در حین رزم شبانه با سهل انگاری یکی از نیروهای خودی به شهادت می رسد
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد يوسف شريفي
(شهدا شمع فروزان محقل بشريت وستاره درخشان آسمان عشق اند و؟؟؟روزجزا)
متولد:1349 تاريخ شهادت:9/ 3/ 67
مگر مي توان با يک کلام وصف خوبي ها وصفات يک فرشته ي آسماني را بيان کرد ونوشت فرشته اي که تمام خوبي بود وزيبايي فرشته اي که مي بايست جايش در آسمانها باشد ولي خداوند که خالق او بود ومي دانست او را در ميان بندگان خاکي خود جاي داد تا تمام زيبايي هاي خلقت ووصف خوبي هاي عالم را در نوشيدن شهد شهادت به او بچشاند واو را باز به سوي خود برگرداند زيرا مي دانست که جايش و مکانش مناسب با مقام والايش نيست خداوند خود از روحيات مخلوقاتش خبر دارد ومقام و شان والاي هر کدام از مخلوقاتش را مي داند وجايگاه هر کدام از اذل براي آنها مشخص کرده حال بستگي دارد به خود فرد وگام برداشتن انسانها در اين مسير چه بسا انسانها در اين دنيا خود سرنوشتشان را مشخص مي کنند وتوشه اي براي آخرتشان مهيا مي کنند شهيد يوسف شريفي نيز يک انسان والا وبرجسته بود او با سن کم خود وبا نوشيدن شهد شهادت به همگان ثابت کرد که مي توان در هر سني ودر هر مکان وجايي به خداوند رسيد شهيد بزرگوار در سن 17سالگي به مقام شهادت نائل گرديد او با اين که در مقطع دبيرستان مشغول به تحصيل علم و دانش بود حضور در صحنه هاي جنگ را از هر چيزي ترجيح مي داد او قبل از شهادت چندين سال بود که حضور دائمي خود را در مدارس براي تحصيل قطع کرده بود وهمان جا در جبهه هاي حق عليه باطل به درس خواندن خود ادامه مي داد مي توان گفت از موقعي که پادر مقطع راهنمايي گذاشته بود به جبهه رفت ودر همان جا زير نظر شهيد گرانقدر احمد کشاورز به تحصيل ادامه مي داد ودر همان وضعيت جنگ نيز تحصيل علم و دانش را رها نکرد او پاسداري از حريم مقدس اسلام را گرانقدرتر از هر چيز ديگري ترجيح مي داد ودر پتس و حرمت آن مي کوشيد.هميشه بيان مي داشت که ما بايد راه عزيزان شهيدمان را ادامه دهيم از آنجا که همسايگان آن شهيد خانواده هاي شهيدان احمد کشاورز،اسکندر کشاورز،ومحمد عوضي پور وشهيد مزارعي فرد بود هميشه شهيد بيان مي کردند که من چگونه مي توانم بدون اين دوستان زندگي کنم ودر چشمهاي مادرشان نگاه کنم من نيز بايد راهشان را ادامه دهم تا به صف آنها بپيوندم همان طور که او مي خواست ومي دانست که روزي به نزد دوستان خود برمي گردد ودر جوار قرب الهي باز با همسايگان شهيد خود زندگي مي کند شهيد عزيزمان در دوران کم زندگي خود سراسر وجودش خوبي و نيکي بود کسي که اخلاق و رفتار و کردارش تمام خداپسندانه بود راهش راه معصومين(ع)دينش دين خدا هدفش رساندن حق گامهايش در هر مسيري استوار و پايدار وبايد از هيچ چيز وهيچ کس به جز خدا نمي ترسيد هميشه در کلامش يا و نام خداوند بود نمازهايش هميشه به موقع بود هيچ گاه از ياد خداوند غافل نمي شد با همسايگان مهربان بود کمک وياري از مستضعفان را هيگ گاه فراموش نمي کرد.ودر حفظ وياري وکمک از آنها هيچ گاه دريغ نمي کرد با پدر و مادر وافراد خانواده خود مهربان بود هيچ گاه حرف بيهوده اي نمي زد ودل هيچ کس را آزرده نمي کرد او هميشه در کلامش مي گفت خوبي در اين دنيا کاشته مي شود وثمره آن را در دنيا مي بينيم هميشه مي گفت کار نمي کنم که بخواهم منتش رابر سرديگران بگذارم يا اينکه ديگران را متوجه کار خويش سازم چه بسا که خداوند خود ناظر براعمال ورفتارها مي باشد هميشه در کلام و گفتار خود يک حجب و سنگيني بيان داشت حرفهاي بيهوده نمي زد به مسئله حجاب زياد تاکيد داشت هميشه مي گفت خواهران ما بايد حجاب خود را در همه حال رعايت کنند تا گرفتار وسوسه هاي شيطاني شوند تا دشمن نتواند از آنها سودجويي کند با ديگر دوستان وهم کلاسي هايش بخصوص معلمان خود مهربان بود هيچگاه زحمات معلمان خود را ناديه نمي گرفت اخلاق شهيد در منزل بسياغر خداپسندانه بود او با پدر و مادر و افراد خانواده ي خود مهربان بود هيچگاه حرفي نمي زد تا دل کسي را برنمايد سخنانش شيرين بود قيافه اي مهربان وهميشه خنداني داشت به قول مادر شهيد (يوسف تا زنده بودند ندانستيم که کيست همين که مثل پرستويي عاشق از پيش ما بال پرواز گرفت ورفت دانستيم که چه مقام وشخصيتي داشت)انسانهاي والا هيچ گاه از ياد وخاطره ي ما نمي روند وهميشه مقام و جايگاه نيک آنها در اين دنيا ودر آن دنيا شناخته است ما نمي توانيم جايگاه ارزش هر کدام از آنها را مشخص کنيم همين قدر که مي دانيم خداوند خود مقام و جايگاه آنها را در نزد خود ومعصومين نگه مي دارد وحق هيچکدام را ناديده نمي گيرد خداوند چنين فرشته هاي آسماني را در روي زمين ودر بين ما انسانهاي خاکي واز نوع خودمان خلق کرد تا چگونه زيستن وچگونه بودن را بياموزيم ورفتار وکردار آنها را الگوي زندگي خويش قرار دهيم گفتن و نوشتن ياد و خاطره ي زندگينامه شهيد بس طولاني مي باشد ووصف خوبي هاي آن زياد وبا گفتن چند جمله کوتاه مي خواهيم چند خصوصيات شهيد را معرفي کنيم در يک جمله ي کوتاه مي توان گفت که شهيد يوسف شريفي سراسر عشق،محبت،نيکي و خوبي بود کسي هيچ گاه از ياد خدا غافل نبود وتمام تلاش رسيدن به حق بود تا اينکه در سحرگاه يکي از روزها بعد از بستن عهد و پيمان با پروردگار خويش به مقام شهادت نائل گرديدند .ياد ونام خاطره ي آن شهيد بزرگوار هميشه در قلب تاريخ زنده مي ماند وعبرت ديگر بازماندگان قرار خواهد گرفت.والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه يوسف شريفى من المؤمنين رجال صد قواما عاهدوا الله عليه فمنهم من قظى تحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا . اگر اين جنگ بيست سال هم طول بكشد با كمال قدرت ايستاده ايم « امام خمينى » وظيفه هر فرد مسلمان است كه اگر در توان دارد به جبهه رود شور و شوق اين رزمندگان خداجو را ببيند و چون من اين توانايى را در خويش مى بينم لازم دانستم كه به جبهه حق عليه باطل بروم و اسلحه به زمين افتاده رزمندگان ايثارگر را بلند كنم و راهى كه آنها رفته اند را من بپيمايم و به آنهايى كه تا كنون به جبهه نرفته اند يك توصيه مى كنم كه اى برادران جنگ ايران و عراق در موقعيت حساس قرار گرفته و اگر شما بى لياقتى از خويش نشانى دهيد و خداى نا خواسته ايران يا امت اسلامى شكست بخورد در روز قيامت شهداء سر راه شما خواهند آمد و از شما سؤال خواهند كرد كه ما جان خودمان را در راه خدا و براى حكومت اسلامى فدا كرديم و شما چه كار كرديد و اگر ما نتوانسيم جوابى دهيم ملائكه ها مهر هاى آتشين بر دهان ما خواهند زد و ما را در قعر جهنم مى اندازند و حال بايد امت ما وظيفه اصلى خويش را بدانند و اگر توانايى رزمى را ندارند لااقل با كمكهاى نقدى و جنسى رزمندگان را يارى بفرمايند كه خدا در قرآن مى فرمايد كه در ان الباطل كان ذهوقا . براستى كه باطل رفتنى است و حال كه هر روز ما كربلا است لازم است كه ما خود را براى زيارت كربلا آماده كنيم مگر ما خونمان از خون امام حسين و يارانش رنگين تر است پس ما بهتر است كه در راه خدا به شهادت برسيم . نه در بستر بميريم و خدا فرموده است كه من جان و مال مؤمنين را مى گيريم و در عوض بهشت رضوان را نصيب آنها خواهم كرد در پايان شعار هميشگى يادمان نرود . خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدى ، حتى كنار مهدى خمينى را نگهدار از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزا « و السلام » برادر يوسف شريفى