کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
23:41
هادی محبوب

هادی محبوب ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
1347/06/10
تاریخ شهادت
1365/12/13
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه برادر شهيد هادي محبوب : شهيد هادي محبوب در سال 1347 در شهرستان جهرم و در يک خانواده ي مذهبي چشم به جهان گشود . اين شهيد بزرگوار در زندگي با دشواري هاي زيادي روبرو بود . با قدم گذاشتن به مدرسه به بيماري سختي مبتلا شد که اين بيماري باعث شد که مدت زيادي در خانه بستري شود . خدا خود شاهد است که شهيد عزيزمان چه روز و شب هائي که با اين بيماري دست و پنجه نرم کرد و خداوند متعال نخواست که اين شهيد بزرگوار در بستر بيماري جان دهد بلکه اراده الهي اين بود که در راه خودش جهاد کند و به آرزويش برسد . بعد از پنج سال تحصيل وارد مدرسه راهنمايي شد با پيروزي انقلاب اسلامي جزء اولين کساني بود که به بسيج پيوست و وارد فعاليت هاي نظامي مذهبي شد از آنجا که جواني فعال و پرکار بود در کنار تحصيل به ورزش و همچنين کمک به خانواده مي پرداخت . شهيد هادي به ورزش علاقه زيادي داشت که در چندين دوره رقابت هاي شهرستان ، استان و کشور شرکت کرد و موفق به گرفتن چندين مدال و کارت افتخار گشت . اخلاق و رفتار بسيار خوب شهيد ، همه ي اهل خانه و فاميل را شيفته خود کرده بود . وي با داشتن قلبي رئوف و مهربان همواره يار و غمخوار ضعيفان بود در کارهاي خير پيشقدم مي شد و در مدرسه ي نيز با تمام دوستان و همکلاسان خوب و مهربان بود با شروع جنگ تحميلي به فعاليت هاي خود افزود تا اين که موفق شد از طرف بسيج به ديدار امام و شهيد رجائي نائل آمد و از اين ديدار سخت اظهار خوشحالي و رضايت مي نمود يکي ديگر از مسائلي که بر آن خيلي تأکيد مي کرد مسئله حجاب اسلامي بود که در اين مورد دوست داشت خواهرانش الگويي براي ديگران باشند وي پيوسته برادر و خواهرانش را تشويق به درس خواندن و فراگرفتن علم و دانش مي نمود و تا آنجا که مي توانست خود به ياري آن ها مي شتافت . شهيد هادي يک بنده ي خوب براي خدايش ، فرزندي شايسته براي پدر و مادر ، برادري دلسوز براي خواهرانش ، غمخواري براي دوستانش و بالاخره سرباز فدارکار و دليري براي اسلام و مسلمين بود . از آنجا که علاقه ي زيادي به رفتن به جبهه داشت دوران امدادگري را آموخت تا بدين وسيله بتواند به جبهه برود . زندگي در اين دنيا تحمل روح بزرگ و با عظمت او را نداشت . جواني که دنيا براي او زندان بود مي خواست در جبهه لذت زندگي در کنار قرب الهي را احساس کند . در سال 1365 با کارواني از بسيج دانش آموزان به جبهه اعزام شد در کنار معشوق دوست داشت نمي خواست لحظه اي از ياد غافل باشد . با اين که علاقه بسيار شديدي به پدر و مادر و خانواده خويش داشت ولي اين علاقه نتوانست مانع رفتن وي باشد . بيش از چند روز از جبهه رفتن شهيد هادي نگذشته بود که با شرکت کردن در عمليات کربلاي 5 ، کربلاي گرم و سوزان شلمچه در حالي که لبخند شوق بر لب داشت خداوند آرزوي او را برآورد و روحي که براي ديدار معشوق يک لحظه آرام نداشت و در تب و تاب بود در کنار خود جا داد و زندگي سعادتمند ابدي به او بخشيد و هادي در جوار رحمت حق آرام يافت . شهيد عزيزمان هميشه زير لب زمزمه مي کرد . الهم رزقنا توفيق الشهادة في سبيل الله که خدايا شهادت در راه خودت را نصيب من بگردان ، جسم پاک و مطهرش نزديک به 27 روز در ميان صحراي گرم و سوزان شلمچه و زير آتش بي امان دشمن بود که در اين مدت خانواده ي او نيز بي خبر بودند هنگامي که جسد پاکش را براي دفن کردن آوردند جز پاره جسمي سوخته و ضعيف چيزي نمانده بود و اين پاره جسم سوخته براي خانواده ي خود مرحمي بود گرچه جاي خالي هادي براي ما نيز خيلي گران تمام شد ولي از اين که او توانست به آرزوي ديرينه خود برسد قلب مان آرام مي گيرد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید