند اما از آن جايي که در آمد پدرش کم بود و چند برادر و خواهر کوچکتر از خودش داشت که مي بايستي آن ها نيز به مدرسه بروند با وجود علاق? زيادش به تحصيل ايثار کرد و مدرسه را رها کرد و به کار کردن مشغول شد . با شروع اوج گيري انقلاب به رهبري امام امت وي در بسياري از صحنه ها حضور فعال داشت و در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي سهم به سزايي داشت بعد از پيروزي انقلاب نيز همراه با ديگر برادران کميته حسينه براي حفاظت از شهر فعاليت زيادي داشت . پس از مدتي دوباره به تحصيل ادامه داد و دوران راهنمايي را در مدرسه امير کبير گذارند و وارد مدرسه ي خواجه نصير شد و دوران دبيرستان را در آن مدرسه مشغول بود ولي باز هم از ادامه تحصيل منصرف شد چون جنگ آغاز شده بود و وي براي مقابله با رژيم صدام وارم سپاه شد پس از آن نيز به جبهه هاي جنگ اعزام شد . او مدت 3 ماه در جبهه فعاليت داشت . او جواني ساکت و شجاع بود و مورد علاق? خاص خانواده و دوستان واقع شده بود پس از گذشت مدتي که در جبهه بود به جهرم بازگشت و براي پاسداري و حفاظت از امام جمعه عزيزمان به ؟؟؟ ايشان رفت . به گفت? امام جمعه عزيز و فقيد وي اکثر روزها را روزه مي گرفت و جواني مظلوم و ساکت و خوش اخلاق بود و بيش از هر چيز به دعا ي کميل و دعاي فرج علاقه داشت و مرتب زير لب تکرار مي کرد . بعد از گذشت 6 ماه به نيروي سپاه اعزام شد و بعد از اين که ازدواج کرد و دو شب در حجله بود که همراه با برادران سپاه فيروز آباد به جنگ با خوانين رفت و وقتي که برگشت بيش از 3 الي 4 روز ديگر قبل از ماه مبارک رمضان سال 1361 به جبهه اعزام شد او با شهامت جنگيد و بالاخره در تاريخ 3/4/1361 به شهادت ر سيد . روحش شاد و يادش گرامي باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم. بدين وسيله وصيتنامه برادر كوچكتر از خودتان به عرض ملت شهيدپرور شهرستان جهرم و خانواده محترم مى رسانم بخصوص امام جمعه عزيزمان جناب آقاى سيدحسين آيت الهى اين اديب نهج البلاغه، اين ناطق بيان و اين عزيزى كه به نقل يكى از برادرمان كه هرجا آيت الهى را مى بينيد كه راه مى رود بگوييد نهج البلاغه دارد حركت مى كند و در اين باب كه بالاخره قرآن مى فرمايد: فاذكرونى اذكرو شكروا لى و لا تكفرون پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و سپس شكر نعمت من بجاى آريد و كفران نعمت مكنيد.خلاصه اين را مي‌خواستم ذكر كنم كه قدر امام جمعه محترم خود را بدانيد كه هر چه شكوه و جلال اين شهر شهيد پرور بيشتر مي‌شود از بركت اين تاطق بيان و اديب نهج البلاغه كه راه على را مي‌پيمايد و فرزند انى عزيز و على وار اين شهر پرورش ميدهد و بگذريم من لياقت و شايستگى اين راندارم كه بخواهم از اين شهر مكتبى و امام جمعه اين شهر صحبت بيش از اين را بكنم ولى اين را بايد خودم و جوانان اين شهر بدانند كه اگر شكر گزار نباشم اول از تبكر و غرور است و هم اكنون برويم و يك خرده وصيتنامه را سريعتر كنيم و از كشور صحبت كنيم واز امام كه من زبان گويا ندارم و گنگ ميشوم فقط ميتوانم بگويم خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار و اما كشورها را كه مي‌بينم باز به ياد امام مي‌افتم كه ما را از ذلت پستى و خوارى و منجلاب بيرون آورد و اين راكشورهاى ديگر بدانند كه خدا ميفرمايد. ان ا...لا يغير ما بقوم حتى يغيرو ما به انفسهم خدا سرنوشت هيچ قومي‌را عوض نميكند بجز اينكه خود قوم سرنوشت خود را عوض كند پس جوانان عزيز يك خرده فكر كنيد يك خرده برگرديد در خودتان مطلالعه كنيد انسان را هنما ميخواهد خداوند انبيا را براى همين فرستاد برويد از امام پند بگيريد تادير نشده خط امام را بدست آوريد كه باعث غفلت نشود و اما اين رادر آخر به خانواده عزيز. همسرم .پدرم . مادرم و خواهران عزيز عرض كنم وقتى ميتواتد شما بگوئيد شهيد داده ايم كه برزبان آوريد الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله و انا اليه راجعون تا خداوند از شما خشنود گردد و اين قربانى را فداى امام كرده چونكه خداوند با همان آيه ولنبلوكم بشى من الخوف ............شما ر ا آزمايش كرده و به شما بشارت ميدهد و اميدوارم كه پيروز باشيد و به امام امت طول عمر عنايت فرمايد و از نظر مال كه دارم فقط شرمنده دست پدر و مادرم هستم و -نميدانم چطورجبران زحماتشان كنم و خواهشمندم هر طور مصلحت اسلام و مسائل شرعى است كار خود را نسبت به خانواده‌انجام دهند وا ز برادرانم ميخواهم كه راه من راادامه دهند تاذ ظهور مهدى امام زمان (عج ) والسلام؟؟عرضى ندارم برادر كوچكترين اسداله كشكويى
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید