مهدی مهربان جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند غلامعلی
تاریخ تولد
1350/12/01
تاریخ شهادت
1365/10/04
محل شهادت
ام الرصاص خرمشهر
محل تولد
فارس - فسا- فسا
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده دسته
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد مهدي مهربان : سيد مهدي روز يک شنبه اول اسفندماه 1350 در خانه اي اجاره اي در محله دريمي شهر فسا ديده به جهان گشود . از اوان کودکي لبخند بر لبانش نقش داشت در کودکستان و دبستان موقع زنگ تفريح پر تحرک و پر جنب و جوش بود اما در کلاس مودب و آرام به سخنان مربي و ؟؟ گوش مي داد از ده سالگي وارد بسيج شد و بسيار فعاليت مي کرد و هر کاري پيش مي آمد و زودتر از ديگران مي دويد و غير از تحصيل بقيه وقتش را در بسيج مي گذراند ديگر فعاليتهاي اجتماعيش تابع برنامه ها بسيج و همراه با ماموريت از طرف بسيج بود پيش از رسيدن به سن تکليف تمام عبادات مستجب است مهدي مقيد به انجام همه عادات واجب و مستحب بود روحي بلند و جستجوگر داشت براي هر موضوعي چرائي در ذهنش نقش مي بست و ؟؟ پاسخ چرا تلاش مي کرد بر ؟؟ عميق وي از معلمان و اطرافيان و بزگترها نشانگر روحيه پژوهشي و شناخت حق در او بود شنا را از کودکي آموخته بود و در درياچه سد دز در موقع آموزش شناگر قابلي بود ؟؟ را در حد مقدماتي آموخته بود شور و شوق نويسندگي داشت موضوع انشاء را در کلاس پانزده و يا شانزده صفحه مي نوشت مهدي نه فقط فرزند که با پدرش يک دوست بود و يک هم راز اکثر اوقات جبهه بودم و هر جا لازم بود مرا از جبهه بيرون مي کشيدند اين بار به عنوان نياز مجدد در تربيت معلم اوائل سال 1363 احضار کردند و مدير کل تربيت معلم شد تابستان سال 1363 شهيد مهدي هم در تهران پيش من بود براي شرکت در سمينار سه روزه عازم ؟؟؟ بوديم مهدي با ما آمد خميني منزل حضرت امام ره را ديد و سپس به گلپايگان رفتيم و در سمينار مهدي با آنکه 12 ساله بود مانند آدم بزرگها در سمينار حضور داشت و همه چيز نقش ضميري مي شد خصوصيات قابل توجهي که در ايشان بود اينکه با پدر و مادر در اکثر سخنراني هايي که توسط امام جمعه فقيه شهرمان برگزار مي شد شرکت مي کرد و نوارهاي نوحه آهنگران و کويتي پور و سرودهاي انقلابي زياد گوش مي داد از خصوصيات ديگر ايشان حلم و بردباري ايشان بود در دعواهايي که بين برادران پيش مي آمد هيچ وقت نشد که او به کسي کتک بزند بلکه فقط دستمال را مي گرفت که به او نزينم و در کارهاي باغداري و باغباني به پدر کمک مي کرد .از برادر حاج ابراهيم حسين آبادي است که مي گويد : وقتي مهدي به تخريب امداد و براي آموزش به من معرفي کردند گفتم اين بچه ات و ممکن است از انفجار بترسد چند روز گذشت ديدم درسهاي تخريب را سريع مي آموزد و بيش از بزرگترها مطلب را مي گيرد .به کار عملي که رسديم باز هم از همگان بيشتر بود .بين همه دوره ها اول شد براي دوره تکميلي انفجارات خودم شخصا او را به اردوگاه آموزشي شهيد حبيب الهي بردم مهدي خيلي ريزه بود مربي انفجارات گفت اين بچه را چرا آوردي ؟ نپذيرفت اصرار کردم قبول نکرد گفتم يک روز او را نگه داريد اگر به درد نخورد او را مي برم فردا که رفتم گفت خوبست حتي عجيب است دوره تکميلي انفجارات را که در ارتش فقط سرگرد به بالا اجازه گذراندن دوره اش را دارد با موفقيت درخشان گذراند چون سيزده ساله بود از طريق اعزام نيرو او را نمي پذيرفتند موقع رفتنش مادرش گريه مي کرد از ماشين پياده شد و گفت مادر چرا گريه مي کني مي گفت : مي خواهم که اگر شهيد شدي ديگر گريه نکنم لبخند زد و گفت اين طور خوبه مهدي در عنفوان جواني و روزهاي آغازين پانزده سالگي رزمنده اي همه فن حريف شد که در هر يک از فنون رزمندگي به مهارت رسيده بود تنها يک مهارت ديگر را در سر مي پروراند و آن آموختن فن پروازي که در آخرين سفر مي گفت تصميم دارم مشورت مشاوران راهنمائي طوري درس بخوانم که نمره هاي قبولي هنرستان بياورم و در آنجا رشته خلباني را انتخاب کنم که آن هم بدون آموزش يا پرواز آنچنان جانانه داشت که کسي را ياراي رسيدن به آن پرواز نيست الا شهيد. والسلام
. با سلام به امام امت و شما امت شهيدپرور و با سلام به رزمندگان اسلام مى خواهم وصيتى به شما امت شهيدپرور بكنم كه بعد از شهادتم ديگر مسئوليتى بر گردنم نباشد البته وصيت من چيزى نيست كه بتواند براى شما مفيد باشد ولى به هرحال من اين وصيت را به شما مى كنم. ؟؟؟ انما خلقناكم ؟؟؟ و انكم الينا لا ترجعون. آيا چنين مى پنداريد كه شما را بيهوده و بى هدف آفريده ايم و درجهان آخرت بسوى ما باز نمى گرديد. پس اى برادران من اى امت شهيدپرور مواظب اعمال خويش باشيد و به سوى تقوا و رستگارى روى آوريد و از گناه بپرهيزيد كه همه انسانها در آخر از اين دنيا مى روند و به جهان آخرت آنجايى كه تا ابد و براى هميشه آنجا خواهيم ماند مى روند. اى دانش آموزان درسهاى خود را خوب بخوانيد كه اين هم يك عمل خوب و خداپسندانه اى است آيا مى دانيد كه كسى كه درحال آموختن علم از دنيا برود جزء شهدا است. پس اىدانشآموزان درس بخوانيد و همين طور كه به دنبال درس مى رويد و درس مى خوانيد نمازتان را هم ترك نكنيد و هميشه به مجالس دعا برويد در نمازهاى جماعت شركت كنيد باز هم تكرار مى كنم به دنبال نماز برويد كه نماز دين انسان را كامل مى كند. برادران من برويد و قرآن را بياموزيد كه تمام سخن هاى خدا در قرآن است و سرچشمه همه عملهاى صالح و دعاها و نمازها قرآن است و قرآن است كه سخنهاى خدا را به ما مى گويد. اى مردم اى ملت شهيدپرور با امام همراه باشيد و او را يارى كنيد. هميشه با روحانيت همراه باشيد و با آنها همكارى نماييد. اى ملت شهيدپرور جهرم با روحانيت و امام امت همكارى نماييد و به دنبال گروه گراها و خط بازيها نرويد كه عاقبتى ناخوش به دنبال دارد اى مردم اى برادران من نماز از يادتان نرود، اى برادران من اگر حاجتى داشتيد به امامزاده ها و امامها پناه ببريد كه آنها زود حاجت انسان را مى دهند من خيلى دلم مى خواهد جسدم هم در كنار جسد يكى از امامها يا امامزاده ها دفن شود البته فرقى ندارد در كنار امام يا جاى ديگر براى اينكه در بهشت تمام شهيدان پهلوى امامها و پيغمبران هستند ولى من مى خواستم كه جسدم هم در كنار يكى از امامها يا امامزاده ها باشد اى مردم از شما مى خواهم كه هرجا كه خواستيد مرا دفن كنيد در كنار يكى از امامها يا امامزاده ها باشد. اى مادرم تو براى من زحمت كشيدى و شبها براى خواباندن و راحتى من بى خوابى كشيدى و الآن خدا امانتش را از تو گرفت و به جاى آن به تو اجر و ثواب بخشيد پس از اينكه من به شهادت رسيدم ناراحت نشو و افتخار بكن كه مادر شهيد هستى خدا به شما صبر عنايت فرمايد. اى برادران من اى امت و ملت شهيدپرور ايران دعا به جان امام خمينى اين رهبر كبير از يادتان نرود و شعار مرگ بر آمريكا هم از يادتان نرود ديگر عرضى ندارم و حرفم را تمام مى كنم والسلام. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.