کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
00:35
کریم عزیزی فر

کریم عزیزی فر ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
۱۳۳۱/۰۳/۳۱
تاریخ شهادت
۱۳۶۷/۰۴/۰۴
محل شهادت
جزیره مجنون
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
شیمیایی
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد کريم عزيزي فر
شهيد کريم عزيزي فر در سال 1331 در شهر شيراز در خانواده اي متدين متولد شد . او ؟؟؟ تا 36 سال بعد در قالب يک بسيجي دلاور به عنوان سرباز رشيد اسلام پرچم عزت را بر بلنداي قله شهادت بنشاند . از همان کودکي بنده خوب بود و هرگز عبادات واجبش دور نمي شد . نمازگزاري مخلص در درگاه خدا و روزه داري صبور در پيشگاه او بود . از ابتدا همچون عاشقي شيفته شاگرد مکتب حق شد و در نهايت به اوج بلندترين مقام الهي و معنوي دست يافت . در زماني که سايه هاي شوم طاغوت ايران را رفته به ظلمت روي نشاند . دستت تقدير پيشه خمين را به مدد رساند او نيز همچون ديگر سربلندان به ستيز با پليدهاي شتافت و اين چنين بود که فعاليتهاي گسترده او در صحنه اجتماع شکل گرفت . آنان که درس خود را در مکتب حق فرا گرفتند بخوبي به راه درست زندگي آشنايند براي آنها ترس از غير حق معنا ندارد . لذا شهيد عزيز در خفقان آن زمان با جسارتي که خاص مريدان خداست در تهيه و تکثير اعلاميه تلاش مي کرد و تا پاسي از شب مي کوشيد تا پيام عدالت را به گوش تشنگان حقيقت برساند . ما همکاري او و ديگر دوستانش شبانه تا دوازده هزار اعلاميه چاپ و پخش مي شد بعد از پيروزي انقلاب تلاش ها و کمک هاي او در قالبي ديگر ظاهر شد . او در سنگر براي يکصد قبا ( آتشيها ) جا گرفت و در ؟؟؟ سيد بزرگوار حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد علي محمد دستغيب به فعاليتهاي خود چهره اي زيباتر بخشيد و با خط مشي گرفتن از اين سيد بزرگوار و در ظل توجهان حق تعالي موفق و پيروز شد . يکرنگي و صداقت و پاکي شيوه اخلاق او بود . او با اخلاص تقوا و با ايماني به جنگ بديها مي رفت به ارتباط با دوستان و اقوام پايبند بود و ديگران را نيز به اين امر تشويق مي کرد. به عنوان ؟؟؟ دلسوز مهربان براي فرزندنش نيز اسطوره اي از قدرت ايمان اراده و ؟؟؟ کاري بود و همواره در کارها و زندگيش رضايت رب را جستجو مي کرد. در سنگر زحمت کشي مومن و با مسئوليت بود با تلاش و خستگي ناپذيري خود مي کوشيد تا گوشه اي از بار توليد کشور را به دوش کشد . با آغاز جنگ تحميلي هرگز راضي نشد که تنها در اين سنگر و در پشت جبهه بماند. دل پر از تاب و تپش او فقط در جبهه ها و در کنار هم رزمان او آمدم مي گرفت . او در هر فرصتي کوله بار سفر عشق را مي بست و راهي ديار عشق مي شد . اولين بار در تاريخ 17/1/62 به جبهه رفت و در 28/3/62 بازگشت و بعد از آن ها چون راهش را به خوبي انتخاب کرده بود پنج بار ديگر روي هم به مدت 9 ماه در جبهه ها به جنگ حق عليه باطل رفت. زماني که در آخرين خداحافظي خانواده اش را ترک مي کرد حال و هوايي روحاني وجودش را پر کرده بود . شايد خودش نيز مي دانست که اين آخرين ديدار است و بالاخره در آخرين بار هنگامي که فقط يک ماه از رفتنش گذشته بود و قاصدان ؟؟؟ عروج عرفاني و پرواز ملکوتي او را آورند. او در تاريخ 4/4/67 در جزيره مجنون مجنون وار به ديدار حق شتافت. ميان دره شب خفته بودم . نه ام از ناله شيرين تهي بود . سرم بر خاک طاقت سه نمي سود . زبانم حرف با حرفي نمي زند. سکوتم ظرف بر ظرفي نمي زند . نگاهم خال در جايي نمي کوفت . دلم در سينه قفلي بوده محکم . کليدش بود در درياچه غم . اميدم گرد اقليدي نمي گشت . شبم دنبال خورشيدي نمي گشت .حبيبم قاصدي از پس فرستاد . پيامي با بلوري مي فرستاد . که ميدانم تر شدم حضور است . مشو نوميد اينجا قصه نور است .
بسم الله الرحمن الرحيم سپاس خداوند را كه همه چيز ازاوست وسپاس خداوندرا كه لباس هستى برماپوشاندو سپس انبياء رابراى ما مبعوث نمود تا مارا درسيره ايمه قراردهندوباسلام برامام زمان (عج) اميد مستضعفان محبوب دل عاشقان هرگاه ياد اومى كنيم وبا ريختن اشك وسوز دل اميد ظهورش را مى كشيم وبا سلام ودرود برامام خمينى امام اين امت خمينى بت شكن اين مرد خدا شناس ولى امر پاسدار خانه امام وپاسدارخون شهيدان درهم كوبنده ستمگران ياور مستضعفان ودرهم كوبنده شرق وغرب وباسلام برحضرت آيه الله العظمى منتظرى اين فقيه مجاهدوقام مقام رهبرى وبا سلام برحجت الاسلام حاج آقا سيد على محمد دستغيب وبا سلام به برادان خوبم برادران عزيزى كه همراه وهمگام با شما درسنگر انقلاب پرداختيم ومشكلات را با هم خريديم وهميشه‌ياور وسفارش من به حق بوديد وهميشه به زير منت دوستى برديد وبادرود به شما پدران ومادرا ن حزب الله خداياترشكر مى گويم كه شهادت را نصيب من كردى وباسلام به مادرعزيز ومهربانم مادرجان من قدرتورا ندانستم وهميشه ناراحتت مى كردم اميدوارم كه مرا حلال كنى وبراى من گريه‌نكنى وماتم بگيرى هرگاه خواستى گريه كنى براى مظلوميت حسين (ع) گريه كنى وبه همه بگويى پسرم نزدخداست وهركس پرسيد براى چه رفت بگو براى اسلام وبدستور رهبرش امام خمينى چون طاقت ظلم وجور را نداشت وبخاطر تحقق بخشيدن به جمهورى اسلامى .باسلام به همسرعزيزومهربانم ازاينكه وظيفه شرعى ام ايجاب مى كرد كه به جبهه بروم اميدوارم كه توهمچنان به وظيفه خود عمل نموده وامانتى را كه خدا بما داده زهرا ومحمد رضا ومحمد جوادآنهارا دركناراستاد معظم حاج آقا سيد على محمد دستغيب درراه اهداف اسلام تربيت كنى وبا سلام به برادر وخواهر گرانقدرم شما هم گردن من خيلى حق داريد اميدوارم كه مرا ببخشيد اگر يك وقتى تندى كردم شما هم دركنار هم همانند خانواده شهدا حسين واروزينب وار درراه اهداف انقلاب كوشاباشيد وازهمه اقوام وخويشان خيلى معذرت مى خواهم ازاينكه نتوانستم درست صله رحم را بجا آورم همچنين ازهمسايگان محترم مى خواهم اگر ناراحتى ازاين حقير ديده اند مراحلال كنندوازهمه مى خواهم كه حتى الامكان براى من گريه نكنند كه اگر چنين كنند دشمن راخوشحال كرده اند والسلام 10/3/67

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید