کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
06:35
حاتم لطفی

حاتم لطفی

فرزند محمدولی

تاریخ تولد
1347/07/02
تاریخ شهادت
1362/05/09
محل شهادت
مهاباد
محل تولد
فارس-خنج-کورده
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
آرپی جی زن
نحوه شهادت
اصابت گلوله
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد حاتم لطفي : شهيد حاتم لطفي در سال 1347 در ميان خانواده اي مذهبي و متدين در روستاي کورده خنج از توابع شهرستان لارستان ديده به جهان گشود . سال به سال از عمر با برکت وي مي گذشت . مقطع ابتدايي را پشت سر گذاشت و وارد راهنمايي شد ، تا سوم راهنمايي تحصيلاتش را ادامه داد تا اينکه به سن جواني رسيد تصميم گرفت که براي دفاع از مملکت و دين و ناموس به جبهه برود . شور و شوق وصف ناپذيري نسبت به رفتن داشت به او گفتيم : حاتم ! درست را ادامه بده هنوز زود است که بروي و نرو نگاهي به من کرد و گفت من بايد بروم بجنگم من بايد بروم بجنگم بايد از ناموس و مملکتم دفاع کنم به هر نحو ممکن رفت مهاباد ، در کمتر از يک ماه در مهاباد بود . چند روزي را مرخصي گرفت و به منزل آمد اخلاقش ، رفتارش و چهره اش دگرگون و نوراني شده بود . مي گفت : بايد اميدتان فقط خدا باشد . همه ما يکي هستيم و بزرگتر و کوچکتري نداريم بزرگتر فقط خداست ، خدا . دوباره به مهاباد بازگشت خلاصه خود را وقف حفظ و برقراري امنيت کشور کرده بود . براي دفاع از نظام جمهوري اسلامي و امنيت مردم منطقه به مبارزه با اشرار و افرادي که قصد اخلال در زندگي روزمره مردم را داشتند پرداخت . او که در اين راه سختي ها و مشقات بسياري را متحمل شد ولي هيچگاه حاضر نشد دست از مبارزه با ظالمين و مزدوران و کمک به محرومان و مستضعفان بردارد . سرانجام بر اثر جراحات وارده توسط اشرار در تاريخ 9/5/1362 در سن 15 سالگي در عمليات والفجر 5 در منطقه سردشت مهاباد به فيض شهادت نائل آمد روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
بسمه تعالى وصيتنامه شهيد حاتم لطفى بنام خداوند پرورش دهنده مجاهدان و سربازان فداكار اسلام ......شهادت، شهادت دريچه آزادى من از دنيا، شهادت، شهادت منتهاى حركت يك مسلمان شهادت، شهادت آرزوى قلوب عارفان شهادت، شهادت، نهايت آرزوى مشتاقان و عاشقان. اى ملت آزاده من چه مى توانم براى شما بنويسم و چه سفارشى براى شما مى توانم بنمايم اين شما بوديد كه ماها را پرورش داديد و اين شماها بوديد كه ماها را مشوق و راهنما بوديد اين شماها بوديد كه ما را در ادامه راه اميد مى داديد اكنون اين خونها چه ارزشى دارد كه در راه شما، كه راه هستى مطلق است ريخته شود اى انقلاب عزيز ما سيراب شود از خون ما و به ايستادگيت ادامه بده اى بازوان انقلاب بجوشيد از خون ما و به تداوم انقلاب ادامه دهيد اى اسلاميان بر خورشيد و به رهبرى اين (رهبر كبير) پرچم اسلام در سر تا سر جهان بر پا كنيد اى جوانان همه مسئوليد در برابر ملتهاى تحت ستم فلسطين، لبنان، عراق، و برخيزيد و بكوشيد تا به يارى ((الله )) آنها را از زير يوغ چپاولگران نجات دهيد، اى مردم بى تفاوت نباشيد و هر كدام بدست خود تا مى توانيد بكوشيد كارگر در كارخانه و كشتزار، سرباز در جبهه، معلم در مدرسه، روحان يدر اجتماع، و همه مردم در صحنه هر كدام تا مى توانيد فعاليت كنيد تا اين انقلاب را به پيروزى كامل برسانيد كه مقدمه اى براى انقلاب جهانى حضرت بقيه الله مى باشد و در اين راه از هيچكس نحراسيد اى جوانان روستايى و شهرى نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين د رميدان نبرد شهيد شد اى جوانان مبادا در غفلت بميريد كه على در محراب شهادت شهدى شد و مبادا در حالى بى تفاوت بميريد كه على اكبر حسين در راه حسين و با هدف شهيد شد اى مادران: مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر خدا نمى توانيد جواب زينبرا بدهيد كه تحمل 72 شهيد را نمود همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه نبرد بفرستيد و حتى جسد او را هم تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود سوى كه در راه خدا دادم پس نمى گيرم اى اقوام و خويشان من بر من اشك تمساح نريزيد اگر واقعا مرا دوست داشتيد حالا راهم را ادامه دهيد و با شركت در جبهه ها و با كمكهاى مالى در پشت جبهه اسلام را يارى كنيد وگرنه من نمى خواهم بيائيد و بگوئيد بدبخت شد و فلان شد من به بهترين راهها رفتم و به بهترين آرزوها رسيدم و اين قابل درك نيست مگر براى آنانكه خدا را بيشتر از همه چيز دوست دارند اى برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمانها براى تمكين دردهاست هميشه بياد خدا باشيد و در راه او قدم بر داريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين كردند روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرتها است حضورتان را در جبهه هاى حق ثابت نگهداريد. خداحافظ ديدار به قيامت والسلام.