بسم الله الرحمن الرحيم : زندگي نامه برادر شهيد عبدالله صالحي : شهيد عبدالله صالحي در سال 1348 در خانواده اي روستائي و با تقوا و مذهبي متولد شده دوران کودکي را در کنار والدين زحمت کش و دل سوز خود سپري نموده و بعد از طي مراحل کودکي دوران ابتدائي در طسوج و دوره راهنمائي را در شهر کوار سپري نموده و با تمام وجود در برابر سختي هاي زندگي و مشکلات متعدد که از طريق مدرسه و زندگي بر او تحميل مي شد ايستادگي کرده تا به سن 16 سالگي مي رسد . اين نوجوان شهادت طلب به خاطر آن که ديگر برادر شهيدش در تاريخ 13/12/65 به لقاء الله پيوسته هر لحظه از زندگي اش که مي گذشت تحمل ماندن در خانه براي او سخت تر مي شود . لذا مدرسه را رها نموده تا بتواند روانه جبهه گردد اما به خاطر سن کم گذشته از معلم هاي مربوطه و خانواده که مانع رفتن او شده بودند سپاه هم او را براي اعزام قبول نکرده و به او گفته بودند : که بايد رضايت نامه از مدرسه و پدرت داشته باشي تا اعزام شوي لذا اين نوجوان خدائي دل از مدرسه و خانواده بريده و يک رضايت نامه با زور از مربي ورزش مي گيرد و به خانه بر مي گردد . و يک رضايت نامه هم فوري خودش مي نويسد به خاطر آن که امضاي پدرش در آن باشد فتوکپي شناسنامه پدر را برداشته و بدون آن که بفهمد با کاغذ کاربن امضاي پدر را روي رضايت نامه در مي آورد . و صبح روز بعد به سپاه مي رود و با در دست داشتن 2 رضايت نامه او را به عنوان بسيجي به جبهه اعزام مي کنند و بعد از چند روز خدمت شيميائي شده به خانه بر مي گردد در هنگام مرخصي چند نفر از هم رزمان شهيدش را تشييع مي کنند مي گويد خدايا يا پدرم از رفتن من خيلي ناراضي است يا من لياقت شهيد شدن ندارم دوباره بدون اين که بهبود پيدا کند و با تمام نشدن زمان مرخصي حال و هواي خدمت امان ماندن در خانه را به او نمي دهد و دوباره عازم جبهه مي گردد که اين بار پدرش مانع مي شود که مي گويد : من مي روم تا صاحب الزمان ( عج ) ظهور کند بايد بروم و نگذارم اسلحه برادر شهيدم حسن و شهيد نقي اکبري بر روي زمين بماند و آمريکاي جنايتکار بر ما مسلط شود . بالاخره با اصرار مادرش را راضي کرده بعد از 14 روز مرخصي روانه جبهه مي شود و بعد از 18 روز خدمت در جبهه در شلمچه هنگام عمليات کربلاي 5 در تاريخ 13/12/65 با دو نفر از ديگر هم رزمانش شهيد ابوالقاسم بشيري و شهيد جعفر غفاري خواه که در جبهه با هم رابطه بسيار گرم و صميمي و در حد ناگفتني با هم داشته اند با هم و در يک زمان به درجه رفيع شهادت نائل مي گردند و هر سه نوجوان شهادت طلب با ايثار جانشان و ريختن خونشان در راه دفاع از اسلام و آزادي ميهن اسلامي شربت شيرين شهادت مي نوشند و به ديدار لقاء الله مي پيوندند . والسلام . شهد شيرين شهادت گواراي وجودتان باد . يادتان گرامي روحتان شاد و راهتان پاينده باد اي شهيدان .