کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 17 مرداد 1405
12:59
مظفر فیروز

مظفر فیروز ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمدخان

تاریخ تولد
1342/01/09
تاریخ شهادت
1360/07/05
محل شهادت
محورابادان-ماهشهر
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس-مرودشت-خانمین
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
اصابت ترکش-سوختگی شدید
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد مظفر فيروز : شهيد مظفر فيروز فرزند محمد در تاريخ 9/1/1342 در روستاي خانمين از توابع شهرستان مرودشت پا به عرصه هستي نهاد. دوران آغازين زندکي خود را در کانون گرم خانواده ، درس چگونه زيستن عشق ورزيدن به اهل بيت ع به دوش کشيدن سختي ها را آموخت . او تا سال دوم راهنمايي به تحصيل خود ادامه داد. و پس از آن به خدمت مقدس سرباز ي لشکر 19 فجر رفت. خدمت سربازي باعث شد تا به آرزويش برسد پس از پيروزي هاي بسيار که در صحنه هاي شجاعت داشت در تاريخ 5/7/1360 در منطقه جنگي آبادان ( بندر ماهشهر ) به ديدار حق شتافت . روحش شاد و يادش گرامي

ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون براستى كسانى كه درراه خدا جهاد مى كنند و كشته مى شوند مرده مپنداريد بلكه آنها زنده گانى هستند كه نزد پروردگارشان روزى مى گيرند قرآن كريم بنده مظفر فيروز در سال 1342 دردهكده خانيمن كامفيروز چشم به دنيا گشودم ودر ممسنى هفت سالگى روانه مدرسه شدم و تا سوم راهنمائى را در همين دهكده خواندم و برا ى آمرزش متوسطه به شيراز به دبيرستان ابوذر رفتم و تاسوم راهنمائى را در همين دهكده خواندم وبرا ى آموزش متوسطه به شيراز به دبيرستان ابوذر رفتم و تاسوم نظرى را در خرداد 1360 بپايان رساندم و دراين موقع وظيفه خود مى دانم كه به جبهه جنگ حق عليه باطل روم تادرراه احياى دين مقدس اسلام و كتاب آسمانى محمد (ص) قرآن مجيد و انقلاب عزيزم كه با خون بيش از هفتاد هزار شهيد وبيش از صد هزار مجروح تا اينجا رسيده با دشمنان اسلام و قرآن و با كفار بعثى از خدا بى خبر بجنگم و تا نابودى مطلق دشمنان اسلام و مسلمين از پاى نخواهم نشست و به الله عهد وپيمان مى بندم كه تا آخرين قطره خون خود بجنگم و چنانچه امامان فرمودند اگر كشته شويم پيروزيم و اگر هم آنها را بكشيم پيروزيم و اينطور كه شنيد ه ام در او ايل تولدم بود كه رهبر بهتر از جانم توسط رژيم ديكتاتور رضاخان به نجف اشرف تبعيد شدند و شاه جلاد از اماممان مى گفت كه شما ؟؟؟
و يا در كوچه وبازار بازى مى كنند و حال من از كسانى هستم كه در آن موقع در كوچه بازى مى كردم و حال كه طبق گفته قرآن كريم وظيفه شرعى دارم كه به فرمان يگانه پيشوايم لبيك بگويم و به جبهه هاى حق عليه باطل مى روم چنانچه قرآن فرموده اگر كفار شما را مورد تجاوز قرار داد بايد از هركارى دست كشيد ه و جهاد عليه آنها بپردازيد و حال خانواده محترم پدر بزرگوارم برادران و خواهران گراميم قومان و خويشان و همسايگان عزيزم از شما ها استدعا ى عاجزانه دارم كه اگر خدا كمك كرد شهيد شدم برا يم گريه نكنيد كه از اجرم پيش پروردگارم كاسته شودو بازاز شما مى خواهم كه اگر اين سعادت نصيبم شد هيچگونه خرجى بر اى من نكنيد و اين مبلغى را كه مى خواهيد صرف خرج من كنيد آنرا بصورت جنسى يا نقدى به جبهه هاى جنگ يا پشت جبهه جنگ به رزمندگان عزيز بفرستيد و از شما مى خواهم كه به فقيران و تهى دستان كمك كنيد و پدر جان درست است تا حدى به حرفتان گوش نكردم اما تورا به الله قسم مى دهم كه مرا حلال كنى و خاله ها و خواهر عزيزم چون شما الان جز مادرم هستيد و چنانچه حضر ت محمد (ص) فرمود بهشت زير پاى مادران است از شما مى خواهم وشما را به حضرت زهرا (س) قسم مى دهم كه مرا ازته دل حلا ل كنيد درست است شما خيلى اصرار مى كرديد كه به دنبال اين كار نروم اما به والله وظيفه شرعى به من دستور مى داد كه اين راه را انتخاب كنم ومن به دلخواه خود به جبهه اعزام شدم و تنها آرزوى من اين است كه عده اى از كفار را كشته و بعد به شهادت برسم واز شما خواهش ؟؟؟

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید