بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد محمدحسين در تاريخ 15/1/1345 در خانواده اي متدين و ديندار متولد شد . در دوران کودکي به همراه والدين در مساجد به نماز جماعت مي رفت . آنقدر به بلوغ فکري و عقلاني رسيده بود که در سن 5سالگي به تنهايي و بدون کمک والدين به حمام مي رفت و کارهاي شخصي را به تنهايي انجام مي داد . احترام بزرگتر و کوچکتر را نگه مي داشت خوش برخورد و خوش رفتار خوش رو ، ، صبور ، مودب ،نجيب ، با ايمان ، باصفا و با خدا بود و با روحيه اي پاک و خالصانه و بي ريا به ديگران کمک مي کرد . هميشه نمازهاي واجب را سر وقت وجماعت ادا مي کرد . نماز و روزه قضا نداشت . در کودکي در وقت نماز صبح خود از خواب بيدار مي شد و بدون آنکه پدر يا مادر او را صدا بزنند به مسجد مي رفت .بدون استثنا بعد از نماز زيارت عاشورا و دعاهاي ديگر مي خواند . تحصيلات دوره ابتدايي و راهنمايي رادر مدرسه ي ضيغمي با موفقيت گذراند و به پايان رسانيد . با دوستانش رفتار بسيار مناسب و مهربان و صميمانه داشت و با آنها هر روز به مسجد مي رفت . در انجمن هاي اسلامي دانش آموزي شرکت مي کرد . در منزل همه از رفتار محمد حسين راضي و خشنود بودند و او را دوست مي داشتند . بسيار متين ،مودب و احترام گذار بود . دوران دبيرستان را در هنرستان آيت اله حق شناس تحصيل کرد و علاقه بسيار زيادي به درس هايش داشت طوري که تمام نمراتش کمتر از 19 نمي شد . تمامي اوليا ء هنرستان از او راضي بودند اوقات فراغت و بيکاري خود را به درس خواندن يا قرائت قرآن مي پرداخت . محمدحسين با افراد زيادي دوست نبود و همين اندک دوستان همه از قشر متدين و با ايمان ومومن بودند که همه با هم از کودکي در بسيج مدرسه و مسجد فعاليت مي کردند . در زمان تظاهرات سال هاي 57-56 با جمعي از دوستان وبسيجيان مسجد در تظاهرات شبانه شرکت مي کردند و اعلاميه هاي حضرت امام راپخش مي کردند . حتي براي گرفتن پادگانها و ادارات ساواکي نيز فعاليت داشتند . به خاطر سن کم که در سال آخر دبيرستان به شهادت رسيدند به دانشگاه نرفتند . محمدحسين جزء بسيج دانش آموزي مدرسه و مسجد بود به مناسبت خاکروبي مساجد قبل از ماه رمضان با دوستان به امامزاده اسماعيل مي رفتند . محمد حسين فوتبال را به خوبي و خيلي زيبا بازي مي کرد . حتي در زماني که آيت اله حق شناس خمس و زکات را براي امام خميني به کربلا مي فرستاند اين شهيد در اين امر نيز کمک مي کرد .محمدحسين بيشتر صحبت هايي که در خانه داشت اين بود که نماز را سر وقت بخوانيد . به پدر و مادر احترام بگذاريد . حجاب را رعايت کنيد . محمدحسين کتابهاي زيادي داشت و آنها را هميشه مطالعه مي کرد . از جمله کتابهاي مذهبي _رساله هاي امام خميني - کتابهاي استاد مطهري و قرآن و معمولاَ بعد از نماز صبح و آخر شب مطالعه مي کرد . وقت آزاد و بيکار نداشت . گاهي اوقات تا کلبه شهيد جمال امروزه قرآن حفظ مي کردند . محمد حسين آن قدر مشتاق به رفتن جبهه بود که يک روز بدون اطلاع دادن به والدين و خانواده و بستگان و به بهانه خريد کتاب و رفتن به هنرستان از خانه خارج شد و به اتفاق چند تن از دوستانش از طرق گروهاي سپاه عازم جبهه شدند حدوداَ نيمه هاي دي ماه 1365 بود و فقط همان بار اول به جبهه رفت که 20 ساله بود و در سن 20سالگي هم به شهادت رسيد و حتي در همان مدت زمان کوتاه هم به مرخصي نيامد . محمد حسين قبل از رفتن به جبهه در سلامت کامل جسمي به سر مي برد . مسئوليت محمدحسين طبق گفته همرزمانش در جبهه تخليه اسلحه و مهمات از ماشين و بوده و پخش آنها به منطق ديگر و يا سنگر بوده است .محمد حسين در خط مقدم فعاليت داشته است . آخرين روزي که محمد حسين را ملاقات کرديم روزي بود که به بهانه خريد کتاب و رفتن به هنرستان از خانه خارج شد و ديگر او را نديديم تا وقتي که پيکر پاکش را به خاک سپرديم نحوه شهادت محمدحسين به نقل از دوستانش بود که مي گفتند : به همراه يکي از دوستانش در حين تميز کردن اسلحه اش بود که خمپاره اي به آنها اصابت مي کند و هر دو شهيد مي شوند . محمد حسين در عمليات کربلايي 5 و در تاريخ 14/11/1365 در منطقه نوني خط شلمچه به شهادت رسيد . محل دفن شهيد محمد حسين در گلزار شهداي فردوس قطعه دوم شهدا ، رديف اول است . روحش شاد و يادش گرامي باد .