بسم الله الرحمن الرحيم
گذري بر زندگي نامه پاسدار وظيفه شهيد عبدالحسين کهنسال
بنام الله پاسدار حرمت ارزشهاي تجلي يافته از خون شهيدان هميشه گواه تاريخ شهيد با ايثار خون خويش و جريان يافتن آن در رگهاي اجتماع به جامعه حرکتي نوين و قابل تحسين مي دهد و بر اين اساس آنانرا مي توانيم بدينگونه خطاب کنيم کتابشان قرآن راهشان اسلام سلاحشان وحدت پيامشان ايمان جرمشان قيام براي خدا و عملشان جهاد در راه خدا و مقصودشان شهادت است. خدايا تو شاهد باش که چگونه پيشگامان مکتب سرخ تشييع اين ره يافتگان مکتب علي عليه السلام دنبال کننده هدف حسين عليه السلام چگونه جان عزيز خويش را در طبق اخلاص نهاده اي حسين زمان خميني عزيز اي طلايه دار پرچم دار جدت حسين عليه السلام تو نيز شاهد دعاهاي ما باش که پيام روح بخشت را با جان پذيرفتيم و خونمان را در سبيل پاکت نثار کرديم اي حسين عزيز سلام بر تو و بر قطره قطره خون گرم عاشقانه ات که جوشيد تا در لحظه اي از اين خط مستقيم عاشقانه ترين ارواح قدوسي مظلومان پاکباز و از خويش گذشته اي را به ملکوت اعلي و لقاء الله اتصال داد. شهيد کهنسال در روز دي ماه سال 1342 در روستاي سلامت آباد کربال متولد شد و با موقعيت آن زمان در خانواده اي محروم و در دامان مادر و سرپرستي پدر بزرگوارش پرورش پيدا کرده و در سن دو سالگي پدرش را از دست داد و پس از يکسال که از وفات پدر گذشت مادرش بنا به عللي جاي دگر زندگي نمود و سرپرست و مادر بزرگش و عموهايش بودند . در سن هفت سالگي به مدرسه رفت و بخاطر اينکه در روستا مدرسه نبود او مجبور بود که به روستاهاي اطراف براي تحصيل برود . و با تمام رنج و مشقت به تحصيل ادامه داد و با مشکلاتي که در پيش بود توانست تا کلاس سوم در روستاهاي اطراف تحصيل کند و سپس با تأسيس مدرسه در روستا به روستاي خود جهت تحصيل آمد و دوره راهنمائي را به خرامه آمد و براي اينکار مي بايست خانه اجاره کند و ؟؟؟ خرج زياد مي شد و با آن کمبود مالي که داشت توانست تا دوم راهنمائي ادامه دهد و سپس در اثر مشکلات مالي زياد مجبور شد روزها کار و شبها تحصيل نمايد و بعداً به شيراز رفت و به کار و تحصيل پرداخت در آن محيط فاسد آن رژيم شهيد خود را به نحو احسن حفظ نمود و به خودسازي پرداخت و محيط بر روي او اثر نگذاشت . پس از مدتي به روستا آمد و به کار کشاورزي مشغول شد تا اينکه انقلاب به پيروزي رسيد و او در تظاهرات و افشاي جنايات رژيم شرکت فعال داشت و در جلسات و برنامه ها و انجمن اسلامي روستا شرکت مي نمود . شهيد کهنسال در نيمه سال 57 ازدواج نمد و مسئوليت خانه و زندگي را به عهده گرفت و در رفتار او در خانه بسيار خوب بود و ثمره ازدواج وي دو فرزند مي باشد وي در آبانماه سال 61 براي اولين بار همراه جمعي از دوستانش داوطلبانه راهي جبهه هاي جنوب گرديد و به مدت سه ماه مأموريت در جبهه هاي عين خوش به فعاليت خود ادامه داد و با توکل به خدا به دفاع از حريم انقلاب اسلامي پرداخت و پس از اتمام مأموريت به روستا بازگشت اما او ديگر راه خود را يافته بود و مجدداً در تاريخ 20/01/62 به عنوان پاسدار وظيفه به پادگان آموزشي شهيد دستغيب کازرون رفت و مدت سه ماه در آنجا آموزش را به پايان رساند و سپس به مرخصي آمد که آخرين مرخصي او بود و راهي جبهه هاي غرب که در منطقه پيرانشهر و پادگان جلديان بود به مدت کوتاهي مستقر شد در نامه هايي که شهيد کهنسال مي فرستاد زياد سفارش مي کرد دعا کنيد که من شهيد شوم و يا از بعد معنوي جبهه زياد مي نوشت و اينها همه نشانگر عشق به شهادت او بود که خود را آماده کرده بود و مدتها آرزوي آنرا مي کشيد . تا اينکه در عمليات والفجر 2 در حين مبارزه و بستن جاده تدارکاتي دشمن با ترکش خمپاره به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم. متن وصيتنامه پاسدار شهيد عبدالحسين كهنسال. ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون (قرآن مجيد). براستى خداوند جانها و مالهاى مومنين را از آنها خريده است تا اينكه بهشت را به ايشان عطا كند. تا جهاد كنند در راه خدا و بكشند و كشته شوند. درود برهبر كبير انقلاب اسلامى ايران حسين زمان خمينى و درود برزمندگان حق عليه باطل و درود بر پيروان خط امام ملت شريف ايران. حسين زمان خمينى عزيز فرياد هل من ناصر ينصرنى مظلومانه ات را بگوش جان شنيدم و لبيك گويان اجابت نمودم و با قلبى سرشار از عشق به لقاء الله به جبهه حق عليه باطل شتافتم تا به جهانيان بفهمانم كه آگاه باشيد كه تاريخ خونين حسين از سلاله پاك محمد (ص) در كربلاى ايران تكرار مى شود و چون حسين زمان كه نماينده بر حق ولى عصر (عج) نداى حق را حتى به عروسان در حجله ها رسانده كه اى ملت بيدار باشيد و فرداى قيامت هيچگونه بهانه اى نداشته باشيد كه حق به من نرسيده و من نفهميدم. اينجانب بنده خدا عبدالحسين كهنسال فرزند عبدالصمد كهنسال متولد 1342 شماره شناسنامه 263 صادره از سلامت آباد كربال پيرو خط امام و شيعه دوازده امامى، مكتب اسلام كتاب قرآن، و شهادت به يگانگى پروردگار عالم و شهادت به رسالت انبياء الهى كه راهنماى بشريت به سوى الله بوده اند كه اشرف الانبياء خاتم پيامبران محمد (ص) مى باشد و شهادت بر اوصياء او يعنى دوازده امام و جانشينان بر حق او كه اولين آنها على ابن ابيطالب و آخرين آنها حجه ابن الحسن العسكرى (ع) امام دوازدهم كه بنا به عللى در غيبت كبرى از نظرها غائب است و اين انقلاب اولين مرحله انقلاب ظهور امام زمان و ايجاد دولت حق در سراسر دنيا مى باشد و شهادت بر اينكه خداوند عادل است و قيامت و ميزان و صراط و بهشت و جهنم و فشار قبر و سرازيرى قبر و حساب نكير و منكر در قبر حق و عالم برزخ، زندگى بعد از مرگ حق مى باشد و از شما قومان و خويشان و اهالى سلامت آباد و اى كسانى كه وصيتنامه اين حقير را مى خوانيد، توقع دارم امام را دعا كنيد و امام را فراموش نكنيد و راه اينجانب و راه شهيدان را ادامه دهيد و اينرا بدانيد كه سكوت و بى تفاوتى بزرگترين گناه است و اگر از دست اين حقير كوچكترين گناهى سرزده آنرا به بزرگوارى خودتان ببخشيد و مرا حلال كنيد و نيز شبهاى چهارشنبه و جمعه يادى از اين حقير و شهداى گلگون كفن انقلاب اسلامى ايران بكنيد و يك فاتحه بخوانيد. و اى عموهايم خواهش من از شما اين است كه از قومان و خويشان برايم حلال بودى بخواهيد تا براى رضاى خدا مرا حلال كنند. و از شما مى خواهم كه شما براى من خيلى زحمت كشيده ايد مرا حلال كنيد، و خواهش من اين است كه همانطور كه براى من پدرى كرديد، براى فرزندم عبدالصمد هم پدرى كنيد تا مبادا يتيمى بر او اثر كند، و او را به مدرسه بفرستيد و او را تربيت اسلامى بدهيد، و از شما مى خواهم كه به همسرم مهربانى كنيد و سرپرستى نماييد كه انشاءالله خدا در عوض به شما اجر جزيل عنايت خواهد كرد، از شما عموهايم و قومان و خويشان مى خواهم كه در شهادت من و مجلس ختم من به مردم خوش آمد بگوييد و طورى با مردم رفتار كنيد كه از شما سرمشق بگيرند و در شهادت من هيچ ناراحت نباشيد بلكه خوشحال باشيد كه همچنين سعادتى نصيب شما شده است، سعادتى كه رضاى خدا در اوست، از شما مى خواهم كه مرا در كنار قبر پدرم بخاك بسپاريد و يك زحمت هم بكشيد و قبر پدرم تعمير كنيد. مادرجان از شما خواهشمندم كه مرا حلال كنيد و در مصيبت من صبور باشيد و در شهادت من كسى حق ندارد طورى ناراحتى كند كه خدا ناراحت شود و روح من و شهداى ديگر آزرده گردد و اگر بخواهيد گريه كنيد براى امام حسين (ع) گريه كنيد كه در صحراى كربلا بى يار و ياور بودو يار و غمخوارى نداشت. از خواهرم مى خواهم كه مرا حلال كند. اى خواهر مهربانم اميدوارم همچون زينب صبور باشيد و همچون يك خواهر شهيد پيام مرا به خواهران ديگر برسانيد و هميشه حجاب اسلامى را رعايت كنيد تا خواهران ديگر از تو سرمشق بگيرند و اى همسرم من از تو شرمنده هستم كه تو را تنها گذاشتم و رفتم ولى اميدوارم شما هم راضى باشيد كه انشاءالله راضى خواهيد بود. چون من راهى رفتم كه امام حسين (ع) رفت و رفتن در اين راه براى شما افتخار است. اى همسرم اميدوارم مانند يك همسر شهيد صبر و استقامت بخرج دهيد و نماز شكر بجا آوريد كه همسر شهيد شده ايد همسرم اميدوارم در اين چند سال در خانه هر بدى از من ديده ايد مرا حلال كنيد و اميدوارم هر حسابى با هر كس دارم حسابمان را صاف كنيد تا از كسى بدهكار نباشم. همسرم از تو مى خواهم كه فرزندانم را تربيت اسلامى بدهيد چونكه هر فرزندى در دامان مادر بهتر از هر جاى ديگر تربيت پيدا مى كندو اى همسرم اميدوارم با آنها به مهربانى رفتار كنيد اگر بعد از من فرزندى گيرمان آمد اگر پسر بود اسمش را ياسر بگذاريد و اگر دختر شد سميه. از مادربزرگم هم مى خواهم كه مرا حلال كند و هم از زن عمويم چونكه براى من خيلى زحمت كشيده اند، از شما مى خواهم كه موتور سيكلت هم كه در خانه از طرف گروه مقاومت گيرمان آمده وقف گروه مقاومت كنيد ولى بگوييد هر كس سوار شد براى راه خدا و خدمت به اسلام سوار شود و براى كار شخصى سوار نشود حرام است ولى در خانه چيز ديگرى سهميه من نمى شود چيزى در خانه ندارم همين هم كه دارم طبق رساله امام بين فرزندانم و همسرم تقسيم كنيد، اگر هم بودجه تان رسيد يك مقبره برايم بسازيد و وصيت من به پدرزنم اين است كه اگر نتوانستم در اين دنيا براى شما دامادى باشم چونكه امانتى بيش نبودم امانت هم نبايد خيانت شود، مخصوصا امانتى كه از خدا باشد هرچه زودتر بسوى خودش برگردد. اميدوارم كه در آخرت بتوانم وظيفه داماديم را انجام بدهم و خواهش من اين است كه شما حق به گردن من زياد داريد و از شما مى خواهم كه مرا حلال كنيد و از شما مى خواهم به خانواده من سرپرستى كنيد و از شما مى خواهم كه فرزندم عبدالصمد را هم مانند فرزندان ديگرت رفتار كنيد تا در ميان بچه ها فقير و مظلوم نباشد و اميدوارم كه بتوانيد خانه او را درست كنيد و اميدوارم كه خدا به شما اجر جزيل عنايت بفرمايد. از شما مى خواهم كه در شبهاى جمعه اگر نمى توانيد به سر قبرم هم برويد در خانه يك سوره قرآن برايم بخوانيد و فاتحه بخوانيد ولى از شما مى خواهم كه هر ماهى يكبار سر قبر من بياييد و برايم دعا كنيد و 8000 ركعت نماز قضا برايم بجا آوريد. فرزندم خداحافظ، همسرم خداحافظ، مادرم خداحافظ، قومان و خويشان ديدار تا روز قيامت. عبدالحسين كهنسال0 2/4/62. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى (عج) خمينى را نگهدار.