کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
00:06
علی اکبر خوش اندام

علی اکبر خوش اندام ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمدحسن

تاریخ تولد
1328/03/02
تاریخ شهادت
1365/10/04
محل شهادت
اروند رود خرمشهر
محل تولد
فارس - استهبان - استهبان
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
آر پی جی زن
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
بسیج
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد علي اكبر خوش اندام
شهيد علي اكبر خوش اندام در دوم خرداد 1328 در خانواده اي متدين و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت و عاشق امام سحين عليه السلام متولدشد،تدين و تقوي و عشق و علاقه اين خانواده به سيد الشهداء عليه السلام زبانزد خاص و عام بوده و هست وجا دارد قبل از ذكر هر مطلبي يادي از پدر بزرگوارش مرحوم حاج محمد حسن خوش اندام به ميان آيد.ايشان در پاكي وصداقت وعشق خالصانه به آقا اباعبداله عليه السلام در ميان اقوام و دوستان مشهور بود.عمرش در خدمت به آن امام بزرگوار وروضه خواني و مداحي سپري كرد و والحق كه چه زيبا فرزندش را عاشق امام حسين عليه السلام تربيت كرد،علي اكبر از همان اوان كودكي باپدر به مسجد مي رفت و با دستورات اسلام اسلام آشنا مي شد.تحصيلات او بعلت وضع نا مناسب اقتصادي در شم ابتدائي ناتمام ماند و بالاجبار به شغل خياطي پرداخت بعد از يكسال عازم شيراز شد و حدود هفت سال در آن شهربه خياطي مشغول بود.اين مدت با تعدادي از دوستان شبهاي جمعه و دوشنبه جلسه داشتند.پس از فوت پدر مسئوليت اداره خانواده به عهده ايشان بود از شيراز به اصطهبانات بازگشت ودر سال 1356ازدواج نمود كه حاصل ازدواج وي دوپسر و يك دختر مي باشد.فعاليتهاي سياسي وي در سال 1356 به اوج خود رسيد.در جلسات سياسي مذهبي كه مخفيانه تشكيل مي شدشركت ميكرد.ودر تظاهرات و پخش اعلاميه هاي حضرت امام و نوارهاي سخنراني شركت فعال داشت كه هركدام بنوبه خود حائز اهميت است.در شبي كه حكومت نظامي اعلام شده بهمراه تني چند از دوستان مورد تعقيب قرار مي گيرد كه پس از تير اندازي مامورين دستگيري مي شود علاوه بر اين فعاليتها مورد منزل نظارت داشت و باعث نمي شد كه نسبت به مسائل خانواده بي توجه باشد موضع گيري او بعد از پيروزي انقلاب ودر برابر مسائلي كه مطرح مي شد قابل توجه ايشان تنها و تنها طرفدار امام عزيز و خط راستين او بود وباتوجه به سخنان آن امام بزرگوار مسير حركت خود را كه مسير رضايت حق بود مشخص ميكرد شخصيتي بود كه به خواسته امام واقعا در صحنه بود در برابر مسائل ضد انقلابي و منكرات بسيار ناراحت ميشد و در حد توان جلوگيري ميكردفكمكهاي قابل توجه ايشان به مستمندان و درماندگان و همچنين تلاش در رفع محروميت از محرمان جامعه از ديگر خدما اين شهيد عزيز است كه در اين امور سعي ميكرد كه كسي متوجه نشود.با وجود اينكه مادرش بيمار و وجود وي در خانه لازم و ضروري بود اما مسائل انقلاب و اسلام را بر هر چيز ديگر ترجيح مي داد.روزها در اداره پست انجام وظيفه ميكرد،راستي كه چه جوان مومن و متهعد و مسئول در كر اداره بود بعد از كار اداري حتما به بسيج سر مي زدوبا خلوص نيت فعاليت ميكرد.طرز برخورد زيبايش با دوستان و رفقا و خنده شيرين و چهره بشاش و سخنان گرم و دلنشين و مزاحهاي او غم و اندوه از دل انسان مي زدواو نمونه يك مومن واقعي بود كه با همه سختيها و مشكلات زندگي نامه شهيد كه داشت شاكر درگاه الهي بود و غم و اندوهش در درون و شادي و خوشحاليش در برون بود.هر گز از مشكلات خود نزد كسي گله و شكايت نمي كرد.او فقط بخاطر اسلام و انقلاب خود را از همه تسهيلات مادي محروم كرده بود و دل به حقتعالي سپرده تمامي وجود خويش را وقف اسلام عزيز كرده بود.ساعات فراغت خود را در بسيج مي گذرانيد وهر آنچه كه از وجودش بر ميامد براي اسلام خدمت ميكرد.از سنين نوجواني به مداحي و نوحه خواني پرداختو الحق كه اخلاص عجيبي به امام حسين عليه السلام داشت.و صوت دلنشين و گرم و گيراي او بر دل مي نشست.وانسان را به ياد مصائب اهل بيت مي انداخت.در دسته هاي زنجير زني و عزاداري برادران سپاه ونيز در جمع عاشقان مولا حسين عليه السلام در هيئت محله مير نوحه خواني ميكرد.در گردان حماسه آفرين فجر در جمع عاشقان حرم حسين عليه السلام به ياد مولا ابي عبدااله مراسم نوحه خواني و سينه زني برگزار ميكرد.در شبهاي جمعه براي برگزاري دعاي كميل به روستاها مي رفت اما با همه اين خصائص نيكو كه در وجودش موج ميزدساعتي از زندگيش را بيهوده سپري نمي كرد.اينها مانع از رفتن به جبهه نمي شد.بارها در جمع مشتاقان زيارت كربلاي حسيني در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل حضور يافت و سرانجام در عمليات كربلاي 4 ديماه سال 1365 با خيل رهروان راه حسين راهي خطوط مقدم نبرد با كفار بعثي شد.او ويارانش سالكان ره عشق بودندكه تنها عشق به حق و حقيقت را در قلب خويش پروراندند و بايد به مدعيان اسلام و مسلماني وبداعيان راه حقيقت گفت:كه نمونه واقعي عشق به حق را از اين پروانگان كوي عشق بياموزند كه همچون پروانه بر گرد وجود امام خويش چرخيدند و سرانجام براي رسيدن به رب الارباب خود را به آب و آش زدند و ديگر خبري از آنان نيامد در حاليكه قلوب مقدشان از همه چيز با خبر بود.اي مرغ سحر عشق زپروانه بياموز...كان سوخته را جان شد و آواز نيامد...اين مدعيان در طلبش بي خبرانند...آن را كه خبر شد خبري باز نيامد.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید