محسن دوراندیش ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند خلیل
تاریخ تولد
1336/12/01
تاریخ شهادت
1360/09/09
محل شهادت
دشت آزادگان بستان
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
فرمانده گروهان
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد محسن دور انديش : شهيد محسن دور انديش در آغاز اسفند ماه سال 1336 در جهرم چشم به جهان گشودو چشم پدر و مادر و همه ي خانواده را به ديدار خود روشن کرد. محسن در دامن مادر و پدري با ايمان پرورش يافت . در خانواده اي که دين خدا معيار ارزش ها و مبناي بايدها و نبايدها بود دين داري در اين خانواده از سر صدق و صفا بود و از ويژگي هاي اين دين داري عشق و محبت به همه ي نشانه ها و شعائر ديني بود و اجتناب و دشمني با کفر و نفاق که آن زمان رژيم طاغوت و دودمان پليد پهلوي بود . شهيد دور انديش شش يا هفت ساله بود که با نام و راه آيت ا... خميني (همزمان با خرداد 42 ) آشنا شد و از همان زمان با عکس قاب گرفته ي آن عالم رباني و ؟؟؟ آشنا شد و با اين عشق و علاقه و باور و اعتقاد رشد کرد و درس خواند و کار کرد . او دوران دبستان و راهنمايي خود را در مدارس قائم مقام و اديب گذراند و سپس در دبيرستان اسلام مشغول به علم آموزي شد . شهيد فردي شجاع و سخاوتمند بود به طوري که عنوان چريک شناخته مي شد و گاهي پيش مي آمد که به خاطرتشويقي به کودکي 75% حقوقش را مي داد . محسن پس از انقلاب درس را رها کرد و خدمت سپاه پاسداران درآمد و با شروع جنگ درحالي که براي اولين بار عازم جبهه شد و در عمليات طريق القدس که هدف آن فتح بستان بود شرکت کرد و سرانجام در تاريخ 9/9/1360 هنگام خاموش کردن تير بارچي دشمن از ناحيه سينه مورد اصابت تير قرار گرفته و به سرور خود امام حسين (ع) مي پيوندد و شربت شيرين شهادت را با ولع تمام مي نوشد . روحش شاد و يادش گرامي باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
الذين امنوا و هاجرو و جاهدوا وفي سبيل الله با اموالهم و انفسهم درجه عند اله و اولئک هم الفائزون.
اکنون که اين وصيت نامه را مي نويسم مصادف است با شب جمعه و اول محرم خون و شهادت و پيرزوي در اين زمان ايران کربلا و هر روز عاشورا است همه مي دانيم که ابرقدرت ها و نيروهاي کفر و ظلم وجود نه در برابر ايران بلکه در برابر اسلام موضع گرفته اند و اما وظيفه ما چيست؟همه ما در؟؟؟امتحان قرار گرفته ايم و از خداي بزرگ مي خواهيم که به ما کمک کند تا بتوانيم خوب از امتحان بيرن بيايم من چون از اين دنيا مالي ندارم که بخواهم براي آن وصيت کنم فقط چند پيام براي پدر و مادرم و خواهران و برادرانم و ت امردم دارم.اول بايد بگويم که من اين راه را که راه سرور آزادگان و شهيدان حضرت حسين است انتخاب کردم و به نداي حضرت امام علي (ع)که مي فرمايد ايا آزاد مردي نيست که اين دنياي پست را براي اهلي (کفار و منافقين )رها کند و نيز به نداي امام بزرگوارم و کبيرم خميني بت شکن لبيک گفته باشم و با جان و دل در راه خدا جهاد کنيم و اما پيام براي پدر و مادر عزيز و مهربانم پدر و مادر خوب و شجاعم شما را دوست دارم ولي خدا و قرآن و اسلام را بيشتر دوست دارم و از شما مي خواهم که در شهادت من گريه نکنيد تا در برابر خدا اجر بيشتري داشته باشيد و از خواهران مهربانم مي خواهم که آن ها هم در شهادت من ناراحت نشوند و به اين فکر کنند که من به آرزوي خود رسيده دام و زينب وار وظيفه خود را نسبت به اسلام انجام دهند و از برادارن عزيزم تقاضا مي کنم که راهم را هر چه مصم تر ادامه نمايند که مي دانم و مطمئنم که ادامه دهنده راهم هستند و اما تو نامزد مهربانم برايم گريه نکن فقط ناراحت شدي بگو الحمدالله علي کل حال خدايا در هرحال تو را حمد مي کنم آرزوي شهادت برايت مي کنم و اگر دعا کردي بگو تا جزء شهداي کربلا باشم و فعاليت اسلامي خود را ادامه بده و ضمنا دعاي کميل را فراموش نکن و در پايان از تمام مردم قهرمان مي خواهم که دنباله رو راه امام خميني عزيز باشند و نه از امام عزيزمان عقب بيفتند و نه از او پيشي گيرند که هلاک مي شوند فقط پشت سر امام حرکت کنيد و قدر امام خوب و مهربان را بدانيد که نعمت بزرگي را خدا به ما اعصاء نموده است . به اميد پيرزوي و روزي که پرچم لا الله الا الله به دست مهدي (عج)به اهتزار در آيد.والسلام.