کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
15:22
جواد حق شناس

جواد حق شناس

فرزند علی

تاریخ تولد
1337/11/20
تاریخ شهادت
1360/12/02
محل شهادت
چزابه
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - زرین دشت - زیر اب
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
مسئول تخریب لشگر
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
زندگي نامه شهيد هميشه جاويد و پاسدار قرآن و محافظ اسلام و پاسدار و فرمانده گروه تخريب جواد حق شناس فرزند علي حق شناس متولد1337 از اهل زيرآب داراب فارس از توابع شيراز از اوان کودکي چنان که در محل تولدش رسم است به مکتب رفته يعني از اول تعليم قرآن فرا گرفته و همين که امام عزيزمان و رهبر انقلاب واقعي اسلامي مان مي فرمايند:همه هدف ما مکتب ماست مکتبي که اسلام اصيل است پس از فرا گرفتن قرآن و کتاب هاي ديني به کمک امرار معالش خانواده فعاليت شاياني داشته به طوري که همه خانواده از او راضي بودند و بعدا در اوائل سال 26به نظام وظيفه رفتند وهمين طور خدمت مي کردند که به فضل خدا در سال 57 انقلاب مان به پيروزي رسيد اما زماني که از طريق رهبرانقلاب فرمودند که سربازها پادگان ها را ترک کنند ايشان پاسخ امام لبيک گفته از پادگان بوشهر قسمت نيروي هوايي که بودند فرار کردند و بعد از پيروزي که دستور فرمودند سربازها به پادگان برگردند فورا برگشتند و بقيه خدمت شان به نحو احسن به پايان رسانيدند و از بوشهر به محل رفتند .مدتي هم در محل تولدش پهلوي پدر و مادر بود ديداري که تازه کردند به خاطر اين که برادرش در ذوب آهن اصفهان کار مي کردند آمد براي ديدن شان چند روزي هم در واحد مسکوني ذوب آهن پهلوي برادرش به نام عباس حق شناس ماند و در همان جا به استخدام سپاه د ر آمد و پس از گذراندن دوراني در مرکز پادگان ثامن الائمه داوطلبانه عازم جبهه هاي حق عليه باطل شدند چه شجاعت و رشادتي که به خرج داده بود در خط اول جبهه نقل گفته اند از رفقايش که واقعا پس از شهادتش اظهار مي کردند البته اين هم بگويم که خود شهيد هم هيچ وقت حاضر نبود براي خود نمايي از کارهاي که کرده بگويد از جبهه پس مدت ماموريت اولي که برگشت به مرکز سپاه دوباره دوره تخريب در عمليات ديد باردوم هم رفت و زخمي شد چند وزي در بيمارستان هاي اهواز و تهران خوابيبد زخم ها که رو به بهبود رفت بار سوم هم رفتند به جبهه البته اين بار به سمت فرمانده گروه تخريب در عمليات رفت و درحمله تنگ چزابه شرکت کرد پس از پاک سازي محل مين گذاري در مسير عمليات در همان حمله به درجه رفيعه شهادت نائل شد اما صد افسوس که هنوز که هنوز است به دست يابي از آثارش يا علائمي از بدن شريفش نرسيده ايم و به نام شهيد گمنام در تايخ اسلام ثبت است اميد است که خداوند توفيقي بدهد به رزمندگان مان در جبهه ها تا خون شهيدان مان از کافران بعثي ؟؟؟بگيرند.و خداوند به رهبر عظيم الشان مان توفيقي بدهد تا اين انقلاب به انقلاب واقعي مان به امام زمان متصل بگرداند.توفيق به رزمندگان ،طول عمربه رهبر پايدار جمهوري اسلامي ،وحدت و انسجام تمام ارگان ها هر چه بيشتر ،و پيروزي نهايي خداوند نصيب مان کند انشاءالله .روحش شاد و يادش گرامي باد .

زندگينامه جواد حق شناس ؛ ايشان در سال 1337 ديده به جهان گشودند و ششمين فرنزد خانواده بود و تا کلاس ششم مکتبي بيشتر درس نخوانده بودند شغل پدر ايشان کارگري بوده و به سختي امرار معاش مي کردند ولي در عوض جواد هم در کارها به پدر کمک مي کرد و مايحتاج زندگي را با کمک يکديگر در مي آوردند از خصوصيات اخلاقي ايشان جواني سر به زير مهربان و متين بودند ايشان علاقه زيادي به جبهه و جنگ داشتند و آرزويشان به اين بود که يک روزي شهيد شوند و سرانجام در سال 1359 که اوايل جنگ بود به خاک جبهه گام نهادند ايشان پاسدار بودند و درجه ي سرگري نيز به او تعلق گرفته بود تا اينکه در تاريخ 23/12/1360 در عمليات چزابه به درجه رفيع شهادت نائل آمدند و جسم خاکي ايشان بعد از 21 روز به آرامگاهش آورده شد .والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيتنامه پاسدار شهيد جواد حق شناس ؛ " الذين آمنوا يقاتلون في سبيل اله و الذين کفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت فقاتلوا اولياء الشيطان ان کيد الشيطان کان ضعيفا" آنانکه ايمان دارند در راه خدا پيکار مي کنند و آنان که کافرند در راه طاغوت ، پس همانا با ياران شيطان پيکار مي کنند و از آنها نهراسيد زيرا نقشه شيطان ضعيف است . به نام خدا و با درود بر امام امت خميني کبير و ياد شهيداني که چون نداي حق را شنيدند عاشقانه به سوي او شتافتند و با خون خود اين حقيقت را گواهي کردند و آنچه در اين جنگ حق عليه باطل آموخته ام تنها راه پيروزي ايثار جان در راه خدا خون دادن تنها براي خدا بودن ،در راه خود بودن و بندگي خدا کردند وصيت من اين است که کساني که در راه خدا کشته مي شون شهيدند و براي شهيد لزومي ندارد که گريه کنيد و از مادر و برادران و خواهرانم مي خواهم که براي من گريه نکنيد بلکه جشن بگيريد . خدايا خميني را نصرت ده تا خون جوان هائي که خالصانه و مخلصانه در راه اسلام عزيز جان خود را نثار انقلاب کردند برقرار بماند ، خدايا راه جهاد به عاشقان مشتاقت بنما در پايان از کليه کساني که در زمان حيات من مورد رنجش و اذيت از طرف من قرار گرفته اند طلب بخشش و بر همگي آنها دعا مي کنم اگر بدهي به کسي دارم آنها را بپردازيد و ارگ پولي باقي ماند در راه خدا انفاق کنيد . شما فکر نکنيد که من اگر جنگ نمي رفتم جا؟؟؟ پيش شما بود ؟؟؟ چون قرآن مي فرمايد کسي که سرنوشتش کشته شدن در راه خداست خودش با پاي خودش به قتلگاه مي رود تا به سعادت ابدي برسد . به اميد پيروزي لشکريان اسلام .والسلام برادر شما جواد حق شناس