علی محمودی رونیزی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند داداله
تاریخ تولد
1346/03/01
تاریخ شهادت
1365/11/01
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
محل تولد
فارس - استهبان - استهبان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
سپاه
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید عزیز علی محمودی رونیزی: علی در سال 1346 در یک روز زیبای بهار در رونیز چشم به جهان گشود علی در کانون گرم خانواده تحت حمایت پدر و مادر رشد یافت و تعالیم اسلام را فرا گرفت وی تحصیلات خود را تا سال سوم راهنمایی ادامه داد علاقه ی وافر به مادرش داشت و در کارهای منزل او را یاری می داد علی بسیار رئوف و مهربان بود و از کمک به همسایگان و دوستان و آشنایان دریغ نمی کرد او پول های خود را که با زحمت و کار کردن به دست می آورد به مادرش می داد و از او می خواست که با آن به زیارت امام رضا(ع) برود علی 19 سال داشت که از همان روزهای نوجوانی روح آسمانی اش با دعا و نیایش گره خورده بود روزگار جوانی را با عشق به خداوند و کمک به هم نوعان خود آغاز نمود . در روزهای جنگ تحمیلی از خانه و کاشانه دل برید و راهی مناطق آشوب زده ی جنوب کشور گردید و در پاسداری از قرآن و حریم اسلام از هیچ تلاشی فروگذار نکرد تا بالاخره سرزمین طلائیه در تاریخ 1/11/1365 رزمگاه مردی واقع گردید که هیچ غزلی لحظه ی پروازش را نسرود پیکر پاک این شهید عزیز را در گلزار شهدای رونیز بخاک سپردند . روحش شاد و یادش گرامی باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيتنامه شهيد علي محمودي -انا لله وانا اليه راجعون ما همه از او هستيم و به سوي او مي رويم با سلام و درود فراوان به رهبرکبير انقلاب اسلامي ايران وامت شهيد پرور ايران .سلام من سلامي برخاسته از صميم قلب و عشق دروني نخست به امام غائب حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) ونائب بر حقش امام خميني و بعد به روان آناني که بدنشان به خاک افتاد و روحشان به عالم بالا شتافته است .برادران وخواهران من راهم را شناخته ام وبه سوي آن رفته ام .رفته ام کنه با دشمنان اسلام بجنگم که جهاد جنگ است وجنگ روشنگر جوهره انساني و جهاد دريچه بهشت است و مجاهد گشاينده آن دو است و به گفته رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران چه بکشيم وچه کشته شويم پيروز هستيم و من ميدانم که لايق شهادت نيستم اما اگر به اين فيض بزرگ رسيدم آرزوي من بوده است و حاضرم صدها بار کشته شوم وباز زنده شوم و دوباره در راه الله شهيد شوم برادران عزيزم در کسب ذخائراخروي به خود هيچگونه تزلزل و سستي راه ندهيد و موانع رشد خود را يک به يک از سرراه خود برداشته و انشاءالله که به مقصود خواهيد رسيد .دوستان عزيز :بدانيد که لحظات همانند ابر ميگذرد و اين عمر ما است که در اين مقوله مانند تيري است که از ترکش ايام رها شده وبه سرعت از نقطه پايان نزديک مي شود لذا بايد حداکثر استفاده را از عمري کوتاه که خداوند تعالي به ماعنايت داشته و آنرا وسيله نجات از عذاب ابدي وقهر الهي ورسيدن به قرب الي الله و جاي گرفتن در مکان امن الهي نمائيم .قال رسول الله (صلي الله عليه و اله وسلم ) ثلاثة عصموا من ابليس الذاکرون بالليل و النهار و الباکون من خشية الله والمستغفرون بالاسحار .خدايا تشکر ميکنم که تو اين نعمت را به من دادي که بتوانم در برابر تو در راه اهداف حکومت اسلامي محبتهاي دنيوي را فراموش کنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم .پدر عزيزم مي دانم که محبت من در دل تو بسيار ياست و رنج واندوه از دست رفتن من برايت دشوار است ولي در راه الله و در راه به ثمر رسيدن حکومت اسلامي ناچيز است . مادر عزيزم ميدانم که غم از دست دادن فرزند براي مادر بسيار مشکل و دشوار است اگر بگويم مادر فراموشم کن مي دانم که برايت امکان پذير نيست ولي مادر عزيزم عمر دنيا کوتاه است بالاخره آدمي روزي آمده وروزي ميرود چه بهتر که اين مرگ شهادت ودرراه الله باشد برادرانم درس را فراموش نکنيد که با درس خواندن مي توانيد راه تمامي شهدا را ادامه دهيد هم اکنون که سپاهيان ظفرمند توحيد مي روند تا راه کربلاي حسيني را برتمام ملت مستضعف بگشايند وظيفه يک يک ماست که دوش به دوش آنها و هم گام با رزمندگان حرکت کنيم وپرچم پر افتخار الله اکبر را درتمام دنيا به استهزا درآوريم به اميد چنين روزي و اگر خداوند اين توفيق را به من داد که در راه اوشهيدشدم مرا در رونيز عليا به خاک سپاريد .تاريخ01/10/1365 .