کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
20:40
صمد رضایی

صمد رضایی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
1319/09/02
تاریخ شهادت
1365/11/27
محل شهادت
محور خرمشهر
محل تولد
فارس-مرودشت-بند امیر
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
راننده
نحوه شهادت
اصابت ترکش به خودرو-سوختگی
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد صمد رضايي : شهيد صمد رضايي در سال 1319 در ؟؟؟ بند امير كربال در خانواده اي محروم و مستضعف چشم به دنيا گشود . پدر محرومش معتمد همچون ديگر مستضعفين براي امرار معاش و سير كردن شكم هاي هميشه نيمه گرسنه فرزندان جز بازوان كارآمد و دست هاي پينه بسته و پشت خميده از ظلم مالك و زمين دار و زمين خوار سرمايه ديگري نداشت و مادرش مرحومه بانو عشرت كه يك عشاير زاده پاك و بي بضاعت و خو گرفته با فقر و مسكنت جز اميد به خدا و مزد ناچيز همسرش چيز ديگري نداشت كه تقديم فرزندان كند جز شناساندن راه درست و پاكي و صداقت و ايمان كه دست قضا در بحبوهه جرياناتي كه در بين عوام به سال نهضت مشهور گرديده بر اثر گلوله اي كه از طرف مزدوران طاغوت به وي اصابت كرد .فرزندان خود را از دامن پر مهر خويش محروم ساخت و از آن ؟؟؟ پيش نيامد كه شهيد صمد رضايي و برادر بزرگترش محمود و خواهر خود از نعمت داشتن نان آور خانواده بر اثر فوت پدر بي بهره گشت و ديگر جز درگاه خدا و اميد به او راهي براي ايشان نمانده بود كه عمويشان سرپرستي ايشان را بعهده گرفت و شهيد صمد رضايي همچون ديگر محرومين و مستضعفين از ابتداي نوجواني براي امرار معاش به كارگري مي پرداخت و هنگام رسيدن به سن 19 سالگي در سال 1342 به سربازي فرا خوانده شد كه پس از اتمام مدت سربازي شغل رانندگي را انتخاب و در اين راه آنقدر زحمت كشيد و متحمل مشقات زيادي گرديد و چون ديگر جدا از برادر و خواهر گرديده بود به فكر ازدواج و تشكيل خانواده افتاد و در سال 1345 در بند امير ازدواج كرد و چون در بند امير جز كار و مزدوري براي فئودال هاي خونخوار و مالكين بي رحم كار ديگري وجود نداشت براي كار و امرار معاش راهي مرودشت گرديد و در اين شهر به اتفاق همسر و مادر خود شالوده يك زندگي آبرومندانه و ساده و بي آلايش و دور از هرگونه زرق و برق را پي ريزي مي كردند كه پس از گذشت يكسال از ازدواج خداوند پسري به آنها عطا فرمود كه براي زنده نگه داشتن نام و ياد پدر نام محمد را بر او نهاد سالها از پي هم گذشت و در اين سالها اين شهيد سعيد هر لحظه پيوند عاطفي خود را با خانواده محكم تر كرد و آن چنان با علاقه اي به خانواده داشت كه خداي متعال نيز در اين مدت فرزندان ديگري بنامهاي مهراندخت و زهرا و فاطمه و غلام عباس و غلام حسين به او عطا فرمود و شهيد كه شغل رانندگي را براي گذراندن زندگي انتخاب كرده بود آن چنان با ايمان به خدا و عشق به ائمه معصومين و علاقه به خانواده زحمت زياد كشيد تا بالاخره توانست با مشاركت شخصي و ديگري كاميوني خريداري كند تا وظيفه خود را نسبت به خانواده بهتر انجام دهد در اين هنگام يورش ناجوانمردانه به صدام و نوكر امپرياليسم كه باعث آواره شدنن بخش عظيمي از امت مسلمان و ويران گرديدن چندين شهر بزرگ و كوچك و هزاران روستاي ميهن اسلامي گرديد آن چنان خشمي نسبت به استكبار جهاني و امپرياليسم جنايتكار آمريكا و سر سپرده مزدورشان يعني صدام لعين در وي ايجاد كرد كه ديگر تمام فكر و انديشه اش انتقام از مزدوران بعثي و دفاع از انقلاب اسلامي گرديد و اين حالت روحاني به آنجا كشيد كه شهيد ديگر تاب و طاقت و تحمل ديدن اين همه جنايت و خيانت را از دست داده و براي ياري رزمندگان كفر ستيز اسلام خود را موظف به رفتن به جبهه ديد و روح پاكش نيز آن چنان عاشقانه در راه الله و انقلاب اسلامي به پرواز در آمد كه ديگر هيچ چيز و هيچ كس نمي توانست او را از رفتن به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل باز دارد و بالاخره در 22 بهمن سال 1365 با كاميون خود به جبهه عزيمت نمود و از آنجا كه خدا ملاقات پاكان را دوست دارد قلب پر ايمان شهيد در پيوستن به لقا الله عاشقانه مي تپيد در تاريخ 27/11/1365 در پل مار در خرمشهر به درجه رفيع شهادت نائل گرديد و روح پاكش به پرواز در آمد و خاك پاك و مطهر شهيد را پذيرا گشته و شهيدي ديگر از تبار هابيلان و رهروان پاك راه حسيني بر شهدا افزوده گرديد راهش پر رهرو و لاله هاي سرخ جوشيده از خون پاكش هميشه شكفته باد .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید