محمدعلی مهدوی آزاد ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند محمدحسین
تاریخ تولد
1345/01/01
تاریخ شهادت
1363/12/25
محل شهادت
شرق دجله خرمشهر
محل تولد
فارس - استهبان - استهبان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
تیربارچی
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
سپاه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد عزيز محمد علي مهدوي آزاده : اينجا وجود خاکستر مي شود و احساس مي گويد راستي که بود آن غريب آشنا که اين گونه شتاب رفتن داشت محمدعلي در سال 1345 همراه با بهار زاده شد و با روح سبزش خانه را غرق در صفا کرد . در خانه اي متولد شد که بي بضاعت بود اما از ياد خدا پر رونق و بازارش گرم . هنرمند بود و به خطاطي و نقاشي علاقه داشت . مخصوصآً به طراحي سياه قلم و کلمه الله را بسيار هنرمندانه و بسيار زيبا ترسيم مي کرد . در روزهاي انقلاب که همه ي شهر براي ورود امام خميني لحظه شماري مي کرد . محمد علي جوان نيز از پا ننشست . وي نماز اول وقت را همراه با جماعت مي خواند و در نماز جمعه شرکت مي کرد . در زمان رياست جمهوري بني صدر خائن با گروهک هاي منافق مبارزه مي کرد. سپس در حوزه ي علميه شهرستان نام نوشت و مشغول به تحصيل گشت . با شروع جنگ تحصميلي و تجاوز دشمن خيلي زود دل پاکش را به هواي جبهه سپرد از مادرش خواست به حوزه بيايد و از استادش اجازه بگيرد اما مادرش راضي به انجام اين کار نشد با دل شکسته در کنار سجاده اش آن قدر سيدالشهداء را صدا زد که مادر از ديدن اشک هاي او دل به رفتن جگر گوشه اش سپرد . از نظر روحيه بسيار شبيه به برادرش محمد مهدي بود . بدون سحري روزه مي گرفت و در گرماي سوزان جنوب کار مي کرد . در نزديکي وقوع عمليات بدر تاب و توان ماندن نداشت برادرش محمد مهدي را در گردان فجر پيدا کرد . هر دو شولاي رزم به تن کرده و بال پرواز گشودند پس از مبارزه اي بي امان ره عرش را در پيش گرفت و با تکيه بر سرير عشق پيکر نازنينش که بر اثر انفجار قطعه قطعه شده بود پس از يازده سال هجران و فراق در 25/12/1363 عروس شهادت را در آغوش کشيد و به منزل دوست پر کشيد و در 5/5/1374 به استهبان بازگشت و دفن شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد محمد علي مهدوي آزاد
فان حزب الله هم الغالبون:بدرستي که حزب خداوند پيروز است(قرآن کريم)
به ياري خداوند متعال شب حمله فرا مي رسد وبا ياد خداوند کريم يورش دليرانه خود را به قلب سياه سپاه دشمن آغاز مي کنيم ولي چند کلمهاي با شما ملت قهرمان پرور استهبانات وپدرومادر وخلاصه تمام شما شهيد پروران وادامه دهندگان راه حسين حال که خداوند اين حقير را به درگاه خويش فرا خواند وان جانب هم دعوتش را لبيک گفته ام مي رويم تا با دوستان راه حسين را ادامه دهيم وخواستم از شما خداحافظي کرده باشم وتنها وصيتي که دارم اين است که شما هم همچنان که تا به حال يک لحظه امام را تنها نگذاشته ايد از هم اکنون هم او را تنها مگذاريد وبه گفته فقيه عادل آگاه آيت الله منتظري رفتار کنيد که مي گويد:بيائيد فرمان بر او که فرمانبر خداست باشيم واين امام برحق را ياري رسانيم.ومطلب ديگر اين که نماز جمعه را خالي نگذاريد دعاها را حتما بپا داريد وياد شهيدان را زنده نگهداريد ومساله جبهه را در راس همه مسائل قرار دهيد و وصيت ديگرم اين که تنها دوچرخهاي دارم وچند چيز ديگر که آنها رابفروشيد وبراي جبهه خرج کنيد تا شايد آن هم خدمت کوچکي باشد به خدا وانقلاب اسلامي ودر آخر از همه شما خداحافظي ميکنم وسلام مرا به خانواده شهدا برسانيد وحتي الامکان عيدهاي خود را صرف ديدار با خانواده هاي شهدا ومعلولين ومفقودين ومجروحين جنگ وانقلاب کنيد وسلام مرا به پيرجماران برسانيد واز ايشان بخواهيد تا براي ما از خداوند متعال طلب مغفرت کند ديگر بيش از اين عرضي ندارم وآخرين مطلب خود را بنابر اتمام وصيت نامه اين است که جلوگيري از فرزندان خود به سوي جبهه نکنيد. خداحافظ به اميد پيروزي هرچه سريع تر اسلام برکفر
محمد علي مهدوي آزاد 28/ 3/ 1362