فضل اله نصری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند علی اکبر
تاریخ تولد
1349/01/02
تاریخ شهادت
1365/10/04
محل شهادت
ام الرصاص خرمشهر
محل تولد
فارس - استهبان - استهبان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
آرپی جی زن
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
بسیج
بسمه تعالي
زندگينامه شهيد عزيز فضل الله نصري : آن گاه که پا به عرصه ي وجود گذاشت فضل و رحمت خدا شامل حال خانواده شد و او را " فضل الله " ناميدند او در سال 1349 در استهبان به دنيا آمد با عنايت پروردگار رشد يافت و روزهاي روشن زندگي خود را با ياد خدا آذين بست . او جواني فعال و سر زنده بود . چشمانش کتابي از حرف هاي ناگفتني بود که نمي خواست در کلام ديگران هويدا شود . هشت ساله بود که عطر حماسه ي خميني (ره) فضاي غم انگيز ايران را پر کرد و مردم براي کسب آزادي به قيام در برابر حکومت برخاستند که در اين راه پر خطر به پيروزي دست يافتند . عشق و علاقه وصف ناپذيري به جبهه داشت و در روزهاي جنگ تحميلي گر چه کوچک بود اما دلش بزرگ بود و پر شهامت بود . هواي مدرسه رفتن نداشت عشق به جبهه قرار را از او ربوده بود چون پرنده اي در قفس به هواي آزادي خود را به در و ديوار مي کوبيد تا دري گشوده شود . به بسيج مي رفت مي گفتند " سنت کم است " به مسجد مي رفت باز هم تکرار دليگر همان حرف ها . سرانجام او نيز چون عاشقان ديگر براي رسيدن به محبوبش راه وصال را يافت و تاريخ تولد خود را در شناسنامه تغيير داد و از طرف مدرسه به دوره آموزشي رفت و در ارديبهشت ماه 1363 به مأمن مجنون صفتان پر گشود و طعم رزمنده بودن را چشيد و مدت 486 روز در جبهه نبرد حق عليه باطل حضور داشت . مادرش مي گويد " هرگاه زمان رفتنش اشک مي ريختم و غصه دار مي شدم لبخندي بر لبان معصومش مي نشست و مي گفت " گريه نکن ! اگر شهادت نصيب من شود صبر هم نصيب تو مي شود " شب عمليات فضل اله حال ديگري داشت وقتي که نماز جماعت تمام شد هنوز سر به سجده دارد و پيشاني بر کعبه دل مي سايد و معبودش را صدا مي زند . خوشا به سعادتش دستانش را بالا برد و معشوقش را صدا زد و جواب گرفت " سرانجام در دي ماه 1365 به شهادت رسيد در حالي که 16 سال بيشتر نداشت . پيکر چون گل " فضل الله " يازده سال درد هجران کشيد تا بالاخره پس از سفر طولاني خود در تير ماه 1376 عطر جبهه را به ارمغان آورد و پيکر مطهرش در گلزار شهداي استهبان به خاک سپرده شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسمه تعالى. متن وصيتنامه شهيد مفقودالجسد فضل اله نصرى. و لا تقولوا لمن يقتل فى سبيل الله امواتا بل احياء و لكن لا تشعرون. (آيه 154 بقره). و آنكسى را كه در راه خدا كشته شده مرده نپنداريد بله او زنده ابديست و ليكن همه شما اين حقيقت را درنخواهيد يافت. بسم رب الشهداء و الصديقين. بنام الله يگانه ياور مستضعفين و درهم كوبنده مستكبرين. بنام او كه انسان را آزاد آفريد وراه راست را به او نشان داد و هم اكنون كه وصيتنامه مى نويسم در كنار ديگر همرزمان در سنگر نشسته ام، اميدوارم كه خداوند مرا لايق بداند و سعادت شهادت را نصيبم گرداند. اميدوارم كه با انتخاب اين راه بتوانم خدمتى به اسلام كرده باشم. بخدا قسم راهى را كه انتخاب كرده ام چون روز برايم روشن است. مبادا گويند كوركورانه رفته است. چون خود را شناختم، خدا را شناختم و چون خدا را شناختم به سويش شتافتم بلكه او مرا دريابد و به ديدارش نائل گردم. چون نزديكترين راه بخدا شهادت است اى خدا فقط براى رضاى تو آمدم، خدايا اگر گناهكارم اميد به عفو تودارم. چون جبهه را بر هركارى مقدم داشتم مدرسه را رها كردم و به دانشگاه بزرگ اسلامى وارد شدم آرى برادران اينجا دانشگاه حقيقى است. استادان آن فرشتگان الهى و راهنماى آن قرآن وضامن اجراى آن ايمان و راه رسيدن به آن شهادت مى دانم كه خداوند اين سعادت را نصيبم مى كند از عشق شوق گريه بر چشمانم مسلط شده روزى را مى بينم كه مردم مسلمان ايران در كنار قبر سرور شهيدان به زيارت مشغولند. اى خدا از تو مى خواهم كه در آخرين لحظات مولايم را بر بالينم بفرستى. چون به تو اميدوارم همه چيز برايم آسان است. و سخنى با خانواده ام و با كسانيكه بنحوى در زندگى با من در رابطه بوده اند هرچند جز مزاحمت براى شما چيزى نداشتم مرا حلال كنيد و از شما عاجزانه مى خواهم كه هر بدى از من ديده ايد مرا ببخشيد. و اى مادرم از تو مى خواهم كه زينب وار پيام خونم را به هموطنانم برسانى. نمى گويم گريه نكن گريه ات بخاطر حسين (ع) باشد چون از همه چيز خود گذشت و تو فقط از يك فرزند ناقابلت و اما پدر عزيزم تو كه آسايش خودت را براى راحتى من به سختى مبدل ساختى. هرچند نتوانستم فرزند خوبى براى شما باشم ولى تو پدر مهربانى براى من بودى. الحق كه در حقم پدرى كردى و من شرمنده ام. اميدوارم كه پاداش زحمت شما را خداوند بدهد كه خدا اين هديه ناچيز را از شما قبول كند. و اى خواهرم و خواهرانم شما سرمشق گرفته از فاطمه (س) دخت رسول خدا، شما رهروان مكتب زينب، زينب وار و فاطمه گونه زندگى كنيد و رعايت حجاب اسلامى را بنماييد. اى برادرم و برادرانم اميدوارم كه اسلحه از دست افتاده ام را بر زمين مگذاريد هرچند از اين امر مطمئن هستم و شما را خوب مى شناسم. چون شما رهرو حسينيد و فرزند خمينى و شما برادران در بسيج سپاه بسيج دانش آموزى كه در مدارس تشكيل مى شود شركت كنيد. از روحانيت جدايى نگيريد و وحدت كلمه را حفظ كنيد و هيچوقت امام، امام، امام را تنها در صحنه نگذاريد. در دعاها و نماز جمعه هرچه باشكوهتر شركت كنيد. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. خداحافظ فضل اله نصرى 25/11/63.