کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
03:02
مهدی ربیعی

مهدی ربیعی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند نوروزعلی

تاریخ تولد
1346/01/12
تاریخ شهادت
1360/09/19
محل شهادت
دشت آزادگان بستان
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه شهید مهدی ربیعی . شهید مهدی ربیعی فرزند نوروز علی در سال 1345 در شهرستان جهرم دیده به جهان گشود . شهید مهدی مدرسه خود را تا دوران راهنمایی ادامه داد او دارای غیرت و همت بالایی بود . به طوری که با وجود سن کمش جوهره ی غیرت در او نمایان بود . مهدی با وجود سن و سال کم متناسب با توان خود کار می کرد و در رفع نیاز تحصیلی خود به خانواده کمک می کرد او با دوستان و مخصوصا افراد خانواده مهربان بود . خوش بر خوردی و خوش خلقی او زبان زد همه بود . شهید مهدی ارزش زیادی برای ادای صله ی رحم واحتزام به بزرگترها و خویشان قائل بود . او هر چند که جسم کوچکی داشت اما صاحب روح بزرگی بود که همین روح بزرگ باعث می شود از سایر افراد خانواده پیشی بگیرد و آغاز تکلیف را با نوشیدن جام شیرین شهادت شروع کند . شیهد مهدی ربیعی فردی کم توقع و فداکار بود او دوست داشت به همه کمک کند . وی به داستان های شیرین مذهبی و قصه های قرآنی علاقه ی وافری داشت و در ایام سوگواری و سینه زنی امام حسین (ع) حضور پر رنگی داشت . او با توجه به نام خود نسبت به ساحت مقدس امام زمان (عج) ارادت زیادی نشان می داد و عبارت یامام زمان همیشه بر زبانش جاری بود . مهدی در همان جبهه به سن تکلیف رسید و اولین تکلیف خود را به با جهاد آغاز کرد در ضمن او قبل از به تکلیف رسیدن در مجامع و محافل دینی و نماز جمعه و جماعت حضور فعالی داشت . سرانجام مهدی با اثابت ترکش به سرش که باعث جدا شدن قسمتی از سر شد به دیار دوست شتافت و تن خسته ی مهدی در سال 1360 و در عملیات طریق القدس به زمین افتاد و بنا به گفته ی همرزمانش او لحظه ی شهادت دستانش را به رو به رو دراز کرد و گفت : یا امام زمان (عج) آب می خواهم مرا سیراب کن . گویا مهدی جهت رفع عطش و سیراب شدن جام آب را از دستان مبارک محبوبش امام زمان (عج) گرفت . روحش شاد و یادش گرامی باد . والسلام
بنام خدا ولا تحسبن الذين قتلو فى سبيل الله امواتا بل احياءعندربهم يرزقون شهيدان را مرده مپنداريد بلكه آنان زنده اند ودرنزد خدا روز ى دارند .ازآنجاييكه امام فرمود با يك دست سلاح وبادست ديگر قران را برگيريد من به جبهه رفتم تا فرمان امام خود را اطاعت كرده باشم زيرا كه من مى دانستم اورهبرى است مؤمن و معتقد به الله ازاين جهت بود كه فرمان اورا اطاعت كردم وبه جبهه رفتم تا برعليه كفرواستكبار جهانى مبارزه كنم وبراى يك لحظه هم كه شده آنان را شكست داده باشم ومادراگر من شهيدشدم براى من گريه نكن كه باعث عذاب روح من مى شود .تو بايد افتخاركنى كه فرزندى رابزرگ كردى واورادرراه خدا دادى ومن كه راه خود را انتخاب كرده بود م تا آخرين قطره خونم با متجاوزين جنگيدم وجان ناقابلم را براى خداى بزرگ وتوانا هديه كردم ووصيت من به شما آن است كه راه شهيدان راادامه دهيد تا خون پاكشان هدرنرود وامام را تنها نگذاريد كه اوچشم مردم مسلمان و مستضعف جهان است امام راتنها نگذاريد چون كه او اميد اين امت 36 ميليونى است والسلام .عند ربهم يرزقون .60 تومان از.....بدهكارم وحدود 50 تومان هم به يك فقيربده تا تمام بدهكاريهاى من برطرف شود .والسلام


QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید