کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
14:06
محمدرضا قنبریان

محمدرضا قنبریان

فرزند قنبر

تاریخ تولد
1313/11/05
تاریخ شهادت
1364/11/21
محل شهادت
آبادان
محل تولد
فارس - ارسنجان - ارسنجان
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
تیر به شکم و پا
نوع خدمت
سپاه
عضویت
پیمانی
بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد عزيزمان برادر شهيد محمدرضا قنبريان در تاريخ پنجم بهمن ماه يک هزار و سيصد و سيزده در فيجان ارسنجان در خانواده اي مومن و زحمتکش پا به عرصه وجود گذاشت و دست نوازشگر روزگار بنا بر سنت ديرينه خود وي را از زمان تولد دور مي ساخت .هر روز سختي هاي زندگي او را با دنيا بيشتر مانوس مي کرد .لذا از ابتداي کودکي خود را براي زيستني شرافتمندانه مهيا ساخت و خوب مي دانست که شرافتمندانه زيستن با بيکاري و بي غيرتي سازگار نيست و شايد بيش از هشت بهار از عمر خويش را پشت سر ننهاده بود که وارد بازار و کار و تلاش شد و براي کسب روزي به فعاليت همت گماشت هر چند که معمولا سنين فوق اقتضاي حضور ايشان به مدرسه را مي نمود ولي وضعيت نابهنجار مادي او را اجبار به اين کار واداشت تا اينکه به خدمت سربازي احضار شد.آري او که از طايفه از ما بهتران و مفت خوارهاي از خدا بي خبر نبود تا طاغوتيان معافيت ايشان را امضاء نمايند .پس از اتمام دوران خدمت نظام در شيراز به عنوان يک کارگر ساده مشغول به تلاش شد استعداد سرشار و علاقه وافرش باعث شد که حرفه بنائي را خيلي سريع آموخته و استاد اين کار شود وي در طول مدتي که در شيراز مشغول به کار بود تا آنجا که خستگي و فراغ بال مجالش مي داد سعي مي نمود تا با شرکت در کلاسهاي شبانه روزي از نعمت سواد برخوردار شود ليکن متاسفانه چنين موفقيتي به دليل مشکلات زياد حاصل نشد اما در اکثر رشته هاي حرفه اي مثل بنائي متبحر بود .بيست و شش سال از عمر شريفش گذشته بود که تصميم به ازدواج گرفت و در خانواده اي مومن و مذهبي ازدواج نمود .به دين سال لحظه اي عمر شريف اين برادر مي گذشت و تلاش مداوم و سکوت دائمش نمايانگر و حکايتگر رازهاي نهفته درونش بود او با روزگار سختي ها و مشکلاتها ؟؟؟ نه او بلکه اکثر مردم مثل او چنين بودند و همگي نظاره گر مظالم طاغوت بي ديني ها و تبعيض ها و نيرنگها بودند و بي صبرانه در انتظار فرجي از جانب خدا بودند تا بدين وسيله انتقام خويش را از ظالمان بستانند و چنين شد و خداي متعال دگر بار بر مومنين منت نهاد و رهبري پيامبر گونه تقديم به مومنين و مستضعفين نمود تا دگر محورش بچرخند و در سايه نور وجودش لباس حقارت بيرون کنند و ملبس به لباس شرافت و آقايي شوند اوج گيري انقلاب اسلامي و نهايتا پيروزي آن در بيست و دوم بهمن پنجاه و هفت به رهبري ابراهيم زمان خميني بت شکن و برادر شهيد قنبريان را بر آن داشت تا از ابتداي اوج گيري نهضت به صف ياوران صديق انقلاب بپيوندند .او از همان ابتدا در جريان نگهباني هاي شبانه حضور دائم داشت هر چند تا کله غروب به تلاش سخت بنائي مشغول بود و اما عليرغم آن شبانگاه نيز به نگهباني و حراست مي پرداخت و هرگز اظهار کسالت و خستگي نمي نمود .در همه مراحل يار و طرفدار محکم انقلاب بود و هيچگاه ارتباط خود را با ارگانهاي انقلاب اسلامي مخصوصا سپاه قطع نمي نمود .از ابتدا در دوره هاي آموزش نظامي شرکت جسته و خود را مهياي هر گونه جانفشاني در ره دفاع از اسلام نمود تا اينکه در شهريور سال پنجاه و نه حمله ناجوانمردانه ددمنشان کافر بعثي به ميهن اسلامي ما آغاز شد بدين وسيله ميدانگاه آزمايش الهي مهيا گرديد تا صف راستگويان را از دروغگويان و طرفداران واقعي از متظاهران بي دين مشخص گردد لذا اين برادر عزيز براي اثبات وفادارش به امام و انقلاب چندين بار مکرر از طريق بسيج راهي رزمگاه آزمايش الهي شد و در سختترين خطوط از بلندي هاي حساس و استراتژيک بازي ؟؟؟ در غرب کشور گرفته تا جبهه هاي بستان و تنگ چزابه و پاسگاه زيد و شوش و دشت عباس و در اين اواخر عمليات فاو به عنوان نيروي پيشتاز و کار آموز مي درخشيد و در رديف دلاوران گردانهاي شکار تانگ و خط شکن قرار داشت سرانجام عشق وافر اين برادر شهيد به جهاد في سبيل اله او را بر آن داشت تا رسما به صف سبز پوشان پاسدار انقلاب اسلامي درآيد .ايناني که بنا به گفته امام بزرگوارمان بقاي کشور اسلامي را از دستبرد اجانب مرهون تلاشهاي قهرمانه شان بوده است هر چند ديگران که از حرارت باطني و احساسات بلند او اطلاعي نداشتند همواره او را از اين تصميم بر حذر مي دانستند و به اصطلاح خودشان نصيحت مي کردند که تو بنائي هستي و روزانه چقدر درآمد داري چطور مي تواني با مزاياي بسيار اندک سپاه گذران حيات نمائي .اينان نمي دانستد که پيش چشم او تمام متاع و رز و زيور دنيا اندک و بي ارزش بود و نتها خدا و آخرت در ديدگان با بصيرتش بزرگ مي نمود به هر حال در سپاه پاسداران به خدمت مخلصانه خويش ادامه مي داد . در اين مدت نيز هر وقت سراغ از قنبريان مي گرفتي .پاسخ مي شنيدي که جبهه است آري او در کوره هاي نبرد في سبيل اله چنان روح خويش را از غير خدا پالايش داد تا سرانجام سعيش مشکور درگاه الهي گرديد و در نهايت در عمليات پيروزمندانه و سرنوشت ساز والفجر هشت با فداکاري تمام ؟؟؟ نهايت اخلاص خويش را به حضرت احديت اثبات نمود و سرمستانه به ديدار دوست شتافت و در جوار رحمتش آرامش شافت . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
متن وصيتنامه برار شهيد پاسدار محمدرضا قنبريان
" ان الذين امنوا و الذين هاجرو او جاهدوا في سبيل الله اولئک يرجون رحمت اله و اله غفور الرحيم ." آنانکه به دين اسلام گرويدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند اينان اميدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاينده و مهربان است .با سلام و درود فراوان به رهبر کبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي امام خميني همچنين به امت شهيد پروري که با نثار خون سرخ پر جاذبه خويش قدرتهاي استکباري جهان را به زير مي آورند . اينجانب محمدرضا قنبريان داراي شماره شناسنامه شماره 3 فرزند قنبر ساکن ارسنجان به وحدانين الهي و نبوت جميع انبياء و خاتميت حضرت محمد بن عبداله صل اله عليها و عصمت ائمه اثني عشر و حضرت فاطمه الزهرا سلام اله عليها و کليه عقائي اسلاميه و اصولا و فروعا اقرار مي نمايم و اما برادران و خواهران مسلمان همه بدانيد که من براي حفظ و حراست از اسلام عزيز که همان پاسداري از خون شهيدان و ميهن عزيز اسلامي باشدآگاهانه و با شور و علاقه و بدون هيچگونه اجباري براي سرکوبي مستکبران و طاغوتيان به جبهه مي روم تا شايد بتوانم از اين طريق خدمتي به اسلام عزيز کرده باشم اميدوارم که اگر شهيد شدم هيچکس براي من ناراحت نباشد زيرا واقعا درک کرده ام که تنها راه سعادت و خوشبختي شهادت است و فکر مي کنم که اگر همه اين احساس را داشته باشند نه تنها ناراحت نمي شوند بلکه خوشحال هم مي شوند من از همه شما مي خواهم که به جاي گريه کردن براي من از خداوند بزرگ طلب استغفار کنيد که اين بهترين روش است .برادران و خواهران شايد بدانيد که من يک کارگر بودم وي با وجود اين راضي نمي شدم که اينجا باشم و شاهد مسائل مربوطه به جبهه شوم بنابراين رفتن به جبهه را ترجيح دادم زيرا شهادت بهشتي ها مرا ؟؟؟ قرار مي دهد و نمي توانستيم حتي با زندگي کارگري که داشتم اينجا بمانم بنايراين شما عزيزان هم در هر حال سعي کنيد که به قول امام عزيزمان مثل چمران بميريد هميشه غرق در ماديات نباشيد که خدا را فراموش کرده و گمراه مي شويد لحظه اي هم فکر کنيد و هدف از خلقت خود را بيابيد بالاخره همه خواهند رفت پس چرا اينقدر براي مال دنيا با هم بستيزيم . ؟؟؟ عاقل با ايمان بايد بداند که اين جهان گذرگاهي به سوي جهان جاويدان است .اينجانب با وجود داشتن همسر و پنج فرزند به خاطر شناخت راه واقعي اين روش را انتخاب کرده و عاشقانه در اين راه قدم برداشتم و اما تذکر چند نکته : 1ـ اولا ولايت فقيه که تجلي حکومت خدا در زمين و ثمره خون شهيدان است به خوبي از آن حراست کني . 2ـ هميشه سعي کنيد که فقط و فقط براي رضاي خدا قدم برداريد و مغرور نشويد که اين صراط المستقيم است 3ـ از اختلاف بين خود بپرهيزيد که نتيجه نهائي آن به سود مستکبرين است .4ـ بگفته رهبر انقلاب مسجد و به جبهه رفتيم در پايان از خانواده خود و خلاصه تمام خواهران و برادران هموطن مي خواهم که مرا ببخشيد و براي من طلبي آمرزش کنيد در ضمن اگر کسي با من حسابي دارد مي تواند از طريق خانواده من طلب خود را دريافت نمايد والسلام عليکم و رحمه اله و برکاته محمد رضا قنبريان 26/9/1360