کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
00:35
کاوس اسکندری

کاوس اسکندری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند فرج

تاریخ تولد
۱۳۳۰/۰۹/۲۲
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۱۰/۲۵
محل شهادت
شلمچه
تحصیلات
سیکل
محل تولد
خوزستان - آبادان - آبادان
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
راننده و نیرو تدارکات
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه برادر شهید کاووس اسکندری
شهید کاووس اسکندری در 26 آذر ماه 1330 در خانواده ای مذهبی در یکی از منازل سازمانی شرکت نفت آبادان متولد شد. از سن 9 ماهگی شروع به راه رفتن کرد طوری که باعث حیرت اطرافیان شد. فوق العاده پسر باهوش و کنجکاوی بود. در هفت سالگی به مدرسه ابتدایی رفت و به تحصیل مشغول شد. در همین دوران نشان داد که در درس هایش دانش آموز موفقی بوده و مورد تحسین خانواده قرار گرفت. کلاس 9 ابتدایی را که به پایان رساند به دلیل موقعیت شغلی پدرش ناچار با خانواده به شیراز عظیمت کردند و در خانه ای در محله دروازه کازرون شیراز ساکن شدند. در دوران نوجوانی و بلوغ فوق العاده غیرت مند بوده که حتی بارها به خاطر همین مسئله دعوا می کرد. کاووس 7 خواهر داشته که همین مسئله باعث شد فوق العاده حساس شود و بارها گفته بود شیراز با آبادان فرق دارد اما غیرت جنوبی هر جا باشد همراهش است . پس از تکمیل دوران راهنمایی وارد هنرستان نمازی شد و در رشته طبیعی مشغول تحصیل شد. پس از اتمام دوران دبیرستان از طریق یکی از آشنایان وارد نیروی زمینی ارتش شد و مدتی در نظام خدمت کرد. 2 سال در ارتش بود، سپس تصمیم گرفت مستقل باشد، به همین خاطر به صورت شراکتی با یکی از دوستان خود تاکسی خرید و مشغول کار رانندگی شد. در همین دوران وارد بسیج شد و فعالیت های زیادی را انجام داد. از جمله این کارها فعالیت در حراست بانک ملی را می توان نام برد. 26 ساله بود که به اصرار خانواده ازدواج کرد و عروسیش را در منزل خودشان برگزار کردند. از این دوران کاووس وارد دوران جدیدی شد و زندگی خوب و شیرینی را آغاز کرد. تولد علی کوچولو رنگ و بوی خوبی را به زندگی آنها بخشید. اما این زندگی شیرین زیاد دوام نیاورد و علی 5 ساله بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند. کاووس به این جدایی رضایت نداشت اما به دلیل اصرار خانواده همسرش و عدم سازش مادر علی به اجبار به این امر تن داد. در همین دوران بود که کم کم زمزمه های شروع جنگ به گوش می رسید. کاووس که دیگر دلخوشی برای ماندن در خانه نداشت عزم خود را جزم کرد و از طریق بسیج به عنوان رزمنده به جبهه رفت. در همان سفر اول بود که از ناحیه چشم شیمیایی شد و مدتی در بیمارستان تهران بستری بود. پس از بهبودی چند روزی را به شیراز نزد خانواده بازگشت و مجدداً به منطقه عملیاتی بازگشت و سرانجام در 25 دی ماه سال 1365 در حالی که با از خود گذشتگی بسیار سوخت را در سرمای زمستان به همرزمانش رساند در راه برگشت در اثر اصابت خمپاره کنار ماشین و برخورد ترکش به ناحیه پهلو به درجه رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و یادش گرامی باد. والسلام.

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید