کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
00:05
مسلم اشتاب

مسلم اشتاب

فرزند شکراله

تاریخ تولد
1342/04/01
تاریخ شهادت
1365/11/07
محل شهادت
شلمچه
محل تولد
فارس - کازرون - کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده گروهان
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه برادر شهيد مسلم آشتاب : شهيد آشتاب درسال ؟؟؟ در خانواده اي مذهبي و مستضعف ديده به جهان گشود و با آمدنش صفحه اي از ايثار و فداکاري را در تاريخ اسلاميمان رقم زد و از همان اوايل کودکي طعم رنج و محروميت را در کام کودکانه اش مي چشيد . شش ساله بود که پا به عرصه دنياي ديگر نهاد ، دنيايي که با انس به آن به معبودش نزديک گشت . آري : اين عرصه همان مدرسه و درس عشق بود ، عشقي که سرانجام او را به سوي معشوق کشاند ، وي تحصيلاتي ابتدايي خود را در مدرسه دولتي با زيان به پايان رساند و پايه مرحله فراتر نهاد و دوره راهنمايي را در مدرسه راهنمايي شهيد محمدي حکيم ادامه داد اما آن زمان ؟؟؟ديگر رفته رفته پرده از روي جنايت دژخيمان زمان کنار زده مي شد شوق و علاقه به محبوب و اولياء خالص او فزونتر مي شد و همگام با شروع انقلاب اسلامي نقش فعال خود را در انقلاب ايفا کرد و همراه با ساير اقشار ملت در راهپيمايي ها و تظاهرات بر عليه رژيم منحوس پهلوي شرکت فعال داشت و با کوشش و جديت مردم را به شرکت در اين مراسم دعوت مي کرد ، سرانجام با پيروزي انقلاب اسلامي براي ادامه تحصيل به هنرستان فني دکتر شريعتي کازرون وارد شد و در رشته برق به تحصيل ادامه داد . پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي و فرمان امام جهت تشکيل بسيج مستضعفان با ساير برادران به بسيج مي رفت و به آموزش اسلحه در مدارس مي پرداخت و بيشتر وقت خود را در راه آموزش نونهالان مومن که چراغ اميد ملت هستند صرف مي کرد و بالاخره در تاريخ 1/9/61 به عضويت سپاه پاسداران کازرون در آمد و جهت اعتلاي اهداف مقدس اسلامي شبانه روز بدون هيچ چشم داشتي براي خدا کار ميکرد . پس از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران دوران حماسه ساز و پر تلاش ديگري را آغاز نمود که نمونه کامل ايثار گري و شجاعت و در عين حال با فروتني و کار مداوم بدون سر و صدا و فقط براي خدا بود . شهيد مسلم آشتاب بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهاي ايران و يورش سريع آنها به شهرها و روستاها و مردم بي دفاع ما نتوانست آرام بگيرد و عزم رفتن کرد و عازم جبهه ها شد و بيشتر اين دوران از زندگيش را در جبهه ها گذراند . او جبهه ها را بسيار دوست مي داشت زيرا مي دانست که جبهه مدرسه و دانشگاهي است که او را به معشوق خود مي رساند و اين بود که او را در طول جنگ تحميلي از شهريور ماه سال 1359 تا سال موقع شهادتش همواره در جبهه هاي مختلف از سوسنگرد گرفته تا دشت همواره در جبهه هاي مختلف از سوسنگرد گرفته تا دشت هويزه و از هويزه تا خرمشهر و از خرمشهر تا دشت هويزه و از خرمشهر تا دهلران و از دهلران تا مهران و از مهران تا سردشت و از سردشت تا ارتفاعات کردستان و حاجي عمران حضوري گسترده داشت و به صراحت مي توان او را تقديم تاريخ جنگ نام بود و همچنين در عملياتهاي بيشماري که مهمترين آنها عمليات والفجر 1 و والفجر 8 و خيبر و بدر و کربلاي 4 کربلاي 5 مي باشد شرکت کرد و در طول اين عملياتها مواقعي بود که مجروح مي شد ولي اين مجروحيت نمي توانست او را از جبهه بازدارد و به اين ترتيب با حالتي شاد و مشتاقانه به سوي جبهه هاي جنگ تحميلي روانه مي شد و بالاخره با شروع عمليات کربلاي 4 مشتاقانه مثل هميشه در اين عمليات نيز شرکت نمود و در جريان عمليات از ناحيه کتف مجروح شد و در اين مدت که مجروح بود چون دور از جبهه ها بود حالت عجيبي داشت و يک لحظه روح او آرام نمي گرفت که بعد از مدتي در حالي که هنوز بدن محرومش بهبود نيافته بود مجدداًعازم جبهه ها شد . و بالاخره با شروع عمليات کربلاي 5 و حضور اين شهيد در اين عمليات در جريان عمليات بوسيله تير خصم زبون يکي از شاگردان بسيار متواضع علي و حسين عليه السلام يکي از عارفان سالک راه حق و حقيقت و يکي از ارزشمندترين انسانهاي علي گونه از ياران با وفاي امام خميني از ديار ما رخت بست و به ملکوت اعلي پيوست . آري و اينچنين زندگي سراسر پر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و اين چنين در کربلاي خوزستان در جهاد و نبرد رويارويي عليه باطل حسين گونه به خاک شهادت افتاد و به ملکوت اعلي عروج نمود . و به آرزوي ديرينه خود که قرباني شدن عاشقانه در راه خدا بود نائل گشت . آري اين است زندگي و اين است رزم و شجاعت و اين است هجرت بسوي معبود . اينانند فرزندان محمد (ص) اينانند ياران حسين عليه السلام و اينانند که از نسل حضرت فاطمه (س) براي ياري فرزندش در دامان مادران زينب وار خود حسين گونه پرورش يافتند و چه زيبا به پيام حسين زمان عليه السلام لبيک گفتند ؟؟؟خدايش رحمت کند و او را با حسين عليه السلام و شهداي دشت کربلا محشور گرداند . يادش گرامي و روحش شاد .
بسم الله الرحمن الرحيم
«إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة يقاتلون فى سبيل‌الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى‌التوراة والانجيل و القرآن و من أوفى بعهده من‌الله فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به و ذلك هوالفوز العظيم» البته خدا از مومنان جانها و مالهايشان را خريدارى مى‌كند و در برابر بهشت برين به ايشان مى‌بخشد، اين مومنان در راه خدا پيكار مى‌كنند، مى‌كشند و كشته مى‌شوند اين وعده حقى است بر خدا كه در تورات و انجيل و قرآن به ثبت رسيده است و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است. پس مژده باد بر شما به معامله‌اى كه با خدا كرده‌ايد. اين سعادت بسيار بزرگى است براى شما.
برادران عزيز، توجه داشته باشيد و بدانيد دنيايى كه ما در آن زندگى مى‌كنيم مانند پلى است كه دوطرف آن پرتگاه است كه اگر به يكى از دو طرف متمايل بشوى در پرتگاه مى‌افتى. بله دنيا همين است و اگر به راهى كه پيامبران خدا ما را به آن آشنا كرده‌اند نرويم چه بسا گرفتار مصيبتهايى دردناك بشويم. اين دنيا كه ما در آن به شيوه‌هاى مختلف روزگار را مى‌گذرانيم مدرسه خداوندى است و همانطورى كه مى‌دانيد در هر مدرسه امتحانى است كه بعد از مدتى از كسانى كه در آنجا هستند گرفته مى‌شود و اگر همين مدرسه كوچك را به دنيا تشبيه كنيم مى‌فهميم كه اين دنيا جاى امتحانى است كه از طرف خداوند كريم از ما بندگان درمانده و ضعيف گرفته مى‌شود و بر ما است كه خود را ساخته و با معنويت هرچه بيشتر مهياى آخرت و دنياى ابدى شويم. پس بياييد نگاهى به گذشتگان خود بكنيم. آنهايى كه عمر خود را براى جمع‌آورى مال دنيا صرف كرده‌اند و بر بندگان خدا به زور حكومت نموده‌اند، بخيال آنكه در دنيا براى هميشه پايدار خواهند ماند. اما ببينيد چه به روزگارشان آمد. چنين آدمهايى هرگز به فكر مرگ نبودند و باور نمى‌كردند كه روزى مرگ آنها را به كام خود مى‌كشد. خوب ما كه مى‌فهميم اين دنيا جاى گذراست و بسيار آمده و رفته‌اند و ما كه اين چيزها را مى‌دانيم چرا به فكر آخرت خود نباشيم. چرا نبايد قبول كنيم كه مال و زيورهاى دنيايى به درد آخرتمان نمى‌خورد. ما كه مسلمانيم و اعتقاد به معاد و قيامت داريم چرا خود را آماده نسازيم و براى سراى ديگر خودمان توشه‌اى ذخيره نكنيم كه راه آخرت ما را تأمين كند تا مانع رفتن ما به جهنم بشود.
پس عزيزان بياييد از همين الان به حساب خود رسيدگى كنيم. چون بجز خداوند كريم تنها انسان از اعمال و نيات خود آگاه است و مى‌داند كه در روز چه معصيتهايى كرده و مرتكب چه گناهى شده. پس بياييد اگر تابحال در فكر آخرت و مردن نبوده‌ايد از همين الان از خدا طلب مغفرت كنيم كه خداوند بخشنده و رحيم است.
خداوندا: تو خوب مى‌دانى كه ما در اين دنيا چقدر معصيت و گناه كرده‌ايم. خدايا ترا به كريمى‌ات از سر تقصيرات ما بندگان ضعيف بگذر و ما را ببخش و بيامرز. بارپروردگارا: ما را لحظه‌اى به خودمان وامگذار آمين. و حال همانطور كه با خود عهد و پيمان بسته‌ايم و از اعمال زشت خود توبه خالص كرده‌ايم، بياييد از خداوند منان بخواهيم كه ما را به عهدمان ثابت‌قدم بدارد تا بتوانيم به نحو احسن از نعمات خداوند استفاده نماييم و به نعمتى كه خداوند رحمان به عنايت كرده و آن وجود اين حكومت اسلامى است، حكومتى كه بعد از پيغمبر بزرگ اسلام(ص) تا بحال بر روى زمين به معناى واقعى به وجود نيامده، حكومتى كه چه خون دل خوردنها به وجود آمده است شاكر باشيم. پس عزيزان، نكند خداى ناكرده با بى‌اعتنايى از اين مسئله بگذريم. برادران، در راه به وجود آمدن انقلاب و حكومت اسلامى خيلى از علماى اسلام و جوانان مسلمان خون دادند تا اين انقلاب به پيروزى رسيد. به خدا پاسدارى كردن از اين انقلاب در اين زمان كه تمام دولتهاى شرق و غرب با آن مخالفند واجب است. برادرها، من كوچكتر از آن هستم كه بخواهم درباره شكوه و جلوه اين انقلاب حرفى بزنم. اين را هم كه مى‌گويم به عنوان يادآورى چون تمام عزيزانى كه تابحال شهيد شده‌اند در رابطه با انقلاب و حراست از انقلاب و حكومت اسلامى، در وصيت‌نامه‌هايشان براى شماها نوشته وگفته‌اند و من فقط اين را مى‌گويم كه كشورهايى كه در حكومت قبل از انقلاب به جان اين ملت افتاده بودند و خون آنها را مثل زالو مى‌مكيدند حالا هم به همين سادگى‌ها ما را رها نمى‌كنند. از در مى‌روند ولى ار دريچه برمى‌گردند و بايد از همينجا حواسمان جمع باشد كه نگذاريم بى‌دينان و اين غارتگران بار ديگر بيايند. توجه داشته باشيد كه آنها دلشان براى ما نمى‌سوزد و آنها فقط مى‌خواهند از هر طريق كه شده منابع ما را به تاراج ببرند والا آنها دلسوز ملت نيستند. آنها دست به هر جنايتى مى‌زنند تا به مقصود خودشان برسند و شما اين را بدانيد كه چون انقلابتان بر مبناى اسلام است، آنها بيشتر با شما مخالفند، چون آنها اصلا با اسلام مخالف هستند و اگر بخواهيد بيشتر بدانيد برگرديد به زمان پيغمبر اسلام حضرت ختمى مرتبت محمد(ص) كه آغاز مسئله يهود و صهيونيستها از زمان آن بزرگوار بوده است و آنها پيوسته بر آن بوده‌اند كه اسلام را از بين ببرند. و حالا هم كه مى‌بينيد اكثر مراكز تجمع اسلامى و اكثر كشورهاى اسلامى را تابع خود كرده‌اند و از اين طريق كم‌كم دارند اسلام را از بين مى‌برند. خوب ببينيد شما ملت قهرمان كه داريد با آن‌ها مخالفت مى‌كنيد آنهم به معناى واقعى طبعا به آنها بر مى‌خوريد و آنها در صدد نابودى شما هستند و اينجا است كه شما بايد با پيوند و وحدتى ناگسستنى جلو آن بى‌دينان از خدا بيخبر را بگيريد و نگذاريد كه وجود آنها و يا فرهنگ آنها به ميهن اسلاميمان سرايت‌كند. چون خداى ناكرده اگر فرهنگ يك كشور بيگانه و آن فرهنگى كه با اسلام مخالف است در اينجا رسوخ كند ديگر فاتحه ما خوانده است.
بارپروردگارا، به ما توفيق عطا كن تا بتوانيم دست تمام تبهكاران و آدمكشان و اين جانيان جهانى را از سر مردم مظلوم دنيا كوتاه كرده و فرهنگ غنى اسلام را با تمام ابعادش به جهان صادر كنيم و از اين راه براى انقلاب جهانى ولى‌عصر(عج) زمينه‌سازى كنيم و اين حكومت را به صاحب اصليش تحويل دهيم انشاءالله.
و شما خانواده گرامى و مادرم، مادر به خدا كه جان همه ما در دست اوست و اوست كه مى‌ميراند و زنده مى‌كند، من قصد آزار نداشته‌ام. من فقط مى‌خواهم تكليف خود را انجام بدهم. تكليفى كه آقا و سرور شهيدان حسين(ع) در كربلا انجام داد و آن تكليف اطاعت خداست. مادرم به خدا كه من خود خجالت مى‌كشم چون نمى‌دانم با چه زبانى از زحمات تو تشكر كنم. چون مانند پدرى بودى كه مى‌بايست براى فرزندان خود تأمين معاش كند و هم مادرى مهربان بودى كه ميبايست با تربيت صحيح فرزندان خود را بجايى كه مصلحت خدا در آن باشد برسانى و براى رسانيدن اهداف خود عمر گرانبهاى خود را صرف ما كردى و حالا هم فرزندى داشته‌اى كه بر اساس حسابهاى خود مى‌توانست هنگام پيرى سرپناه تو باشد. اما تو با بزرگوارى و فداكارى كه از حضرت فاطمه(س) آموختى اين را هم با شهامت تقديم قيام خونين حسين(ع) كردى. اميدوارم كه خدا اين هديه را از تو مادر داغديده قبول بكند. و باز مادرم، من از روى شرمسارى از تو خواهش مى‌كنم كه اگر من در اين مدت كه نزد شما بودم بدى كردم، حرفهاى شما را گوش نكردم، اذيت و آزار به شما رساندم و اين را خوب مى‌دانم كه در اين مدت من باعث ناراحتى شما شدم، شما را زياد رنجاندم، شما را به خدا مرا ببخشيد و از خدا طلب مغفرت برايم بكنيد تا من راحت و آسوده باشم. از كليه دوستان و آشنايان و همسايگان و اقوام و خويشان برايم حلاليت بطلبيد.والسلام - خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار- مسلم آشتاب