کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
11:15
محمدعلی وطن خواه باغسیاهی

محمدعلی وطن خواه باغسیاهی

فرزند مصطفی

تاریخ تولد
1344/04/04
تاریخ شهادت
1361/08/24
محل شهادت
عین خوش
محل تولد
فارس - بوانات - باغ سیاه
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید وطن خواه در روستایی دور افتاده بنام باغ سیاه واقع در بخش بوانات فارس در خانواده ای کشاورز دیده به جهان گشود تحصیلات ابتدایی را در همان روستای مزبور با موفقیت تمام به اتمام رسانید. ولی بخاطر محرومیت منطقه و نبودن مدرسه راهنمایی و عدم امکانات از ادامه تخصیل باز ماند اما در این مدت بیکار ننشسته و بخاطر علاقه به اسلام و مذهبی بودن خانواده قرآن را نزد پدر بزرگش فرا گرفت و پس از آن به مشهد مرغاب عزیمت نمود و مشغول تحصیل شد ولی باز هم این تحصیل بخاطر دوری از خانواده بیش از یکسال ادامه نیافت و برای کار به شیراز رفت و در یک کارگاه مکانیکی مشغول به کار گردید. رفتار در خانواده بیش از حد او به خانواده مخصوصاً پدر و مادرش علاقه آنها نسبت به خود دو چندان کرده بود اخلاق و رفتارش چه در کودکی و چه هنگام تحصیل و بعد از آن تمام افراد خانواده و فامیل را تحت تأثیر قرار داده بود. فعالیتهای اجتماعیش که همزمان با بهبویه انقلاب بود با شرکت در تظاهرات و راهپیمائی و اجتماعات شروع شد و همانند تمام جوانهای پاک باخته شیفته امام است امام امت و گوش به فرمان او بود و در این راه سر از پانمی شناخت با مساجد علاقه بخصوصی داشت و از همان دوران ابتدائی به مسجد می رفت انگار که از همان کودکی معبودش را خوب شناخته و میل وافری به یادگیری احکام اسلام داشت و اکثر اوقات نمازش را در این سنگر بزرگ بجا میآورد. شهید وطن خواه همچنان مشغول کار و فعالیت و کمک به خانواده بود تا اینکه دشمنان دین و قرآن و ایادی استکبار جهانی حمله را به کشور اسلامیمان آغاز کردند و جنگ ما با صدام و صدامیان شروع شد. مدتی از ادامه این جنگ گذشت او که قلبی سرشار از عشق به خدا داشت و می خواست که هر چه زودتر به دیدار معبودش شتابد چندین بار تصمیم گرفت به جبهه برود اما بخاطر کمی سن و مشکلاتی که برایش ایجاد شده بود موفق نشد همیشه بی تابی می کرد و می خواست که هرچه زودتر به میعادگاه عاشقان الله برود. بالاخره این انتظار بسر رسید و با یکی از دوستان همکلاس و همکارش عازم میدان نبرد شد دوره آموزشی را در کازرون بمدت یکماه به اتمام رسانید و برای دیدار مجدد و آخرین دیدار با خانواده به زادگاهش برگشت و بعد از چند روز به خط مقدم اعزام شد پدر و مادرش هر دو یقین پیدا کرده بودند که فرزندشان شهید می شود خود شهید هم از نامه هایی که از کربلای ایران به والدینش نوشته بود از شهید شدن خودش خبر داشته بود. عملیات محرم شروع می شود محمدعلی هم با ایمانی راسخ در این حمله پیروز بر مزدوران بعثی شرکت دارد او هستی و وجود خود را در طبق اخلاص نهاده و با بی صبری منتظر تقدیم به معبودش هست و عاقبت به آرزوی خویش که قبل از رفتن به جبهه گفته بود من انشاالله اولین شهید باغ سیاه هستم میرسد و در منطقه عین خوش بر اثر ترکش فریب خوردگان صدامی به فیض شهادت نائل گشت نحوه به جبهه رفتن او و تمام خصوصیات اخلاقیش در این مختصر نمی گنجد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
با درود به بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران امام خمينى و مردم شريف ومبارز ايران دراين مرحله اززمان انسان متعهد بايد تصميم نهايى خودرا اتخاذ كند يا درجه والاى شهادت ويا ذلت و خوارى يكى از اين دو راه را من به عنوان يك مسلمان مقلد امام را ه اول را انتخاب كردم وبا عشق به شهادت درمرز به جنگ با عمال كافر بعثى ودر داخل بازبا دست نشاندگان آمريكا و شوروى به مبارزه پرداختم مگر ما از حسين بالاتر يم يا ارزش جانمان بيشتر است اى مردم مسلمان ما براى خاك نمى جنگيم ما براى اسلام عزيزمى جنگيم اگر پيروز شديم و اگر پيروز نشديم شهيد هستيم و در نزد خداوند روزى مى گيريم من خودم را كوچكتر از آن ميدانم كه شمارا نصيحت كنم چون بالاترو داناتر ازمن هستيد ولى پيام من به شما اين است مردم آستين ها را بالا بزنيد و از جنگ و شهادت در راه خدا نترسيد و برامپرياليسم شرق وغرب و اسرائيل كافر بشوريد آنها دارند خون جوانان وپيران و بچه ها ى مارا مى مكند و در عوض در كاخهاى سربه فلك كشيده به خوشگدرانى مشغولند تا كى ميخواهيد ذلت را تحمل كنيد هميشه معتقد به مكتب انسان ساز اسلام و رهبر ى فرزند عزيز حسين و الگوى مسلمانان واقعى و كامل و اميد همه مستضعفين جهان امام كبير مان امام خمينى بت شكن باشيد اگر شهيد شدم دلم مى خواهد در وطن خودم باغسياه خاك شوم واگر نصيبم نشد پيش بقيه بچه ها بر ميگردم و اگر شهيد شدم فقط دعا كنيد كه خدا مرا در زمره شهيدان درگاهش قراردهد و مرا غسل ندهيد و كفن نكنيد چون امام حسين (ع) نه كفن داشت و نه غسل داده شده بود به مادرم بگوئيد آرزوى من برآورده شد
وگريه نكن فقط دعا كن وبه او بگوئيد اگر گناهى د حق تو كردم به خاطر خدا مرا ببخش چون اگر تو مرا نبخشى خدا مرا نمى بخشد و به پدرم بگوئيد من كه خدمتى براى تو نكردم ولى از تو درخواست ميكنم به خاطر خدا مرا ببخش ويك پيام به ملت مسلمان و مجاهد دارم وآن اين است كه اگر همه كشته شدند بجز يك نفر من از آن يك نفر مى خواهم كه تسليم دشمن نشود و فقط تسليم دربرابر خدا باشد و ملت بايد فقط متكى به خدا وقوانين خدا و اسلام باشد و گوش به فرمان خمينى بت شكن باشند ديگر عرضى ندارم خداحافظ سلام مرابه پدرومادرم و برادرم وخواهرانم وتمام اقوام وخويشان وتمام اهالى باغ سياه برسانيد از كوچكترين تا بزرگترين خداحافظ مرا حلال كند خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگه دار .