بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد فتحعلي تصديقي
شهيد تصديقي در تاريخ 1/ 5/ 1344 در خانواده اي بسيار مستضعف ونسبتاً مذهبي متولد شد در دوران کودکي به تحصيل علم پرداخت واز همان دوران کودکي به نماز اهميت زيادي مي داد در ايام فراغت به کارکردن مي پرداخت وتمامي درآمد حاصله از کارش را در راه کمک به خانواده اهدا مي کرد هميشه در نماز جماعت شرکت مي نمود در دوران انقلاب با شورخاصي در راهپيمائي ها شرکت مي کرد در تمامي اجتماعات شرکت مي کرد از خصلت هاي خوب وخاص اين شهيد اين بود که هرگاه لباس جديدي مي گرفت حتماً سعي مي کرد آن را در مسجد بپوشيد وبيشتر سعي مي کرد لباس نو خود را اولين بار در مراسم نماز جمعه بپوشد واعتقاد خاصي به اين عمل داشت.ايشان در انجام فريضه صله رحم بسيار مقيد بود حتي هرگاه که از جبهه ها مي آمد قبل از اين که کسي به ديدن او بيايد سعي مي کرد به تمام اقوام وآشنايان سر زده واز حال همگان مطلع گردد بسيار مهربان بود به همه احترام مي گذاشت نسبت به پدرومادر وخواهر وبرادرانش با احترام خاصي رفتار مي کرد به هيچ چيز وهيچ کس وابسته نبود وتنها نقطه اتکايش خداوند بود وبس.همزمان با تحصيل علم به ورزش نيز پرداخت ودر رشته خود وتا جايي پيشرفت کرد که به درجه استادي رسيد ودر شهرستان آباده واطراف با تشکيل کلاس هاي آموزش جودو جوانان اين خطه را با اين ورزش آشنا مي کرد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي وبا تشکيل بسيج وپايگاه هاي مقاومت ايشان در ابتدا عضو پايگاه محمديه شهرستان آباده شد وسپس به عضويت پايگاه مسجد جامع در آمد در آن زمان بود که تمام وقت خود را وقف بسيج نمود وشبانه روز خود را در بسيج وپايگاه هاي شهرستان آباده مشغول خدمت نمود.همزمان نيز چندين کلاس آموزش جودو در منطقه تشکيل داد وبه آموزش جوانان پرداخت بعد از اتمام سال تحصيلي سوم دبيرستان بلافاصله به جبهه رفت ومشغول نبرد با دشمنان اسلام وايران شد بعد از پايان ماموريت ومجددا به تحصيل پرداخت وبعد از اخذ ديپلم در کنکور شرکت نمود ودر مرحله اول در دانشگاه آزاد اسلامي قبول شد اما چون از لحاظ مالي در مضيغه بود وخانواده اش هم نمي توانستند چنين هزينه اي را پرداخت کنند از رفتن به دانشگاه خودداري کرد واميدوار بود در مرحله بعدي در دانشگاه دولتي قبول شد تا بتواند با هزينه کمتري ادامه تحصيل دهد به همين دليل بود که مجددا در کنکور شرکت نمود ولي بعد از شهادت ايشان خبر قبوليش در دانشگاه دولتي اعلام شد.اما شهيد فتحعلي تصديقي از قبل وارد دانشگاهي شده بود که مدرک آن با خونش مهر شد وقبولي آن شهادت بود که به آرزوي خود رسيد انشاءالله راهش پررهرو باد ويادش هميشه جاويدان.بعد از اخذ ديپلم چند نوبت ديگر هم به جبهه شتافت ودر راه دفاع از کشور واسلام جانانه جنگيد سپس بصورت داوطلب در سپاه پاسداران آباده ثبت نام کرد وبه پادگان امام علي(ع)تهران اعزام شد تا آموزش هاي لازمه را ياد گرفته ودر خدمت سپاه باشد بعد از تمام شدن دوره فوق در سپاه آباده مشغول خدمت شد مدتي به عنوان مسئول استخر سپاه ومدتي نيز در پاگاه سورمق خدمت نمود وبعد از گذشت يک سال مجددا داوطلبانه به جبهه ها اعزام شد ودر منطقه نيز مسئول تربيت بدني بود اما در عمليات ها شرکت مي کرد ودر همان زمان دوره غواصي را آموزش ديد وتکميل آموزش کرد واز آن به بعد به عنوان غواص در عمليات ها شرکت مي کرد در عمليات کربلاي چهار از غواصان خط شکن بود بعد از پايان عمليات کربلاي چهار با تلفن خبر سلامتي خود را اطلاع داد وسپس آماده شرکت در عمليات کربلاي5 شد ودر عمليات کربلاي5در واحد شناسايي غواصي داوطلب شد ودر عمليات بزرگ کربلاي5در منطقه کربلاي ايران شلمچه در تاريخ20/ 10/ 1365 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.يادونامش گرامي
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد فتحعلي تصديقي
السلام عليک يا ابا عبدالله وعلي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابداً ما بقيت وبقي اليل والنهارو....
بنام آن که پيش از جهان هستي اول بود وبعد از جهان هستي آخر وهميشه بوده وخواهد بود سلام برآخرين پيامبر خدا واولين ؟؟؟حضرت محمد(ص)وبا سلام برآخرين معصوم وامام در پس پرده غيبت يوسف الزهرا ؟؟مستضعفان عالم حضرت مهدي(عج).
وبا درود برنائب امام مهدي(عج)ورهبر کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني وبا سلام برقائم مقام رهبري آيت الله منتظري.
الهي چه زيباست ايام دوستان تو با تو وچه نيکوست معاملت ايشان در آرزوي ديدار تو خدايا در مسير که آمده ام فقط جان دارم که مي خواهم در رهت دهم ويک کوله باري از گناه ومعصيت که مي خواهم اينها را از بين ببري هيچ چيز ديگري در دست ندارم خدايا تو خدا از خودم به خودم نزديکتري وخود مي داني که چه چيزاز تو مي خواهم که مرا ببخشي مي دانم که صلاحيت ندارم ولي اين را هم مي دانم که تو بزرگي ومهرباني وبخشنده وتو خود ؟؟که در رهم پا گذاريد تا رستگار شويد آمده ام واميدوارم که از در بخشندگيت روکني واين عاصي گنهکار را بيامرزي.
اي پدر عزيز سلام اميدوارم که مرا ببخشي واز زحماتي که براي بزرگ کردن من کشيدي خيلي ؟؟؟هستم اي پدر تو که مرا بزرگ کردي ومي خواستي عصاي دستت باشم اميدوارم حالا که خدا قبول کرده است هديه اي از تو قبول کند بپذيري وانشاءالله برادران ديگرم عصاي دست تو خواهند بود وجاي خالي اين حقير را پر خواهند کرد.
اي مادر عزيزم سلام برتو که شبها بيداري کشيدي ومرا تا به اين جا رساندي از تو مي خواهم که از اين که توانسته ام به حرف امام واسلام لبيک گويم اميدوارم که مرا ببخشي وهرگز در فکر من نباشي زيرا من به سوي معبود خود مي روم گريه وزاري مکن تا خداوند تو را از صابرين خود قرار دهد.
با عرض سلام خدمت تمامي قوم وخويشان وهمچنين تمامي دوستان وآشنايان وهمسايگان معلمان واستادان عزيز که براي اين حقير زحمت کشيدند بخصوص از استاد عزيز ح- ک که واقعاً با زحمات خود توانستند.....از تمامي دوستان وقومان وديگران طلب آمرزش مي کنم واگر از دست اين حقير بدي ديده اند مي خواهم که به بزرگواري خودشان حلال کنند وببخشند تا خدا هم از سر گناهان ومعصيت هاي اين حقير در گذرد.التماس دعا 30/ 9/ 1365 در پايان هم مي خواهم که با امام واسلام باشيد ورستگار شويد.والسلام فتحعلي تصديقي