بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد علي بخش باقري شهيد علي بخش باقري در سال ؟؟؟ در روستاي باوريان از توابع شهرستان فيروزآباد در خانواده اي مذهبي و متدين بر دين اسلام متولد شد . دوران ابتدايي را با دوراني پر مخاطره آغاز کرد . از آنجايي که تحصيلات خوبي را پشت سر مي گذاشتند مورد توجه خانواده و معلمان قرار گرفتند . در آن زمان که مصادف بود با براندازي خوانين به علت ظلمهايي که مي کردند و جوانان آن منطقه فعاليتهاي شاياني را از خود نشان مي دادند با وجود روحانيتي که در روستاي باوريان بود بچه هاي روستا پخته تر و فهميده تر بار آمدند که از جمله آنها علي بخش بود و با شرکت در راهپيمايي ها و تظاهرات و کشيک هاي شبانه توانستند خوانين را از شهر و روستاي خود بيرون کنند . سال 1364 بود که به اتفاق 2 تن از دوستان خود روانه خدمت مقدس سربازي شدند بعد از 3 ماه آموزش با صحبت هاي زياد شهيد باقري فرمانده را راضي نمودند که هر سه نفري ادامه خدمت خود را در پشت جبهه هاي نبرد خط مقدم بگذرانند از آنجايي که شهيد باقري از روحيه شهادت طلبي برخوردار بود تنها آرزويش شهادت در راه خدا و پيروزي ميهنش بود . شهيد فردي مهربان ، شجاع و با گذشت بودند در جبهه نيز خدمات زيادي از خود نشان داده و افتخارات زيادي از خود به جاي گذاشتند دوستان خود را براي رسيدن به هدفشان راهنمايي مي کردند نماز و روزه شان هيچ ترک نمي شد . با شروع عمليات و به خط شدن نيروها و فعاليت هاي خستگي ناپذير شهيد براي استراحت به عقب برگشته و بعد از گذشت چند ساعت شهيد دوباره داوطلبانه اقدام به رفتن به خط مقدم به عنوان جايگزين شدند که در آن برگشتي نبود و شهيد به آخرين آرزويش که همان شهادت بود رسيد و با شجاعت تمام جان خود را در راه اسلام و ميهنش فدا کرد . روحش شاد و يادش گرامي باد . والسلام .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه برادر بزرگوار شهيد علي بخش باقري
و لا تحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون
مپنداريد آنها که در راه خدا کشته مي شوند مردگانند بلکه آنان زنده اند و در نزد خدا روزي مي خورند . خدايا، خود گفتي شهادت در راه من براي نجات انسانها از ظلم و ستم استکبار خونبهايي دارد و خونبهايش خودم هستم ، اي معبود عاشقان اي بي نيازترين بي نيازان و اي مطلق تو خود گفتي شهادت در راه حق اجري عظيم دارد . اگر اين حقير به لطف تو شهادت نصيبش شد اجرش همين بس که انسانهاي روي کره زمين به ياريت به رهبري امام امت متحد شده و زير پرچم اسلام عزيز در آيند و يکتاپرستي را پيشه خود سازند اي صاحب اختيار مؤمنان ، اي فرياد رس فرياد خواهان ، اي محبوب راستگويان و اي خداي جهانيان گواه باش در اين دنيا به ظاهر در تنهايي زيستم ولي تو را دوستهاي عروج و عشقها يافتم ، پس مرا بسوي خودت فرا خوان . پدر عزيزم ، اگر چه عاجز و ناتوانم که وصف مهربانيها و عواطف و زحمات شما را بازگو کنم فقط از شما مي خواهم گر چه فرزندي لايق و شايسته براي شما مي خواهم گرچه فرزندي لايق و شايسته براي شما نبودم و زنده بودنم براي شما جز رنج و ناراحتي حاصل نداشت اميدوارم شهادتم بتواند آرامشي باشد از خدا براي من طلب عفو و بخشش نماييد . اي مادر عزيزم در شهادتم همچون زينب (س) شجاع باش و رسالت خود را در قبال مسئوليتي که داراي وظيفه خود را به نحو احسن انجام بده و زينب وار چنان محکم و استوار باش تا همچون خاري در چشم دشمنان باشي . برادر عزيزم در خدمت به اسلام کوشا باشيد همانطوري که انقلاب به شما رشد و شخصيت داد شما نيز دژي محکم براي رسيدن به اهداف اين انقلاب باشيد و هميشه پيرو خط امام و ولايت فقيه باشيد و همگي دست به دست هم دهيد و دوشادوش يکديگر راه شهيدان که آنهم راه سرور آزادگان حسين بن علي عليه السلام وطن اسلاميان را اشغال کنند . و شما اي خواهران عزيز و مهربانم مهم ترين و برنده ترين سلاح شما ايمان و حجاب شما است با حجاب کامل و آن هم با معنويت خاصي که اسلام براي شما خواهران عزيز قائل شده است مشت محکمي بر دهان دشمنان قرآن و اسلام بزنيد . ديگر عرضي ندارم از همين جا از همگي قوم و خويشان و دوستان طلب عفو و بخشش مي کنم و از خداي بزرگ مي خواهم که هر کس از اين بنده حقير کوچکترين ناراحتي ديده است . به بزرگي خودشان مرا ببخشند . خدايا، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار . از عمر ما بکاه و به عمر رهبر افزا . 14/2/65