عباس عزیزی زاده ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند صادق
تاریخ تولد
۱۳۴۴/۰۸/۲۶
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۱۰/۲۲
محل شهادت
شلمچه
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
دیده بان
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد عباس عزيززاده: شهيد عباس عزيززاده در کودکي بسيار پر شور و با محبت و مهربان و دلسوز بود آن شهيد از کودکي مهر ائمه اطهار را در دل داشت هميشه يکي دو ماه که به عاشورا مانده بود در تب و تاب اين بود که بچه هاي هم سن و سال خود را جمع کند و به درست کردن تبق و کارهاي هيأت مشغول شوند تا اين که هنگامي که 13 ساله بود انقلاب شد و در همان موقع بود که شور انقلاب و جبهه و جنگ در سر او افتاد و هميشه اين را مي گفت که بايد همه از دين خود و خاک وطن و ناموس خود دفاع کنند و نگذارند که بيگانگان بر ملت ايران تسلط پيدا کنند در دوره دبيرستان بود که به جبهه رفت و چند ماهي در جزيره مجنون بود که به علت مجروح شدن از ناحيه پا ايشان را به پشت جبهه منتقل کردند در آن وقت بود که بعد از مداوا و معالجه درس خود را تمام کردند و فوراً براي خدمت سربازي خود را معرفي کرد که ارتش ايشان را به خاطر مجروحيت پا و ترکش هايي که در سر و بدن داشتند معاف کرد ولي آن شهيد خود را به سپاه معرفي کردند و گفته بودند که من هيچگونه ناراحتي ندارم و بايد ما را اعزام کنيد و آنها هم قبول کرده بودند تا اين که ايشان پس از 18 ماه خدمت در جبهه هاي جزيره مجنون فاو و شلمچه در روز 22/10/1365 در عمليات کربلاي پنج در پست ديدباني ساعت 5 بعد از ظهر به شهادت رسيد . روحش شاد و يادش گرامي باد.
بسمه تعالى آنانى كه درراه خدا كشته شده اند وجهاد مرده نپنداريد بلكه آنان زنده اند ونزدپروردگارشان روزى مى خورند مادرم بگذار تا با شهادتم زندگى خاموشم را منورسازم نورچشمم من ازبين تمامى رنگها ورنگ سرخ وازبين گلها لاله را وازبين تمام باغها بهشت را وازبين تمام مرگها شهادت را انتخاب كرده ام آنگاه كه قلب ريوف وپاكم را كه مملو ازعشق به الله است ودشمن با اسلحه كلاشينكف سوراخ مى كند ويا آنگاه كه بدن پاره شده ام را اززير چرخهاى تانك بيرون مى آورند وياآن لحظه كه براثر گلولهاى توپ و خمپاره بدنم سوخته مى شود وخاكستر آنرا نيز نسيم بهشتى مى برد ويا آنگاه كه بدنم طعمه ماهيهاى خليج فارس مى شود ويا آن لحظه كه خبراسارتم رابه شما خانواده گرامى مى دهند شما را به ايزد لا يزال سوگند مى دهم كه هيچ نگران نباشيد چون خداوندامانتى را كه داده است دوباره پس خواهد گرفت چه بهتر كه هديه درراه خدا نباشد واما آن موقعى كه جنازه ام برسرودست امت حزب الله بلند است وتشييع مى شود من نيز با صداى رسا وبلند فرياد برمى آورم كفنم را بياوريد تا با خون خود رنگين كنم وبرلوح آن بنويسم هيهات من الذله همچون كه درروز عاشورا هنگامى كه قاصد به سوى امام حسين وازآن درخواست بيعت كردوابا عبدالله درجواب فرموند هيهات من الذله آرى اينچنين استوار امت حزب الله اين را بدانيد كسانى كه دراين راه
مىروند مرگ سرخ را انتخاب مى كنند ودرخاتمه هيچگاه امام راتنها نگذاريد ازخداوند براى او طلب طول عمر مسئلت بخواهيد والسلام پيامى براى والدين عزيزم ومادرمهربانم ازشما طلب بخشش مى خواهم كه اگر دراين دوروز زودگذر زندگى ناراحتى ازفرزند ناقابل خود داشتيد بردارم تصدقت گردم على اكبرجان اگر بدى ازبرادر كوچك وحقير خود ديديد حلال بودى مى طلبم اميدوارم كه مراببخشيد وهمچنين خواهران عزيزم اعظم وزهرا وزهره اميدوارم درپناهفاطمه زهرا قرار گيرند واگر رنجى ازبنده حقير هم ديديد مرا عفو نماييد ونورچشمهاى ديگرم جواد ورسول را ضمن دعا وسلام سلامتى آنهارا ازامام زمان خواستارم ازتمام قوم خويشان طلب بخشش مى كنم هربدى ازماديديد به خوبى خود عفو نماييد والسلام مخلص شما عباس