بسم الله الرحمن الرحيم
ولا تحسبين الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون.آناني که در راه خدا کشته مي شوند مرده نپنداريد زيرا آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي خورند .ناصر منتظري در سال 1343در شهر شيراز به دنيا آمد و در سن 6سالگي روانه مدرسه شد شهيد ناصر منتظري در سن 9سالگي ترک تحصيل نمود و به همراه پدرش و برادرش به کار بنايي پرداخت. با علاقه زيادي که به کار کردن داشت طولي نکشيد که خودش يک استاد بنا شد و به تنهايي به کار کردن پرداخت و در سال 1357که انقلاب اسلامي به رهبري امام خمينين آغاز شد او زياد در راهپمايي ها و نماز جمعه ها و هم چنين در تشييع جنازه ها و مجالس امام خميني شرکت مي نمود شهيد ناصر منتظري که فرزند پنجم خانواده بود به بزرگتر ها زياد احترام مي گذاشت. و هم جنين کوچکترين همه خانواده همه اقوام و خويشان از دست ناصر راضي بودند چون او هيچ گاه کاري نمي کرد که کسي از دستش آزرده شود. او خيلي زياد کار مي کرد و علاقه او نسبت به کار کردن زياد بود فعاليت او در خانواده ما از همه بيشتر بود او اصلا به خواب اهميت نمي داد. در سال 1358که به فرمان امام خميني که فرموند همه بايد فنون نظامي را ياد بگيرند او در مسجد محلمان آموزش نظامي به مدت يک ماه مي ديد و در آذرماه 1360براي جبهه ثبت نام نمود. و به مدت 2ماه در پادگان عبدالله مسگر آموزش مي ديد و در اول بهمن ماه به اهواز اعزام شد و در 19بهمن ماه که براي باز پس گرفتن بستان نيروهاي متجاوز عراق به خاک بستان حمله کردند. او را به جبهه بستان اعزام کردند و در 20بهمن در تنگه چزابه بر اثر گلوله به سينه به درجه رفيع شهادت نائل آمد .روانش شاد و راهش مستدام باد.