رجب علی ناطقی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند جعفر
تاریخ تولد
1346/07/01
تاریخ شهادت
1365/10/04
محل شهادت
اروند رود خرمشهر
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيدي از عاشقانه معبود و ولايت الگوئي از اخلاص و صفا و صدق و معنويت نمونه اي از ايثار و کرامت شيفتهاي از عشق به امامت و امت رها شده از قيود دنيا و ماديات وصل به الله و امامت شهيد عزيز علي ناطقي : شهيد علي ناطقي در سال 1346 در خانواده اي مذهبي و متدين در شهرستان جهرم چشم به جهان گشود دوران کودکي خود را در تا سن 6 سالگي پشت سر گذاشت تا اينکه وارد سنگر تحصيل عام در دستان قائم مقام دوران ابتدائي خود را و پس از موفقيت وارد مدرسه راهنمائي شهيد منصور محبوبي شد که در سال اول راهنمائي که قيام با شکوه ملت ايران به رهبري امام خميني شيوه جديدي به خود گرفت که او در آن هنگام نوجواني بود اما با تعاليم مذهبي که فرا گرفته بود شور ديگري در او ايجاد شده بود و همراه با ديگران در محيط مدرسه به شعار دادن بر عليه رژيم پهلوي سهم بسزائي داشت و از يک روحيه بسيار شادي برخوردار بود و درس گرفته از مکتب حيات بخش اسلام و پيروي از ائمه اطهار درس شجاعت و شهامت آموخته بود . آرام نداشت و پس از پيروزي انقلاب وظيفه خود را سنگين تر از گذشته مي دانست چرا که زمان زمان حکومت اسلامي و بايد از آن با تمام امکانات حراست و پاسداري کرد تا اينکه جنگ تحميلي عراق عليه ايران آغاز شد و با حضور در بسيج دانش آموزي جهرم که امام عزيز فرموده که بايد همه آموزش نظمي مي بينند شرکت کرد و همراه با گردان دانش آموزان جهرم در سال 1361 به جبهه هاي نور عليه ظلمت اعزام گرديد و به همين طريق و همين طور در جنگ حضور فعال داشت و در بسياري از عملياتها از جمله عمليات خيبر والفجر 8 و عمليات کربلاي 4 به صورت غواص نرسيده بود خصوصياتي که در او يافت مي شد متعالي بود و مظهر شجاعت و شهامت و اخلاص بود و داراي روحيه سرشار از ايمان و يقين داشت ويژگي هاي اخلاقي از تعاليم حيات بخش اسلام که "اشدء علي الکفار ورحماء بينهم "را به وضوح به چشم مي خورد او سوزي داشت از درد فراق محبوب خودش که دلا بسوز که سوزتر کارها بکند او در وادي عشق و محبت ؟؟ بود او علاقه خاصي به قرآن و شرکت در نمازهاي جمعه و جماعت داشت و در راه خودسازي تلاش و فعاليت مي کرد و مي گفت نفس را بايد زير پا گذاشت بايد تن را نرده بان معراج جان ساخت بايد بدن را چاشني حرکت و پرواز روح کرد او اين چنين خود را ساخت شيفته امام بود مي گفت امام بود که ما را از هلاکت به فجر رسانيد او عشق خاص به جبهه ها داشت مي گفت خدايا وقتي به جبهه ها مي روم عشقم به تو بيشتر مي شود اين بچه هي با اخلاص که مي بينم غبطه مي خورم مي گفت : بايد رزمنده اسلام از قله هاي نفس عبور کند بايد قبل از شکستن دشمن خط نفس را شکست آن سخناني که مي گفت همه را عملا ثابت کرد تا اينکه در عمليات کربلاي چهار ديگر زمان وصال رسيده و جان خود را تقديم و روحش را به ملکوت اعلي و به سوي جوار حق تعالي شتافت روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد .والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم. ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون. سوره توره 111. خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده آنهايى كه در راه خدا كارزار مى كنند پس مى كشند و كشته مى شوند.... به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان پرورش دهنده روح الله و با درود به مهدى موعود و منجى عالم بشريت و با سلام و درود به رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران بلكه تمامى جهان و سلام بر شهيدان راه حق و عدالت. خداوندا دوست مى دارم كه اين جان ناقابل را، اين خون ناقابل را، اين خون كثيف را در راه پاك و پرارزش تو هديه كنم. به جبهه مى روم با چشمى باز و فكرى روشن و با عشقى به معشوق خداوند بزرگ تنها هدف من اين است كه رضايت خداوند تبارك و تعالى را جلب كنم. همانگونه كه پروردگار مى فرمايد: قاتلوا فى سبيل الله الذين يقاتلونكم. با آنهايى كه با شما مى جنگند بجنگيد. رسول اكرم مى فرمايد: و احين يا رب سعيدا و ؟؟؟ شهداء. خدايا مرا سعيد زنده بدار و شهيد بميران. آرى برادران اين مكتب انسان ساز اسلام است كه تنها با خون حفظ مى شود، مثل درختى كه تنها با آب زنده مىماند ناراحت نباشيد كه اين خونها ريخته مى شود چونكه اينها در راه خدا و اسلام شهيد شوند و اسلام را جانى تازه بخشيدند. خدايا كمك كن در راه عشق تو بسوزم و مانند يك عاشق دلباخته در راه تو فانى شوم. خدايا رهبر عزيزمان بود كه ما را از تاريكيها به فجر نجات داد. خدايا چگونه مى توانم در برابر اين همه عظمت و اين همه نعمت كه همان جمهورى اسلامى ايران كه دررأس آن نائب امام زمان خمينى كبير مى باشد شكرگذارى كنم. خدايا عاجزم از اين همه عظمت بى پايان تو كه قلم آن را به روى كاغذ بياورم. برادران اكنون كه زمان يارى دادن به حسين زمان خمينى بت شكن مى باشد نداى پير جماران كه فرياد هل من ناصر ينصرنيش از جماران به گوش مى رسد با فرياد رسا لبيك گفته و به ياريش بشتابيد. خدايا اكنون شهادت را در آغوش مى گيرم همانند پدر و مادرى كه فرزند را در آغوش مى گيردو مانند گلى كه او را مى بويد چنين شهادت در آغوش مى گيرم مادرم براى امام دعا كن و در مرگ من همچون فاطمه باش و دسيسه هاى شوم شياطين با ايمان خود بدور دار. اگر جاى من در كنار تو خالى است بياد كربلا باش زيرا كه كربلا محل ديدار ماست و تو اى پدر مهربانم كه حق زيادى بر گردن من داريد و تا بحال نتوانسته ام حق شما را ادا كنم و از شما مى خواهم كه همچون حبيب ابن مظاهر باشيد و با صبر و مقاومت خود مشت محكمى بر دهان منافقين از خدا بى خبر بكوبيد (انشاءالله) پدر و مادرم من ارمغانى بودم از طرف خدا چون قرآن كريم
مى فرمايد بازگشت همه بسوى خداست شما هم اين ارمغان را به صاحبش تقديم كرديد و بايد افتخار كنيد كه فرزندى در راه خداوند قربانى كرديد. اما شما برادران و خواهرانم پيرو خط امام عزيزمان باشيد و با شركت خود در صفهاى نماز جمعه و جماعت و شركت در جلسه ها و سخنرانيهاى مذهبى مشت محكمى بر دهان منافقين بكوبيد كه انشاءالله جمهورى اسلامى ايران بر كفر جهانى و داخلى پيروز مى شود. سپاس خداى را كه به من منت نهاد كه قبل از مرگم جهت حيات اخروى امام عزيزمان را بشناسم و باعث شد كه مرا از منجلاب نجات دهد و امكان اين را داد كه ناخالصيها را از درون بزدايم و همواره تا هنگام مرگ نيز از خدا مى خواهم كه اعمالم را خالص گرداند و خدايا ما كه در اين راه پا نهاديم خداى نخواسته به خاطر ريا بوده و نه بخاطر اينكه بگويند فلان كس شهيد شد فقط به خاطر جلب رضاى تو و به خاطر يارى كردن قرآن و امام عزيزمان بوده و در آخر اين را بگويم كه قدر اين امام جمعه عزيزمان جناب آقاى حاج سيدحسين آيت الهى اين اديب نهج البلاغه و اين ناطق بيان را بدانيد كه هرچه شكوه و عظمت اين شهر بيشتر مى شود از بركت ايشان مى باشد و هميشه قدم به قدم پشت سر امام حركت كنيد كه انشاءالله پيروزيد. خدايا امام عزيزمان را تا ظهور حضرت مهدى (عج) حتى كنار مهدى براى ما نگهدار. خدايا قلب امام زمان از ما راضى و خشنود گردان. پروردگارا شهداى ما را با شهداى كربلا محشور بدار. خدايا زيارت كربلا نصيب رزمندگان اسلام بدار. در ضمن از تمامى دوستان و كسانى كه مرا مى شناسند اگر از دست من ناراحت شدند مرا حلال كنند انشاءالله. امام- امام- امام. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته. على ناطقى.