سیدابراهیم شبیری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند سیدحمزه
تاریخ تولد
1341/05/01
تاریخ شهادت
1362/12/25
محل شهادت
طلائیه
محل تولد
فارس-شیراز(مرودشت)-فاروق
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
راننده آمبولانس
نحوه شهادت
گلوله
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد ابراهيم شبيري در سال 1341 در روستاي فاروق در خانواده اي مذهبي و مستضعف چشم به دنيا گشود.پدرش فردي ساده و کارگر بود که با تحمل مشقات زيادي اولين فرزند خود را تربيت نمود و در هفت سالگي روانه مدرسه نمود.کلاس اول تا پنجم را در دبستان و اول راهنمايي تا سوم را در مدرسه راهنمايي فاروق به اتمام رسانيد .پس از پايان دوره راهنمايي راهي دبيرستان خدمات و بازرگاني شيراز شد.دوره متوسطه را با تحمل مشکلات زياد با موفقيت به پايان رسانيد و ديپلم رشته خدمات را در سال 60 اخذ نمود. در زمان طاغوت در جلسات قرائت قرآن و جلسات مذهبي شرکت فعال داشت و در زمان انقلاب فعاليت مستمر در راهپيمائي و تظاهرات داشت. پس از گرفتن ديپلم علاقه زيادي به رفته جبهه داشت در تاريخ 1/7/61 توسط بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مرودشت طي دوره آموزشي راهي جبهه هاي حق عليه باطل گرديد و پس از سه ماه خدمت خوش ؟؟؟ در تاريخ 2/10/61 از جبهه به سوي خانه بازگشت ولي تحمل ماندن در خانه را نداشت و خود را آماده نمود که به خدمت مقدس سربازي برود.به همين دليل مکان مقدس سربازي را در سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي انتخاب نمود و اولين فردي بود که در اولين اعزام پاسدار وظيفه اي مرودشت در سپاه پاسداران ثبت نام نمود و پس از طي مراحل آموزشي در پادگان شهيد دستغيب مشغول انجام وظيفه شد. حدود چهار ماه در آنجا بود و سپس در تاريخ 28/5/62 داوطلبانه به جبهه کردستان اعزام شد و در آنجا وارد تيپ المهدي شد.حدود چهار ماه در آنجا خدمت نمود و با ضد انقلابيون کومله و دمکرات جنگيد و پس از چهار ماه در کردستان به مرخصي آمد و چون تيپ المهدي به اهواز پادگان اميديه منتقل شده بود نامبرده به آنجا رفت بعد از يک ماه خدمت در نامه نوشته بود که پنج روز قبل از عيد به مرخصي مي آيم ولي بعداً در يکي از نامه هايش نوشته بودند که چون امام فرمود که من به پيام رهبرم لبيک مي گويم و در جبهه مي مانم در تاريخ 25/11/62 در نامه اي که نوشته بود اين آخرين نامه اي است که مي نويسم و در اين مدت يک ماه با شهيد غلامرضا ايزدي علاقه زيادي داشت.چون از همان ايام کودکي با هم انس گرفته بودند و با هم اعزام شده بودند به خدمت مقدس سربازي و چون مدتي از هم دور شده بودند و در جبهه پس از مدتي فراغت به هم رسيده بودند که در نامه نوشته بود ما هر دو بهم رسيديم و خيلي زياد خوشحال هستيم. زيرا هر دو به محبوب مان مي پيونديم که در شب 25/12/62 بعد از مراسم دعا که عمليات طلائيه شروع شده بود جهت تخليه زخمي ها از ميدان نبرد داوطلب خواسته بودند که شهيد سيد ابراهيم شبيري داوطلب خواسته بودند که شهيد سيد ابراهيم شبيري داوطلبانه حرکت نموده ولي به علت درگيري شديد و حملات سنگين توپ خانه بعثيان کافر آمبولانس آنها هدف قرار گرفته بود و در ساعت 12:5 شب 25/12/62 در جبهه طلائيه به درجه رفيع شهادت نائل آمد. ناگفته نماند که نامبرده قبل از حرکت به سوي خط جهت تخليه مجروحين وصيت نامه و کيف خود را به يکي از برادران همرزمش داده بود و گفته بود که من در اين سفر شهيد مي شوم شما اين وصيت نامه را به خانواده ام بدهيد.روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم ارزقنا شهادة فى سبيلك خدا يا مى شود به من برهنه لطف وعنايت بفرمايى و بسوى خودت خوانى صمن سلا مو درود بى پايا ن به رهبر كبير انقلا ب و ملت شهيد پرور ايران و درود خداوند برتمام شهداى انقلاب اسلامى ايران دراين آخرين لحظات سرنگونى رژيم صدامى چه خوب است عرايضى را به ملت شهيد پرور داشته باشم البته مالى ندارم كه در مورد آن وصيت كنم فقط مى خواهم چند كلمه اى را كه درا ين مدت زندگانيم درك كرده ام كه مى شود با تكيه بر آن اسلام را در جامعه پيدا كرد بخدمت شما
عزيزان عرض كنم و هميشه و در همه حال امام را دعا كنيد چونكه ما هر چه داريم از بركت وجود امام وخون شهدا دار يم اين دولت نو پاى جمهورى اسلامى را از هر لحاظ كمك كنيد و پشتيبان آن باشيد اى ملت عزيز هميشه در صحنه پشتيبان روحانيت مبارز پيرو خط امام باشيد كه با وجود اين روحانيت بود كه اسلا م تا به حال پايدار ماند ه است و نسل انسانيت را كه در ايران و جهان رو به ور شكستگى مى رفت بعد از 1400 سال درايران زنده كرده و مى خواهد جهان را نيز از اين ور شكستگى نجات بدهد رئيس جمهور محبوب آقاى خامنه اى و رئيس مجلس آقاى رفسنجانى را دعا كنيد تا درا ين مسئوليت خطيرى كه به عهده آنها گذاشته شده موفق شوند و بتوانند با رهبريهاى پيامبر گونه امام و يارى شما ملت شهيد پرور قدرت حقانيت اسلام رابه جهان عرضه كنند اما اى كسانى كه عظمت و بزرگى اين انقلاب الهى را درك نكرده ايد كمتر به دنبال اشكال تراشى و ايجاد بى نظمى در جامعه اسلامى برويد بگذاريد اين مسئولين مملكتى و دولت شما را از دست استعمار و بدبختى فكرى به يارى پروردگار نجات دهند .اى ستمگران و گرانفروشان و اى سرمايه داران كه مى خواهيد پولهايتان رابراى پيشرفت انقلاب بكارببريد ميخواهم به شما بگويم اين ملت د ر حدود 5 سال است در محاطره نظامى و اقتصادى آمريكا و ابرقدرتها بسر مى برند هيچ غلطى نتوانستند در قبال ملت بكنند حالا شما كه تفاله هاى آنها هستيد چكار مى خواهيد بكنيد بيائيد به دامن اسلام برگرديد و گرنه از منافقين هم بدتر هستيد واى كسانى كه مى گوئيد كاش ما بوديم در زمان امام حسين با يزيديا ن مى جنگيديم بخدا قسم الآن موقع امتحان است بيائيد به جبهه و به اين حسين زمان خمينى بت شكن همكارى كنيد تا يزيد و يزيديان را از بين ببريم وگرنه پشيمان مى شويد و پشيمانى سودى ندارد سفارشى به خانواده ام دار م در صورت شهادت من گريه وزارى نكنيد و عزاداز نباشيد چون من متعلق به شما پدر ومادر ى نيستم بلكه امانتى بودم از طرف خداوند در دست
شما و از شما پدر ومادر و برادرا ن و خواهرا نم حلالى دنيا و آخرت مى خواهم و از تمام اقوام و خويشان ودوستان عاجزانه تقاضا دار م اگر اسلام راقبول دارند جبهه ها را خالى نگذاريد تا اسلا م به پيروزى نهايى برسد و پرچم اسلام در سرتاسر دنيا برافراشته شود ديگر وصيتى ندارم كه به شما عزيزان بكنم والسلام اين وصيت نامه را درمنطقه كوشك نوشتم خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار يارب 6/12/62