بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد بزرگوار در سال 1349 ه ـ ش با شماره شناسنامه 9 شهرستان بيضاء قريه سنيان چشم به دنيا گشود . ايشان در خانواده اي متولد شد که از لحاظ اجتماعي و فرهنگي از سطح بالايي برخوردار بودند . خانواه ايشان الگوي ايثار و گذشت و هم چنين نمايان کننده شعارها و آرمان ها اين انقلاب بودند و اين شهيد بزرگوار که تازه چشم به دنيا گشوده و با اخلاص و آداب خانواده خود که الگوي اهالي روستا بود قرار گرفت و خانواده ايشان در سن 5و 6 سالگي بود چه از طرف والدين و افراد خانواده به طرف نماز و قرآن سوق داده شد و با تاکيدخانواده ايشان در سن 7و8 سالگي بود که علاقه به معنويات و آخرت بست و بايد براي خوانندگان اين زندگي نامه ر ا بيان کنم که ايشان از سن 7 سالگي پا به مدرسه گذاشتند و رفتار و اخلاق ايشان کودکان هم سن و سال را تحت تاثير قرار داده بود . اين شهيد بزرگوار زندگي پيامبران را سرلوحه زندگي خود ساخته بود اما کسي جزء والدين از حال ايشان خبر نداشتند و روزها به مرور زمان سپري مي شد برادر عزيز مان هم عشق به شهادت را کم کم ذهن خود مجسم مي ساخت . آري بايد بگويم که همزمان با پيروزي انقلاب بود که اين شهيد بزگوار در پشت ميز نيمکت هاي مدرسه که سنگر علم و انقلاب بود خدمت مي کردند . و در سنگر مدرسه خدمت خمودش را که همان ارج گذاشتن به تعليم و تربيت بود خوب انجام دادند و بايد براي عزيزان بيان کنم که شهيد برگوارمان در دوران ابتدايي درس عشق الهي مي آموختند پنج سال از عمر شهيد عزيز و ؟؟؟ اخلاق و کردار ايشان بود و با تمام مشقت و سختي سپري کردند و شايد مي پرسيد مشقت و سختي ها براي چي . بلي بايد بگويم که کسي نبود که به اسرار دورن اين شهيد پي برده و آرزويش را بپرسد . اين شهيد تنها بود کسي را نداشت که خواسته اصلي او را برآورده کند او را و اگر هم مورد توجهي نداشتند اين شهيد در طول اين پنج سال با خود سوخت و ساز کرد و تا اين مدت چه در خانواده و چه در مدرسه اخلاق قابل ستايش داشتند و رفتار و کردارش مورد گفت و شنود اهالي محل بود تا اين که ايشان در سن 13 سالگي پا به مدرسه شهيد مصيب دهقان ؟؟؟ گذاشتند و دوران راهنمايي خود را آغاز کردند اما بايد بگويم که ديگر اين شهيد حالا مي تواسنت درد دل خود را بيرون بريزد و حرف دل خود را بيان کند . دوران راهنمايي بود که سفارش را براي خودم و شاگردانش بيان کرد و سفارش شهيد چنين بود . برادران هم کلاسي در زندگي هدفتان را مشخص کنيد و به دنبال يک مسيري حرکت کنيد که اسير ارزش ها و کمالات باشد در غير اين صورت اگر علامه حلي هم شويد ارزشش پوچ و باطل مي باشد و ياد دارم هنگام بازگشن از جبهه به دوستان خود مي گفت درجه کمال و بالاترين مرتبه از زندگي به همين ديدم که به آن همه مسائل دنيايي پشت کنم يک دست لباس ساده بسيجي به تن کنم و در برابر خصمان براي رضاي او شجاعانه و پيروز شوم و در کنار آن هم اگر به شهادت نائل گشتم آن هم بس افتخاري است . و برادر بزرگوارمان در هنگام دعا و نيايش پس از بيان کردن طول عمر امام عزيز و نايب برحقش حضرت حق مهدي موعود اين شعار را قرائت مي فرموند : خدايا اوراق و دفتر گزارش کار دنيايمان را به لطف لقايت و ديدار ثانيه شماري مي کتنيم منتظريم که ديدار واقعي ما فرا رسد و آن روز روز لقاء معبود است و ديدار يار خداي چگونه تو را شکر گويم و سپاس تو را به جاي بياورم و در اين روز آغاز سال سالي که حوادثش برما پوشيده و بر تو آشکار است سالي که مشخص نيست تا آخرش در اين منزلگاه باشم سالي که بايد لطف و فرمايي و ما را از گناهانام بازداري که بي لطفي تو ما هيچيم و گول دنيا را نمي خرديم و بايد براي خوانندگان زندگي نامه اين شهيد بزرگوار را بيان کنم که اگر چه خانواده اين شهيد با شغل شريف کشاورز خودشان توانستند آبرومندانه مشکلات مادي خود را برطرف سازند و اميدوارنه آينده نگاه کنند خانوده اي که شهادت فرزندش را سعادتي مي دانست که نصيب آن شهيد بزرگوار شده و افتخاري که شامل خودشان شده بايد سپاس بداريم. روحش شاد و يادش گرامي باد .