کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
06:01
بهمن عسکری

بهمن عسکری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند حسین

تاریخ تولد
۱۳۳۹/۰۲/۲۸
تاریخ شهادت
۱۳۵۹/۱۰/۱۶
محل شهادت
آبادان
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
خوزستان - آبادان - آبادان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
سپاه
بسمه تعالي زندگي نامه شهيد بهمن عسکري
در صبح روز 16 ديماه سال 1339 در يک خانواده محقر کارگري ، مادري از درد به خود مي پچيد و همه منتظر به دنيا آمدن نوزادي بودند که سومين فرزند خانواده بود و سرانجام طفلي ديده به جهان گشود و مادر با شنيدن اين که نوزاد سالم و پسر است تمام درد و رنج هاي خود را فراموش کرد و از اين که خود و فرزندش سالم هستند به درگاه خداوند متعال شکر کرد تمام اهل خانه از بزرگ و کوچک غرق در شادي و خوشحالي شدند و پدر شادمانه براي انجام کار روزانه اش روانه پالايشگاه آبادان شد . چند روزي گذشت ، نام او را به همين گذاشتند . بهمن از همان روز اول تولد با کلمات الله اکبر و لااله اله الله آشنا شد زيرا قابله محلي در گوش راست و او اذان و در گوش چپ او اقامه را خواند و اين رسمي است که براي تمام فرزندان مسلمان در هنگام تولد اجرا مي شود . دوران هفت سالگي را با تربيت صحيح اسلامي گذراند و از همان موقع راه مسجد و سنت هاي مذهبي را ياد گرفت زيرا پدر ، مادر و ديگر اعضاي خانواده براي انجام فرائض ديني به مسجد مي رفتند و در تمام مراسم هاي مذهبي شرکت مي کردند . در سن هفت سالگي به مدرسه رفت و سالهاي تحصيلي را يکي پس از ديگري با موفقيت طي کرد تا اين که در سال 1357 زماني که بهمن در کلاس چهارم دبيرستان در رشته تجربي درس مي خواند ، انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني حرکت پوياي خود را در برابر ظلم حکومت جبار پهلوي آغاز کرد .حرکتي که از سالهاي 41 و 42 آغاز شده بود و دليل نداشتن نيروي کافي درحالت سکون و ايستادگي بود . رژيم طاغوت براي جلوگيري از اين حرکت پويا و انقلابي به خيال خام خود چاره اي انديشيد و در 11 شهر بزرگ ايران اعلام حکومت نظامي نمود اما ديگر دير شده بود چون اعلاميه ها و پيام هاي امام خميني در سراسر جهان پخش مي شد و جوانان چون بهمن و هم سنگرانش نفس ماموران طاغوتي را با حرکتهاي انقلابي خود گرفته و آنها را بيچاره کردند بودند در نزديکي خانه بهمن پست مهمي از حکومت نظامي طاغوت ايجاد شد که تمام بچه هاي محل را زير نظر داشتند و همه را شناسايي کرده بودند به خصوص بهمن که فعاليت زيادي داشت اما بهمن و دوستانش با روشهاي انقلابي از ديد مامورين طاغوت دور مي شدند و به کارهاي انقلابي مي پرداختند و در تمام تظاهرات عليه رژيم طاغوت شرکت مي کردند تا اين که در 22 بهمن سال 57 انقلاب اسلامي پيروز شد و رژيم پنجاه ساله دودمان ننگين پهلوي سقوط کرد .حال ديگر مرحله سازندگي انقلاب اسلامي بود و به من در تمام انتخابات انجام گرفت شرکت کرد و به جمهوري اسلامي راي آري داد و چون بيم آن مي رفت که دشمنان به انقلاب ضربه بزنند بفرمان امام ، نيروي پاسدار انقلاب به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشکيل شد و در تمام شهرها شروع به کار نمود و از دستاوردهاي انقلاب اسلامي پاسداري نمودند .بهمن که گويي در 22 بهمن ماه 57 تولد ديگري يافته است براي هر چه بيشتر تعهد خود نسبت به انقلاب در سپاه پاسدران انقلاب اسامي آبادان به عنوان پاسدار ذخيره ثبت نام و شبها و اوقات بيکاري در سپاه پاسداران مشغول به کار گرديد و در کلاس ششم دبيرستان هم مشغول تحصيل گرديد و با روحيه جواني و انقلابي که داشت شادمان و سرحال به انجام وظيفه عشق مي ورزيد و مي خواست آن را به نحو احسنت انجام دهد تا اين که در خردادماه 59 موفق به اخذ ديپلم شد و قرار بود که در کنکور ورودي دانشگاه شرکت نمايد و در صورتي که موفق نشود به خدم سربازي برود .اما آمريکاي جنايتکار و به قول امام بزرگوار شيان بزرگ که تمام منافعش از بين رفته بود درصدد اين بود که انقلاب را متوقف سازد و دوباره سلطه خود را به ايران اسلامي بازگشت دهد و نادان ترين و جبارترين حکومت منطقه را که با ايران هم دشمني ديرينه داشت يعني صدام جنايتکار و تجاورز ، حاکم حکومت بعثي عراق را بر عليه ايران اسلامي به جنگ تشويق کرد و در سحرگاه روز 31 شهريور سال 59 هجوم گسترده خود را با تجهيزات کامل و ماشينهاي جنگي آماده و سراسر مسلح از مرزهاي جنوبي و غربي آغاز نمود و ايران و انقلاب نوپا را مورد هجوم قرار داد . خانواده بهمن مانند ساير خانواده هاي ديگر از آبادان به سوي ديگر شهرهاي ايران رفتند و بهمن هم که در سال قبل دوره نظامي را ديده و به فنون نظام آشنايي داشت آبادان را ترک نکرد و همراه ديگر همرزمان خود به جبهه آبادان رفت و براي دفاع از ميهن و انقلاب اسلامي بر عليه دشمن بعثي به نبرد پرداخت و پس از سه ماه و نيم مبارزه و جنگ عليه دشمن بعثي ، در صبح روز 17 ديماه سال 59 در حالي که از خط اول جبهه بازگشته و براي دين پدرش که او نيز با روحيه اسلامي و انقلاب در پالايشگاه مشغول کار بود مي رفت ، در اثر ترکش خمپاره دشمن که در تمام نقاط شهر و مناطق مسکوني و حساس را هدف قرار داده بود نقش بر زمين شد و با روحي شاد و رواني پاک و دوز از هر گونه فکر و انديشه اي خارج از اسلام و انقلاب به لقاء اله پيوست و به آرزوي خود که شهادت در راه عقيده بود رسيد و خانواده اش جسد پاکش و مطهر او را به زادگاه اصلي خودشان حاجي آباد داراب بردند و به عنوان اولين شهيد منطقه ، مردم بزرگترين و با شکوه ترين تشييع جنازه از بهمن نمودند و غم و اندوه را از چهره پدر و مادرش زدودند و اکنون 11 سال از شهادت بهمن مي گذرد و هنوز در ياد و خاطره همه دوستان و خانواده اش مي باشد شهيد بهمن هميشه اين جمله را بر لب داشت که هميشه يار و مددکار انقلاب اسلامي باشيد و هميشه گوش به فرمان امام عزيزمان باشيد ياد و خاطره او را گرامي مي داريم .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید