کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
17:55
محمد تقی آگاه

محمد تقی آگاه

فرزند محمد علی

تاریخ تولد
۱۳۴۶/۰۵/۰۵
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۰۹/۲۲
محل شهادت
عراق
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس-گراش-خلیلی
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
بر اثر اصابت گلوله
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید محمد تقی آگاه : شهید محمد تقی آگاه در سال 1346 در خانواده ای مذهبی و متدین چشم به جهان گشود در سن 7 سالگی راهی دبستان شد هنوز مدت کوتاهی از سال اول آمدن به مدرسه نگذشته بود که تأمین معاش زندگی خود و پدر و مادر را بر تحصیل ترجیح داد و به کار و فعالیت و همکاری با پدر مشغول گردید . وی از کودکی عشق به اسلام و محبت اهل بیت عصمت و طهارت را در دل داشتند نسبت به پدر و مادر خود و دیگر اعضای خانواده احترامی خاص قائل بودند و برادری دلسوز مهربان برای تمام همشهریان خود بود ایشان با وجود این که هنوز چندین بهار از عمرشان نگذشته بود با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری پرچمدار تاریخ عصر امام خمینی(ره) در روشن کردن ذهن های مردم به اسلام و انقلاب نقش بسزایی داشتند در اوایل جنگ و با تشکیل پایگاه های مقاومت روستایی نقش عمده ای در تشکیل پایگاه مقاومت حمزه سیدالشهدا روستای خلیلی به عهده داشت و در این پایگاه فعالانه شرکت می کردند از خصوصیات بارز ایشان تشویق جوانان به شرکت در پایگاه بود سپس به مدت 6 ماه نیز به عنوان پاسدار افتخاری در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لار جهت خدمت به نظام جمهوری اسلامی حضور داشتند و ایشان با دیدگاه عمیقی که به اسلام و قرآن و میهن اسلامی خود و رهبر عظیم الشان انقلاب داشتند سنگر کار و فعالیت در کنار خانواده را رها کرده و به خاطر عشق و علاقه به انقلاب و امام و احساس وظیفه در پاسداری از حریم انقلاب اسلامی و قرآن و حراست از سرزمین های کشور ایران در سال 1363 به جبهه های حق علیه باطل شتافت و طی سه مرحله اعزامی به جبهه حدود نه ماه حضور فعالانه داشتند تا این که بالاخره در عملیات کربلای 5 در منطقه مجنون در تاریخ 22/9/1365 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند . روحش شاد و یادش گرامی باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيتنامه برادر رزمنده پاسدار وظيفه محمد تقي آگاه :ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون ؛گمان مبريد آنان كه در راه خدا جهاد مي كنند از مردگانند بلكه آنان زنده اند ونزد خداي خود روزي مي گيرند» هم اكنون وصيتنامه ام را شروع مي كنم .پدر و مادر عزيز و برادر گرامي اگر من لياقت شهادت داشتم و خدا اين سعادت به من عطا فرمود كه شهيد شدم براي من گريه نكنيد چون راهي كه من انتخاب نكرده ام راه علي اكبر امام حسين است خون من از علي اكبر امام حسين عليه السلام سرخ تر است . او هم 18 سال داشت و به پدرش گفت حرف قرباني من بزن نه حرف شادي من اين دنيا ارزشي ندارد همه خوابيم رفت چه بهتر كه با دست پر از اين دنيا بروم . به شما اي دوستان و رفيقان من در خانه ننشينيد كه وقت نشستن نيست بايد به حرف امام لبيك گفت و اين دين را از گردن خود ادا كنيم . پدر عزيز و مادر مهربان پدر جان تو مثل حسين و تو مادر مهربان مثل زينب چون كوهي استوار تحمل و شكيبايي كنيد در پايان به تمام ملت ايران توصيه مي كنم كه يك لحظه امام را تنها نگذراند و هر چه سريعتر جنگ را به اتمام برسانند و قبر شش گوشه امام حسين را آزاد كنند . والسلام .برادر شما محمد تقي آگاه مرا در روستاي خليلي در قبرستان جنوب روستا دفن نماييد .خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار .