محمود مخبری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند اسداله
تاریخ تولد
1341/06/07
تاریخ شهادت
1363/12/25
محل شهادت
شرق دجله خرمشهر
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس - استهبان - استهبان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
آرپی جی زن
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
بسیج
بسمه تعالی
زندگینامه شهید عزیز محمود مخبری : محمود در سال 1341 در استهبان دیده به جهان گشود . دفتر زندگی محمود در لحظه ای سرشار از عشق به خدا گشوده شد . عطر حضورش خانه را از بوی سبز بهار لبریز کرد . روزهای پاک و روشن او در سایه ساز حمایت و نوازش گذشت و در هفت سالگی با بچه های محل راهی مدرسه شد و الفبای عاشقی را از همان کودکی آموخت و تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داد بدان گونه که مادرش می گوید هشت ساله بود که روزه می گرفت و از ما می خواست که هر صبح برای نماز بیدارش کنیم و اگر این کار را نمی کردیم بسیار ناراحت می شد علاقه زیادی به خطاطی و کتاب های غیر درسی داشت و از همان دوران مدرسه به عضویت کتابخانه ولی عصر (عج) در آمد و عضو فعال آن گشت . تمام زندگی محمود در عشق به خدا سپری می شد و در ساده زیستن ، شکوه و جلال بودنش به اثبات رسید و هیچ گاه فقرا را از یاد نبرد و دردمندان را فراموش نکرد . در اوایل انقلاب یکی از شادگردان ممتاز مکتب شهید حجة الاسلام شیخ احمد فقیهی بود که در آگاه کردن مردم چون استادی صبور فعالیت می نمود و با زیرکی تمام به توزیع اعلامیه ها امام (ره) می پرداخت . کلاس سوم دبیرستان بود که همکاری خود با بسیج و سپاه را آغاز کرد و با جریانات فکری ضد انقلاب به مقابله برخواست . با شروع جنگ تحمیلی او به شوق خلوتی دگر به سوی قبله ای کرد که عاشقان زیادی سر به سجده داشتند پا به سرزمینی نهاد که آرامبخش دل به بی تابش بود . روزهای زیادی جبهه آشنایی دیرنش گشت و با او دوست . اولین اعزامش در تاریخ 9/8/1360 بود در عملیات بستان شرکت کرد و مسئولینش آر پی چی زن بود و در این عملیات زخمی شد اما این موضوع را از خانواده اش پنهان کرد تا نگران نگردند . آرزویی جز شهادت نداشت و زمانی که دوستانش شهید می شدند می گفت : من از دیگران عقب افتاده ام آن ها رفتند و من هنوز زنده ام محمود دنیای از معنویت ، صداقت ، ساده زیستن وقار و اخلاص بود کسی که هرگز دروغ نگفت غیبت نکرد و چشم به گناه نیالود تهجد و نماز جماعتش ترک نشد روزهای دوشنبه و پنج شنبه را روزه می گرفت و هر جا که انقلاب نیاز داشت مردانه قدم در راه نهاد . مدت 223 روز در جبهه حضور داشت و آخرین دیدارش با جبهه در " عملیات بدر " بود که با دلی سخت مشتاق وصال به میعادگاه آمد . در مقابل دشمن مردانه سینه سپر کرد تا این که در بهمن ماه 1363 در حالی که 21 سال داشت عطر وصال با جانش در آمیخت و سطر سطر دفتر عاشقی اش را ه به رنگ شقایق بود به محبوب هدیه داد . "هور الهویزه" ده سال میزبان قامت به خون خفته اش بود تا این که پاره های استخوانش در تاریخ 9/12/1373 به شهرش استهبان بازگشت و در گلزار شهدای این شهرستان به خاک سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد .
بسمه تعالى. وصيتنامه مجاهد فى سبيل الله شهيد مفقودالجسد محمود مخبرى از شهداى عمليات پيروزمندانه بدر عضو بسيج. بنام او كه از اوييم و بسوى او بازمى گرديم. بنام او كه همه هستى از اوست و بازگشت همه بسوى اوست. انا لله و انا اليه راجعون. و بنام او كه ازلى و ابدى است و بنام او كه يكتاست و جز او نه. با سپاس فراوان از وفور نعمتهاى خداوند و با اداء ثنا و ستايش بى حد و حصر نسبت به پروردگار و يگانه و با اقرار و اعتراف به ربوبيت و يگانگى صاحب جهان پروردگار بزرگ و قبول نبوت انبياء خاصه پيامبر بزرگ اسلام حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبدالله (ص) و پذيرفتن امامت حضرت على ابن ابى طالب و يازده فرزند بحقش تا مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه الشريف و اطاعت از رهبرى كبير انقلاب اسلامى ايران امام امت اسلام خمينى بت شكن و پذيرفتن آنچه پيامبر اسلام از سوى خداوند آورده است. وبعد با سلام به شهيدان ا زانقلاب پيامبر اسلام تا شهيدان كربلاى حسين عليه السلام و از شهيدان كربلا تا كربلاهاى مكرر ايران. چند جمله وصاياى خود را بدين شرح مى نويسم: هر انسانى يكبار مى ميرد و دنياى مادى را به سوى سرائى ديگر ترك مى كند اما چه بهتر اين رفتن در راه مادى خدا و درجهت پياده شدن احكام الهى باشد. و انسانى كه در راه خدا جان نثار كند هرگز خود را تنها و بى پناه سرگردان يا پوچ و بى ارزش نمى يابد. بعكس خود را ذره اى بى انتها و وابسته به ابديتى بى پايان، به عظمتى باشكوه و به كمالى بى غايت و بى نهايتى دوست داشتنى مى يابد. او خود را موجودى مى بيند وابسته به ابديت با پيوندى جاودانه با او، موجودى كه هرگز به نابودى مطلق كشيده نمى شود و حتى مرگ او در حقيقت آغاز دوره جديدى از حيات است. پرواز بسوى خدا جايى كه يك مومن در جستجوى اوست. آيا جز شهادت چيز ديگرى را پيدا مى توان كرد كه به الله نزديكتر شد؟ آيا شيرينتر و پرلذت تر از لحظه شهادت را مى توان پيدا كرد؟ و اما امروز اسلام احتياج به خون دارد و ما مى رويم تا به يزيديان بفهمانيم كه شهادت بالاترين آرزوى ماست. مى رويم شايد نينوايى را بيابيم و در عاشوراى دوران خود هديه ناقابلى در راه پيروزى حق بر عليه باطل و اسلام بر عليه كفر در پيشگاه مولايمان حضرت مهدى (عج) تقديم نماييم و به پروانگان جاويد شمع ولايت بپيونديم اميدواريم اين قطره خون بى ارزش براى بارورى انقلاب اسلامى جهانيمان مورد پذيرش آقا ولى عصر (عج) و نائب او امام خمينى قرار گيرد و اميدوارم كه دين خود را در مقابل خون شهيدان اداء كرده باشم. اى خدا اگر اين نبود كه فرموده اى بعد از مردن براى زندگى به دنيا بازنمى گرديد آرزو مى كردم كه دهها بار مرا به اين جهان برگردانى و دوباره در راه تو به شهادت برسم. اى برادران، اى مسئولين محترم كه امروز امور جامعه بدست شماست دركارها خدا را درنظر بگيريد و بدانيد كه اگر خون شهيدى برزمين مى ريزد براى پياده شدن احكام خدا مى باشد نكند روزى خداى نكرده در قيامت شهداء از شما شكايت كنند كه خون ما را پاس نداشتيد. و اى برادران و خواهران خود را هرگز طلبكار انقلاب ندانيد چون ببينيم براى انقلاب چه كرده ايم اگر بنا باشد كسى طلبكار انقلاب باشد اولين آنها بايد امام باشد ولى امام را مى بينيم كه خود را بدهكار انقلاب مى داند. و اميدوارم كه دوستان به اين مطلب توجه كنند انشاءالله. اما چند سخنى با پدر و مادر، برادران و خواهرانم: از اينكه ديگر در بين شما نيستم ناراحت نباشيد و خدا را شكر كنيد كه من در چنين راهى قدم نهادم و پيروز شدم و ديگر اينكه من فرزند و برادرخوبى براى شما نبودم و نتوانستم دين خود را در مقابل شما اداء كنم معذرت مى خواهم مرا ببخشيد و دعا كنيد. مادرم همانند قبل چون كوه استوار باش و همچون زينب محكم و صبور در برابر مصائب بايست و هماره گوش بفرمان امام باش. پدرجان: شما نيز چون شيرى در بيشه استوار و صبور باش و در برابر سختيها همچون يك شير برخورد كن و هيچ ناراحتى بخود راه مده و در همه موارد گوش بفرمان امام باشيد و همواره در خط امام حركت كنيد كه انشاءالله پيروزيد. برادران و خواهران شما نيز در خط امام حركت كنيد وخود را جهت جهاد بر عليه كفر و ستم آماده سازيد و هر لحظه آماده باشيد. خواهرم: تو نيز حجابت سنگرى است بر عليه دشمنان ما كه همواره آن را حفظ كن. چرا كه خطرات بسيارى ما را تهديد مى كند و دشمنان زيادى را احاطه كرده اند و به هر بهانه قصد ضربه وارد كردن به اسلام و انقلاب مى باشند. چند كلمه هم با دوستان: دوستان متوجه اوقات و لحظات زودگذر عمر خود باشيد چرا كه هر لحظه ممكن است مرگ بسراغ انسان بيايد و انسان را در كام خود قرار دهد چه بهتر كه انسان از آن لحظات عمر استفاده كند و توشه اى براى خود جمع آورى كند. اما اى دوستان انتظار من از شما اين است كه اسلحه به زمين افتاده مرا برداريد چرا كه روحم ناراحت است اگر اسلحه ام برزمين باشد. اى دوستان مرا ببخشيد و حلالم كنيد اگر از دست من ناراحت شديد و خطايى از من سرزده مرا ببخشيد و همواره در دعاها مرا فراموش نكنيد. اما اى خدا مرا ببخش و خطاهاى مرا به لطف خودت بر من ببخش، خدايا امام را تا انقلاب حضرت مهدى براى امت اسلام نگهدار، فرج حضرت ولى عصر (عج) را نزديك بگردان. خدايا ما را از سربازان امام قرار بده. والسلام- اردوگاه ظفر تاريخ 17/12/63 محمود مخبرى. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.