کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
14:08
علی حیدری

علی حیدری

فرزند محمدعلی

تاریخ تولد
1348/03/10
تاریخ شهادت
1365/10/04
محل شهادت
آبادان
محل تولد
فارس - سروستان - سروستان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
اصابت ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد علي حيدري : در يکي از روزهاي بهاري سال 1348 در روستاي سيف آباد از توابع شهرستان سروستان در خانواده اي روستايي و مذهبي پسر بچه اي به دنيا آمد که نام او را علي ناميدند ، علي که آمدنش نيکو بود و رفتنش نيکوتر . او پسري فعال و بسيار مهربان بود و با همه به مهرباني و خوبي رفتار مي کرد هيچ گاه کسي را از خودش ناراحت نکرد دوران ابتدائي را با موفقيت پشت سر گذاشت و به علت نبودن مدرسه مجبور شد براي ادامه تحصيل به کوهنجان برود ولي به علت مشکلات نتوانست تحصيلات خود را کامل کند . تصميم گرفت در کارها به پدر کمک کند و کمک خرج خانواده شود در رستوراني مشغول کار شد و در کارهاي کشاورزي هم به پدرش کمک مي کرد . خلاصه نوجواني فعال و کوشا بود تا اينکه پا به سن شانزده سالگي گذاشت و احساس کرد بزرگ شده و بايد براي دفاع از کشورش اقدام کند پاي برنامه هاي تلويزيوني مي نشست و برنامه هاي جنگي را تماشا مي کرد و مي گفت من هم دوست دارم مثل اين رزمنده ها به جبهه بروم . عموي او يک رزمنده بود هرگاه براي ديدن خانواده اش از جبهه بر مي گشت اولين کسي که به ديدنش مي رفت علي بود به عمويش مي گفت من راهم با خودت ببر هر چه به او مي گفتند تو هنوز بچه اي ، به حرف کسي گوش نمي داد و مي گفت من بزرگ شده ام مي خواهم وظيفه ام را ادا کنم تا اينکه .... در روز 28 صفر 1365 هنگامي که خانواده او در منزل عمويش دعوت بودند همراه چند نفر از دوستانش به دفتر بسيج کوهنجان رفته و از آنجا به شيراز فرستاده شده بودند . پدر و مادرش وقتي موضوع را فهميدند به دنبالش رفتند مقابل حرم مطهر شاهچراغ ايشان را ديدن کرده بودند ولي او برنگشت و گفته بود پدر و مادر عزيزم من تصميم خود را گرفته ام از من راضي باشيد و بگذاريد بروم . حدود 48 روز در سرزمين مبارک شلمچه بود تا اينکه در کربلاي 4 با دوستانش که از کوهنجان و سروستان بودند به مقام والاي شهادت رسيد و مفقودالاثر شد و بعد از 9 سال جسد گلگون کفنش را آوردند . او جواني دانا و آگاه بود و در سن هفده سالگي به آرزوي بزرگ خود يعني شهادت رسيد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسمه تعالي
" ان الله لا يغير ما يقوم حتي يغير و اما بانفسهم " خداوند سرنوشت و حال هيچ کس را تغيير نمي دهد مگر آن که آن شخص در تغيير سرنوشت خود دخالت داشته باشد. بسم رب الشهداء و الصديقين وصيت نامه برادر علي حيدري با سلام بر رهبر کبير انقلاب اسلامي اين پير جماران بت شکن اين نايب بر حق خميني کبير و با سلام بر اين ملت شهيد پرور که طي 6 سال جنگ است که توانسته اند خاک عزيز اسلام را از دست کفر پاکسازي کردند سلام بر شما اي ملت مسلمان ما مي رويم و شما پشت جبهه ها را نگه داريد و اين دشمن چه داخلي و چه خارجي را نابود کنيد و راه کربلا را باز کنيد و بعد به قدس عزيز برويد و اين پرچم لا اله الا الله را در سرتاسر جهان سرفراز کنيد و با خانواده هاي شهدا به کربلا برويم من چقدر دلم مي خواست با شماها به سر قبر امام حسين بيايم و قسمت چنين بود که بر هر فرد مسلمان لازم است ما که مي ميريم چرا در راه اسلام نرويم که يک عبادت است اي ملت شهيد پرور اگر مي توانيد آنهايي هم که در گمراهي هستند به راه راست هدايت فرمايد و اگر نمي توانند در اين راه اسلام خدمت کنند اگر بر ضد اسلام خدمت مي کنند آنها را نابود کنيد و سلامم را بر آنهايي که در راه اسلام خدمت مي کنند مي رسانم و دلم مي خواهد که شما ملت ايران به اين خدمت گذاران کمک کنيد و اين آمريکا و حاميانش را نابود کنيد من عنوان يک فرد کوچک به شما مي گويم که خط امام که خط امام زمان و خط امام زمان و خط پيغمبر اسلام محمد (ص) است و خط حضرت محمد خط خدا است که از هم? خطها بالاتر است ولي خدا را شکر که ما از دست ظلم و ستم طاغوتي آزاد شديم و اميدوارم که اين آمريکا و تمام دور بريانشان را نابود کنيد و کاخ آمريکا را به آتش بکشيد ديگر عرضي ندارم خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . " ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم " خداحافظ شماها لطفاً 70 تومان بدهيد محمد حسين جمالي 200 تومان منوچهر مرادي والسلام .