کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
20:47
عباس علی جنتی

عباس علی جنتی

فرزند رستم

تاریخ تولد
1342/02/01
تاریخ شهادت
1361/04/24
محل شهادت
پاسگاه زید
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - آباده - آباده
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
(( مختصري از زندگي نامه شهيد پاسدار عباسعلي جنتي )) : در اولين روز بهاري ارديبهشت ماه سال 42 در آباده متولد شد . يکي از جوانان بسيار ارزنده خوب و فعال بود او که از دوران کودکي دوست دار حق و حقيقت و مستغرق در عشق و علاقه به دين بود در راه دين و ياري آن آن قدر رفت تا جان عزيز خود خود را هم فداي اسلام و قرآن نمود . مديريت در کارهايش داشت در انجام هر کاري اول فکر مي کرد حتي کارهاي خيلي ساده . موفقيت در کار برايش مهم بود و هميشه از راه درست وارد عمل مي شد . هر چند به تحصيل علم علاقه داشت اما تا مقطع سوم راهنمايي را بيشتر پيش نرفت و به دليل پاره اي مشکلات مؤفق به ادامه تحصيل نشد و با علاقه اي که به خدمت به اين سرزمين پهناور داشت به شغل پاسداري مشغول شد و با فعاليت هايي که از خود نشان مي داد دوست داشتش را به اثبات رسانيد . تا اين که در 24/4/61 در پاسگاه زيد به درجه شهادت نائل آمد .
بسم الله الرحمن الرحيم : وصيت نامه شهيد عباس علي جنتي : يا ايها الذين امنوا ان تنصرالله ينصرکم و يثبت اقدامکم : اي کساني که ايمان آورديد خدا را ياري کنيد تا خدا شما را ياري کند و قدم هاي شما را ثابت گرداند . سلام برادر .... سلام بر شما امت اسلامي وشهيدپرور ، و درود بر امام امت خميني بزرگ . و درود به شهيداني که با قطره هاي خون سرخ شان نهال انقلاب اسلامي را بارور ساختند . درود به مادراني که فرزندانشان را اسماعيل وار در قتل گاه حاضر مي کنند و شهادت را فوز عظيم مي دانند . من آن مرغي هستم که با پر و بالي خسته در قفس پولادين اسيرم . هر گاه عزم پرواز کردم بال هايم شکست و پرهايم در آتش قهر سرنوشت سوخت . هر گاه عزم پرواز کردم بال هايم شکست ... هر گاه عزم آواز کردم زبانم گنگ و سرودم به عصيان خون کشيده شد ، هر گاه خواستم دنيا را از نزديک ببينم ستاره اقبال من سوسو زنان خاموش و آسمان دلم لکه سياهي پوشاند ليکن از فجر دل نشاط در انتظار و غروب سر در گريبان عمرم را سياحت کردم . اما هر دم که از عمرم مي گذشت و هر نفسي تازه مي کردم خنده ها از من دور مي شدند و يکايک شمع هاي زمان مي رفتند و شبستان وطن از فروغ اين شمع ها بي نصيب مي شد . پيشوران صداقت مي رفتند و فسق و فجور بر ما چيره مي شد . رادمردان وطن به دست طاغوتيان در بستر متحرک زمان اسير مي گشتند - مفسران تاريخ هابيليان براي خود سکوت محض اختيار کرده بودند . طاغوتيان با نظام ديکتاتوري خود جوانان ما را که رسالتي سنگين بر دوش داشتند به دار خون آويزان مي کرد . و ليکن من امروز واجب ديدم که در صحنه نبرد حاضر شوم و در کنار برادرانم با کفار بجنگم . کفر را نابود سازم و انتقام خون هزاران شهيد را از ستمگران بگيرم ... پايدارم کن خدايا ... آنها که خونشان زمينه ساز حکومت حضرت مهدي ( عج ) مي باشد آن ها که تلافي خونشان دنياي ظالمين را درهم مي کوبد و تاريخ را متزلزل مي سازند . آن ها که از کلبه هاي فقر و تنگدستي بلند شده تا به لقاء ا... بپيوندند . آن ها که فرياد الله اکبرشان فضاي اسلامي کشورمان را پر کرده ، آن ها که چون شرارهايي از آتش به قلب سپاه کفر حمله کرده تا فتح فلاح را براي آيندگان به تماشا بگذارد . آن ها که چون قبيله نور در سياهي شب به دشمنان دين خدا حمله کردند و پيروزمندانه ، اين سياست سنگين را براي فرزندان خود به ارث گذاشتند . آري .... آري برادر اين چنين بود که من احساس کردم که خون شهيدان بر دوش من سنگيني مي کند و ما نمي توانيم در کنار خوني که از شريان پاره شده آن ها بر زمين ريخته آسوده باشيم . ستم کاران خون شهيدان ما را گروگان گرفته اند ، آن ها رهائي کافران را از امت اسلام خواستارند ! بله خواستارند اي مؤمنين ، اي جوانان سلحشور بپاخيزد تا بر اوج فلاح ما برافراشته شدن پرچم خون رنگ اسلام را جشن بگيريم و اما امروز بال و پرم را باز ديدم و عزم پرواز کردم ، پروازي به ديار پاک باختگان و ايثارگران و شهادت آفرينان صحنه نبرد ، پرواز به جايي که با اندک نيروئي که در توان دارم اسلام را ياري کنم ، و امروز زبان خود را گويا ديدم و مي خواهم اين پيروزي بزرگ را نزد همگان بازگو کنم . مي خواهم فرياد الله اکبر را از کران تا کران نعره زنم ، مي خواهم فرياد برآوريم و نصرت و عظمت براي مسلمين از خداي بزرگ خواهان شوم . ولي غروب سر در گريبان رفت بسيجي با آن نسيم را پذيرش آمد . بلبلان سحري با نغمه هاي زيبايشان درختان با آن عظمت شان بر گ هايشان را تکان مي دادند و خنده کنان فرداي روشن براي امت اسلام وسوسه مي کردند . و سخني با مردم قهرمان و هميشه در سنگر ! اي امت اسلام : دست به دست يکديگر داده و امام کبير را ياري کنيد تا خدا شما را ياري کند و ريشه کفر را از کشور اسلامي ما برکند . اي مردم هرگز از چيزي که مي بينيد نترسيد ، با دلي سرشار از اميد : با دلي مملو کنيد از خصم به قلب سپاه دشمن حمله کرده و آن ها را نابود سازيد . که خدا با شماست و خدا شما را ياري مي کند همان طوري که وعده داده است اي عاشقان خدا بکوشيد و مردانه بجنگيد و دشمن را از سرزمين اسلامي خويش بيرون کنيد که شماها دست پرقدرت اسلاميد که از اين خاک جان برکفان ( ايران ) برخاسته و رسالتش اين است که کفر را در جهان نابود کند و اسلامي جاويدان و اسلامي عزيز جايگزين آن سازد . خدايا ، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار خدايا ! چنان جسم مرا قطعه قطعه کن و مرگ مرا سرخ در راه خود قرار بده که گناهانم ريخته شود . و لايق درگاه تو باشم - بار خدايا . از تو استعانت مي جويم براي تقرب جستن به درگاهت . ( والسلام عليکم و رحمت الله ) عباس علي جنتي .